تسخیر
دولت توسط غولهای
فناوری
در
دوران دونالد
ترامپ، شرکتهای
فناوری بیش از
هر زمان دیگری
در ایالات
متحده نفوذ
دارند. سخن از
"تسخیر
دولت"، در میان
است.
تسخیر
دولت وضعیتی
را توصیف میکند
که در آن بازیگران
خصوصی نه تنها
از خارج لابی
میکنند،
بلکه خود را
در درون تشکیلات
دولت نیز جای
میدهند. آنچه
در دوره دوم
ترامپ مشاهده
میکنیم از
نظر کیفی جدید
است: مدیران سیلیکون
ولی دیگر فقط
پیمانکار نیستند.
آنها حتی به ردههای
نظامی منصوب میشوند،
در آژانسها مستقر میشوند
و پلتفرمهای
آنها به سیستم
عامل خود دولت
تبدیل میشوند.
تصمیمات سیاسی
به کد تبدیل میشوند
و توسط مدیران
شرکتها به جای
پارلمانهای
منتخب هدایت میشوند.
بنابراین
دولت از درون
در حال برنامهریزی
مجدد است.
ارتش
ایالات متحده
قراردادی ده میلیارد
دلاری به شرکت
تکنولوژی
"پالانتیر"(که
توسط "پیتر تیل"
تأسیس شده)
اعطا کرد که یکی
از بزرگترین
قراردادها در
تاریخ وزارت
جنگ به شمار می
آید.
نرمافزار
"پالانتیر"
به سیستم عامل
استاندارد
برای شناسایی
میدان نبرد،
تدارکات زنجیره
تأمین و منابع
انسانی تبدیل
خواهد شد، که
اکنون همه بر
روی الگوریتمهایی
اجرا میشوند
که تحت
فرماندهی
ارتش نیستند،
بلکه توسط یک
شرکت "فناوری
اقتدارگرا"
کنترل میشوند!
ارتش
نه تنها نرمافزار
خریداری
کرده، بلکه
حاکمیت عملیاتی
خود را نیز به
پلتفرمی
واگذار کرده
است که بدون
آن دیگر نمیتواند
فعالیت کند.
یا
پرسنل را در
نظر بگیریم که
با گروه ذخیره
تازه تأسیس
شده Detachment
201، پنتاگون
چهار مدیر سیلیکون
ولی را به
درجه ستوان یکم
منصوب کرده
است. به این
ترتیب تمایز بین
پیمانکاران و
فرماندهی
عمداً حذف شده
است.
نفوذ
الیگارشی در این
کشور چیز جدیدی
نیست. اما این
شبکه به طور
متفاوتی عمل میکند:
اولا
به صورت عمودی
یکپارچه شده
است، ثانیا
همان صندوقهای
سرمایهگذاری
خطرپذیر
متعلق به ایدئولوژیکترین
سرمایهگذاران
سیلیکون ولی،
مانند صندوق
بنیانگذاران
"پیتر تیل"،
در شرکتهای
فناوری سرمایهگذاری
میکنند،
افراد خود را
در آژانسهای
تدارکات دولتی
قرار میدهند
و سپس این
آژانسها
قراردادهایی
را مینویسند
که فقط این شرکتها
میتوانند
آنها را انجام
دهند."پالانتیر"
نه تنها در
بازار سهام
موفق است،
بلکه نفوذ سیاسی
نیز دارد.
دولت درحال
برنامهریزی
مجدد است
وقتی
دولت دیگر نمیتواند
شرکتها را به
عنوان مشتری
رها کند، آنها
به سیستم عامل
آن تبدیل می
شوند و چیزی بیش
از سود کسب می
کنند. در حقیقت
آنها در قدرت
سهیم شده اند.
بی
جهت نیست که
شرکت پالانتیر
با درآمد سه
ماهه یک میلیارد
دلار - که ناشی
از افزایش ۵۳ درصدی
قراردادهای
دولتی است - به
بهترین
عملکرد در
شاخص سهام S&P 500 نیویورک
تبدیل شده است.
پیامد
واقعی دیگر،
فرسایش کنترل
است. وقتی
الگوریتمهای
پالانتیر تصمیم
میگیرند چه
کسی یارانه دریافت
کند یا چه کسی
اخراج شود، اینها
تصمیمات سیاسی
هستند. اما هیچ
بحث پارلمانی،
هیچ نظارت
عمومی و هیچ
فرآیند
"دموکراتیکی"
وجود ندارد. این
تصمیم در یک
الگوریتم اختصاصی
نهفته است. نمیتوان
آن را بررسی
کرد. نمیتوان
آن را از طریق
کانالهای سیاسی
عادی به چالش
کشید. این یک
حکومت از طریق
یک "جعبه سیاه"
است. تصمیمات
دولت امپریالیسم
آمریکا توسط زیرساخت
بخش
خصوصی که به
آن وابسته
است، محدود میشود.
زیرساختی که
برای سرمایهگذاران
طراحی شده
است، نه برای
شهروندان. اینگونه
است که
دموکراسی در ایالات
متحده آمریکا
به حرفی پوچ و
بی مسمی تبديل
شده است.
اروپا
نیز به شدت به
زیرساختهای
دیجیتال
وابسته شده
است
قدرتمندان
"سیلیکون ولی"
سعی میکنند
همان معماری
را به سراسر
اقیانوس اطلس
تعمیم دهند.
به
عنوان مثال،
آلمان را در
نظر بگیریم. نیروهای
مسلح آلمان
اکنون وابستگی
خود را به
"آندوریل"، یک
شرکت فناوری
دفاعی مستقر
در ایالات
متحده، از طریق
قراردادی با
شرکت اسلحه
سازی مقتدر این
کشور "راین
متال" عملی
کرده اند. این
کنسرن انواع
اروپایی موشکهای
"باراکودا" و
هواپیماهای
خودران "فیوری"
تولید میکنند.
این سیستمهای
به اصطلاح
اروپایی از
سرورهای کالیفرنیایی
بهروزرسانی
میشوند و در
چارچوب
پارامترهای
تعریف شده در
سیلیکون ولی
عمل میکنند.
در بریتانیا،
سرویس بهداشت
ملی از یک
پلتفرم
پردازش شده از
"پالانتیر"
استفاده میکند.
ایتالیا
در حال حاضر
در حال بررسی
استفاده از
"استارلینک"
ایلان ماسک
برای
ارتباطات
نظامی است.کمیسیون
اتحادیه
اروپا قصد
دارد حفاظت از
دادهها و
مقررات هوش
مصنوعی را تضعیف
کند.این دقیقاً،
نتیجه اشتباهی
است که میتوان
از این موضوع
گرفت. استدلال
این است:
اروپا در حال
عقب افتادن
است، بنابراین
ما باید قوانین
را سست کنیم و
به کارآفرینان
آزادی عمل بدهیم.
اما نتیجه عملی
این مقرراتزدایی
اینست که ایجاد
حاکمیت بیگانه
و وابستگی را
تسریع میکند.
تضعیف
حفاظت از دادهها
و مقررات هوش
مصنوعی، شرایط
بازی برابر ایجاد
نمیکند. این
دقیقاً در را
به روی پلتفرمهای
آمریکایی که
قادر به جذب
هر نوآوری تولید
شده توسط
اروپا هستند،
باز میکند.
اروپا
نمیتواند با
تبدیل شدن به یک
ماهواره با
مقررات ضعیف
با شرکتهای
بزرگ فناوری،
رقابت کند.یکی از
کارشناسان
دلسوز خانم
پرفسور
"فرانسیسکو
بریا" (استاد
کالج دانشگاهی
لندن ) معتقد
است که:
"اروپا
به یک دکترین
حاکمیت دیجیتال
دموکراتیک در
پنج حوزه حیاتی
نیاز دارد، و
سپس سرمایهگذاری
برای اجرای آن.
اول: اروپا
واقعاً به زیرساختهای
دیجیتال
مستقل نیاز
دارد که من آن
را "Euro Stack"
مینامم
- پلتفرمهای
ابری، سیستمهای
هویت دیجیتال،
زیرساخت هوش
مصنوعی، ظرفیت
نیمههادیها
و ارتباطات
امن که در
خدمت
شهروندان و
کنترل دموکراتیک
باشد، نه سود
سهامداران.این امر
مستلزم سرمایهگذاری
عمومی عظیم
است.
دوم: اروپا به یک
سیاست صنعتی
قوی نیاز
دارد، نه یارانههایی
که بین هزار
استارتاپ توزیع
میشود، بلکه
سرمایهگذاریهای
استراتژیک و
بلندمدت در پایههای
اصلی تواناییهای
فناوری. این
باید با یک
استراتژی در
سراسر قاره
برای انتشار
هوش مصنوعی در
تولید،
مراقبتهای
بهداشتی، بیوتکنولوژی،
فناوریهای
پاک و سایر
بخشهای کلیدی
همراه باشد.
به طور کلی،
اکوسیستم
فناوری عمیق
اروپا باید از
تحقیقات و
صنعت تقویت
شود. با پذیرش
عمومی، همسو
با اهداف اقلیمی،
مشاغل خوب و
رقابتپذیری
بلندمدت.
سوم:تدارکات
عمومی باید
اصلاح شود تا
از وابستگی
برگشتناپذیر
نهادهای
اروپایی به
تأمینکنندگان
خارجی(آمریکایی)
جلوگیری شود.
تدارکات باید
بر اساس نقاط
قوت ساخته
شود، نه نقاط
ضعف.
چهارم:
قانون
اتباع بیگانه
و مقررات عمومی
حفاظت از دادهها
(GDPR) مانعی
برای نوآوری نیستند،
بلکه یک مدل
اروپایی متمایز
از حاکمیت
فناوری را
تجسم میکنند
که با مردم به
عنوان
دارندگان حق،
رفتار میکند،
نه به عنوان
دادههایی که
باید استخراج
شوند.
پنجم:آنچه
مورد نیاز
است، شفافیت سیاسی
است. اروپاییها
باید درک کنند
که آنچه در
واشنگتن
اتفاق میافتد
صرفاً سیاست
آمریکا نیست؛
این پروژهای
است که اساساً
فراملی است و
از طریق نفوذ
سیاسی،
معاهدات،
سرمایه و
پلتفرمها به
سیستمهای
مراقبتهای
بهداشتی،
ارتشها و نیروهای
پلیس اروپا
گسترش مییابد.
جناح راست
اقتدارگرای
فناوری در آمریکا
برنامه ویژه
ای دارد.
اروپایی ها باید
با شفافیت ،
استقلال بیشتر
و مشروعیت
پاسخ دهند."
گرچه راه حل این
خانم پرفسور
کاملا در خدمت
نظام سرمایه
است، ولی لا
اقل راه حلی
است
برای کاهش
وابستگی به
قول های فناوری
"سیلیکون ولی".
نقل از
توفان شماره ۳۱۲ اسفند ماه۱۴۰۴ ارگان
مرکزی حزب
کارایران
وبلاگ توفان قاسمی
http://rahetoufan67.blogspot.se/
وبلاگ ظفرسرخ
http://kanonezi.blogspot.se/
http://toufan.org/ketabkane.htm
سایت آرشیو نشریات توفان
http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm
توفان در توییتر
https://twitter.com/toufanhezbkar
توفان در فیسبوک
https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی
https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts
توفان درشبکه تلگرام