جنگ
دوازده روزه
ورابطه امنیت
ملی با امنیت
معیشتی مردم
هیچگاه امنیت
ملی و حفظ
منافع ملی
ایران درعرصه منطقه
وجهان ودر
میان انبوهی
از دشمنان و
غارتگران امپریالیست
در تناقض و
تضاد آشتیناپذیر
با امنیت معیشتی
وحقوق
دمکراتیک شهروندان
و مردم بویژه
کارگران و
زحمتکشان در درون
ایران نیست.
یکی لازم و
دیگری ملزوم
آن است. یکی
بدون دیگری
کامل نیست و
لذا یکی بر
روی دیگری به
عنوان دو قطب
و پدیده متقابل
و متاثر بر
روی هم به
صورت
دیالکتیکی
تاثیر گذارده
و نابودی یک
طرف این تضاد
به نابودی طرف
دیگر و خاتمه
یافتن این
فرآیند تمام
میشود.
امپریالیسم
و صهیونیسم و
سایر دشمنان
ایران در
همسایگی ما
وجود دارند.
ایران ما که
نه تنها در
سایه تهدید و
تجاوز نظامی
آنها قرار
داشته بلکه
حتی در تیررس حملات
پهپادی
وموشکی جاسوسان
و بمباران
هوایی دشمنان
قرار داشته،
اما سالهاست
به حیات خود
ادامه داده
است.
دشمنی
امپریالیسم آمریکا برای
تجزیه ایران و
تسلط بر کشور
ما سالهاست
وجود داشته و
دارد و در
آینده نیز
وجود خواهد
داشت.حملات
غافلگیر
کننده اخیر به
ایران وجنگ
تجاوزکارانه
دوازده روزه
زنگ ها را به
صدا در آورده
است.رژیم صهیونیستی
اسرائیل با
یاری اربابش
آمریکا
نه فقط برای
سرنگونی رژیم
خیز برداشته
است بلکه آهنگ
آن دارد تا
جغرافیای ایران را
چندپاره کند.
ایران
به علت موقعیت
جغرافیای
سیاسی و
راهبردی
همواره در
معرض تهدید
امنیتی و دائمی
قرار دارد.لیکن
پذیرفتنی
نیست که از
وحشت دشمن
خارجی جان تهی
کنیم و ادامه
فقر، فلاکت،
دزدی، راهزنی،
ارتشاء، بردهداری
و... را به بهانه
حفظ امنیت ملی
تحمل کنیم.
این شکل
«امنیت ملی»
چندین دهه است
بهانه
تبلیغاتی و
تئوریک شگرفی
خلق کرده تا مردم
ایران را
مجبور کند در
مقابل هر پستی
و نقض حقوق
قانونی،
مشروع و
انسانی خویش
سرتعظیم فرود
آورد.
واقعیت
این است که در
تاریخ معاصر،
بعد از انقلاب
بهمن که ایران
استقلال
سیاسیاش را
به دست آورد و
دست
امپریالیسم و
صهیونیسم را
در عرصه
سیاسی،
امنیتی،
نظامی و..
کوتاه کرد،
همواره مورد
تهدید بود.
سخنی به گزافه
نگفتهایم
اگر مدعی شویم
ایران دائما
در مسیر یک
جنگ اعلاننشده
حرکت کرده و
میکند و به
همین جهت باید
به نقش دشمنان
ایران و عمال
داخلی
وجاسوسان آنها
در داخل خاک
ایران و یا در
میان لشگر ورشکسته
اپوزیسیون
مزدور توجه
کرد. ولی این
توجه به اصل
درستِ
پاسداری از
حفظ امنیت ملی
و تقویت ایران
به ویژه از
نظر نظامی در برابر
دشمنان تا
دندان مسلح
ایران به این
مفهوم نیست که
از رسیدگی و
توجه به زندگی
کارگران و
زحمتکشان،
فرهنگیان، و
گرسنگان نظام
نئولیبرالی
سرمایهداری
سر باز زد و
وضعیت اسفناک
آنها را که نه
امنیت شغلی،
نه امنیت آینده،
نه امنیت
خانوادگی و نه
امنیت جانی
دارند نادیده
گرفت. کسانی
که سرانجام از
مرزها، تمامیت
ارضی و امنیت
ملی خارجی
ایران دفاع میکنند
همین نیروی
میلیونی مردم
هستند که به
امنیت داخلی
نیاز داشته و
باید بدانند
در جبهه نبرد
ملی و طبقاتی
از کدام
دستآوردهای
خویش که میخواهند
آن را برای
نسل بعدی به
امانت
بگذارند دفاع
مینمایند.
کارگر،
زحمتکش و یا
ایرانیای که
خانوادهاش
سر گرسنه بر
بالین میگذارد
توانائی
کشیدن ماشه
برای حذف دشمن
را ندارد. کسی
که امنیت خودش
تامین نیست
نمیتواند از
امنیت میهن
دفاع کند.کسی
که ناراضی
وگرسنه است و
ازدانش
و آگاهی کافی
هم برخردار
نیستد ،
خطرسقوط بی
تفاوتی وحتی
همکاری با
اجانب
منتفی نیست.
بارها
نوشتیم
وتحلیل کردیم امنیت
ملی بدون
تامین امنیت
معیشتی و شغلی
طبقه کارگران
مقدور نیست و
گرنه مقوله حفظ
«امنیت ملی» به
ابزاری برای
خفقان و سرکوب
و اتهام به
مردم بدل میشود.کارگران
و بازنشستگان
که هرروز و هر
هفته دست به
تحصن وتجمع
وتظاهرات می
زنند اما در
طی جنگ
تجاوزکارانه
دوازده روز
برای حفظ
امنیت ملی وتمامیت
ایران موقتا
تا دفع تجاوز
خارجی به خیابان
نیامدند وجهت
مبارزه
ورابطه
دیالکتیکی
امنیت ملی وامنیت
معیشتی را
صحیح درک
کردند. اما پس
از آتش بس
موقت و دفع
خطر حمله
نظامی مجددا
به مبارزتشان
ادامه دادند
و روزی
نیست که
کارگران و
بازنشستگان وسایر
مزدبگیران
فرودست برای
مطالبات برحق
خود به اعتراض
دست نزنند. وقتی
آنها شعار میدهند
«وعده وعید
کافیه، سفره
ما خالیه!» گوش
شنوائی برای
این فریاد
وجود ندارد. درهمین یک
ماهه اخیر پس
از آتش بس
موقت کارکنان
قراردادی در
چند
پالایشگاه
نفت جنوب وهمچنین
کارکنان
قراردادی
مناطق نفتخیز
جنوب در اهواز
دست به اعتصاب
وتجمع زدند.. کارگران
ارکان ثالث،
اداری-
پشتیبانی،
خدماتی و
رانندگان
شرکتهای
پیمانکاری در
پالایشگاههای
پارس جنوبی با
شرکت در
تجمعات
اعتراضی،
اعتصاب کردند. آنها
خواستار:
«حذف شرکتهای
پیمانکاری.
اجرای
کامل طرح طبقهبندی
مشاغل.
بهرهمندی
از نفت- گاز
کارت، بن کارت
و اعمال
مرخصی ۲ به ۲ برای
کارگران
پشتیبانی»
هستند.
کارگران
به فشار کار،
فقدان
امکانات
ایمنی و بهداشتی،
عدم دریافت
حقوق سر وقت،
حقوق معوقه،
عدم امنیت
شغلی و حتی در
اختیار
نداشتن ابزار
کار منطبق با
محیط کاری و
لغو
پیمانکاری و نظام
افسارگسیخته
بردهداری
مدرن سرمایهداری
درهیبت
نئولیبرالی
اعتراض میکنند
و این
اعتراضات
اگرچه به صورت
غیرمتشکل و
پراکنده است
ولی ادامه
دارد...
این
وضعیتی است که
حاکمیتی که
مقوله حفظ
امنیت ملی را
بر لب دارد بر
سرمردم ایران
آورده است،
زیرا سگان
تازی
نئولیبرال را
از بند
رهانیده و از
قِبَل غارت
آنها
برخوردار میگردد.
حمله
غافلگیرکننده
اخیربه ایران
و جنگ دوازده
روزه زنگ خطر
جدی را علیه
موجودیت ایران
به صدا در
آورده است.
گفتمان تکامل
صنایع هسته ای
و مجهز شدن به
سلاح اتمی
بعنوان یک
سلاح
بازدارنده تا
نزدیکی بیشتر
ایران به چین
و بهره مند
شدن از پدافند
هوائی بهتر
ودرنهایت تقویت
سیاست گردش به
شرق با حرارت
تمام
ادامه دارد. دریک
کلام چه باید
کرد که به ایران
قوی تجاوز
نشود و نقش
توده مردم
درچنین اوضاعی
چه می تواند
باشد؟
راه کار
قوی شدن ایران
درعرصه امنیت
ملی کدام است
وچه باید کرد:
- قوی
شدن ایران در
عرصه امنیت
ملی تنها
آموزش فنآوری
نیست.
- قوی
شدن ایران در
عرصه امنیت
ملی تنها تقویت
تسلیحات و حتی
سلاح اتمی نیست.
- قوی
شدن ایران
تنها تقویت
پدافند هوایی
نیست......
تقویت
ایران وقوی
شدن ایران در
عرصه ملی،
تقویت جبهه
داخلی است، بسیج
خلق است، تکیه
به مردم و یکپارچگی
مردم است، به
مردم
شرافتمندی که
علیرغم نارضایی
و مخالفت با
رژیم جمهوری
اسلامی حاضر
نشدند خفت
تجاوز و تروریسم
امپریالیسم
آمریکا و صهیونیسم
اسرائیل را
بپذیرند بلکه
این
تجاوز را به
عنوان
نقض حق حاکمیت
ملی و
تمامیت ارضی ایران
بشدت محکوم
کردند.
مردم ایران
به فراخوان
اسرائیل و آمریکا
ونوکران داخلی
و خارجی اش نه
گفتند و به
خائنان
وطنفروش پهلوی
و رجوی و چپ
اندر قیچی های
پارکابی امپریالیسم
و صهیونیسم تف
ریختند.... ازاین
رو تقویت امنیت
ملی ایران
دردرجه نخست
احترام به
حقوق پایه ای
مردم ایران
است.برسمیت
شناختن حقوق
کارگران و
زنان است.آزادی
احزاب و سندیکاهای
مستقل کارگری
و سازمانهای
مدنی است.
تقویت
ایران در عرصه
امنیت ملی شناساندن
علمی امپریالیسم
و صهیونیسم و
دشمنان مردم ایران
به توده مردم
است و اعتراف
به این واقعیت
که اجرای سیاست
اقتصادی نئولیبرالیسم
در ایران
خواست امپریالیسم
سازمان تجارت
جهانی، صندوق
بین المللی
پول و بانک
جهانی است. قوی
شدن ایران یعنی
مبارزه با
دزدان و
آقازاده ها ،
مختلسان و مافیای
قدرت ...........
وگرنه
ایران حتی نیروی
نظامی اش هم
را تقویت کند
اما این
قدرتمندی یک
پایش كاملا می
لنگد، شاید
درکوتاه مدت
جواب دهد اما
دردراز مدت
درمقابل دشمن
خارجی
وجاسوسانش
تاب نخواهد
آورد! جلب رضایت
مردم و تجلیل
از همبستگی ایجاد
شده علیه جنگ
تجاوزکارانه بدون
پاسخ فوری و
عملی به مطالبات
سوزان مردم و
کاهش نارضایی
در پهندشت ایران ثمربخش نخواهد
بود.
سلاح «حفظ
امنیت ملی»
سنتی که
درتطابق با
امنیت معیشتی
مردم نباشد دیگر
بُرائی
تبلیغاتی
برای حکومت
ندارد و درعمل
دروازههای
دژ ایران را
برای ورود
قوای اشغالگر
باز میگذارد.
ایران از درون
اشغال میشود
و امنیتش از
میان میرود.همه
قرائن نشان می
دهند بیشترین
ضربات به
ایران از درون
کشور بوده است.
تجربه حکومت
دکتر مصدق هم که
به آرایش نمای
خارجی ایران
چسبیده بود و
از توجه به
زندگی
زحمتکشان،
کارگران و
دهقانان و
بسیج آنها سر
باز میزد و
تنها در پی
مماشات و
کشف «رجل ملی»
بود در مقابل
ماست. امروز
کسانی که درجه
بهرهکشی و
خونآشامی
خویش از مردم
را تشدید کرده
و از فقر عمومی
شرم ندارند،
وضعیت را به
جائی میکشانند
که فریب
خوردگان با
دستهگل به
پیشواز
متجاوزان به
مصداق «پس اگر
نادری پیدا
نخواهد شد،
کاشکی
اسکندری پیدا
شود» بروند.
آنچنان روز
مباد! و تنها
راهش تغییر بنیادی
جامعه ایران
به نفع
زحمتکشان است. حفظ
امنیت ملی
ایران در
مقابل امپریالیسم
و صهیونیسم بدون
تکیه به امنیت
مادی ومعنوی شهروندان
ایران ممکن
نیست.
نقل
از توفان
شماره ۳۰۶ شهریور ماه۱۴۰۴ ارگان
مرکزی حزب
کارایران
وبلاگ توفان قاسمی
http://rahetoufan67.blogspot.se/
وبلاگ ظفرسرخ
http://kanonezi.blogspot.se/
http://toufan.org/ketabkane.htm
سایت آرشیو نشریات توفان
http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm
توفان در توییتر
https://twitter.com/toufanhezbkar
توفان در فیسبوک
https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی
https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts
توفان درشبکه تلگرام