چرا
چنین شد و راه
حل کدام است؟
حرکت
اعتراضی اخیر
مردم ایران در
چهارچوب
اعتراضات صنف
بازار سنتی
بازار باقی
نماند و به
سرعت به
خیابانهای
تهران و پس از
آن نیز به
سایر شهرها
کشیده شد.عناصر نفوذی
موساد در سلول
های مخفی خود
آماده بهره
برداری از
وضعیت موجود
برآمدند. جنگ
تجاوزکارانه
دوازده روزه
اسرائيل عليه
ايران نشان
داد نفوذ
موساد ویاران
اسرائیل
درایران جدی
است وتوانایی
آن را دارد با
توسل به عناصر
مزدور داخلی
ودر همکاری با
جریانات
تجزیه طلب یا
فرقه رجوی وسلطنت طلب
سوار بر
اعتراضات
مردم شود و آن
را به اغتشاش وتخریب
وویرانی بدل
کند:
یکم: پس
از پایان جنگ
تجاوزکارانه ۱۲
روزه علیه ایران
توسط
امپریالیسم
آمریکا و رژیم
صهیونیستی
اسرائیل و به طور
مشخص پس از
فعال شدن
مکانیسم ماشه
در قامت یک
جنگ روانی و
بازگشت تحریمهای
غیرقانونی
بینالمللی
علیه ایران،
قیمت ارزدر
ایران سیری صعودی
گرفت. در
روزهای
آغازین دیماه
اما این
افزایش قیمت
ساعتی شد، به
طوری که در
عرض یک روز
قیمت دلار از ۱۳۰ هزار تومان
به ۱۵۰
هزار تومان
رسید.در روز ۷ دی ماه در
حرکتی کاملا
خودجوش و شاید
حتی برنامهریزینشده،
ابتدا مغازههای
پاساژ
علاءالدین و
بعد پاساژ
چهارسو در تهران
و ساعتی پس از
آن نیز بازار
بزرگ تهران
کرکرههای
خود را پایین
کشیدند و از
فروش جنس سر
باز زدند.
رژیم
به جای اینکه
در فکر توسعه،
در فکر مهار تورم
و کاهش قیمتها
باشد،کاهش
قیمت ارز
وتقویت پول
ملی باشد و جلوی
دزدیها و
رانتخواریها
از طریق بازی
با قیمت ارز
را بگیرد،
جلوی غارت
کشور از طریق
خصوصیسازی،
زمینخواری،
باغخواری،
جنگلخواری،
کوهخواری و …
را بگیرد،سطح
دستمزدها را
برای تأمین
سبد معیشت
کارگران،
کارمندان و
بازنشستگان
ارتقاء دهد و …
به یکباره به یک
عمل جراحی شوک
درمانی
مبادرت می
کند. در چنین
فضایی، سیاستهای
مقطعی کنترلی
– از بگیر و
ببند ارزی تا
وعدههای
لفظی و بی
مسئولیتی
دولت – نهتنها
کارآمد نیست،
بلکه بعضاً به
تشدید نااطمینانی
دامن زده و به
بهترین بستر
برای طغیان جامعه
بدل شد.
بر
سرسیاست های
نئولیبرالی
وآزادسازی
نرخ ارز جناح
های درون
حاکمیت مشترک
عمل می کنند.لیکن
جناحی از
حاکمیت در
عرصه بین
المللی
افزایش نرخ
ارز را نیز به
سیاست خارجی و
یا مذاکره با
آمریکا پیوند
می زند وتسلیم
درمقابل
آمریکا راه حل
بحران کنونی
تعریف و باز
تولید می شود
و عملا از
برآمد مردم
وتضعیف جناح
مقابل تحت
رهبری سید علی
خامنه ای
استقبال می کند.
درحالی که
بحران ارز
همانند بحران
بیکاری،
بحران مسکن و
کاهش قدرت
خرید مردم....ربطی
به سیاست
خارجی نظام
ندارد بلکه
مولود نظام
سرمایه داری
حاکم با گرایش
هارنئولیبرالی
و دکترین
فردریک هایک و
میلتون فرد من
و رها سازی
قیمت ارز و
قیمت ارزاق و
دستورات بانک
جهانی وصندوق
بین المللی
پول و عدم
مداخله دولت
در امور
اقتصادی است.
برای
مهار افزایش
نرخ دلار
وبحران موجود
نیاز به دولتی
است که به
مردم
تکیه دارد و
با الغای فوری
سیاست های
اقتصادی
نئولیبرالی،
انحلال بانک
های خصوصی،
الغای ارز
ازاد و کنترل
بانک مرکزی بر
ارز و بازداشت
و سرکوب
مفسدانی که در
حکومت لانه
گزیدند و از
قبل وضع
ناهنجار
موجود خون ملت
را در شیشه
کرده و
میلیاردها
دلار به جیب
زده اند . یا
این راه برای
مهار تورم و
کنترل ارز و یا
طغیان
مردم محروم و
آشوبی که در
شرایط کنونی
با توجه به
فقدان یک بدیل
انقلابی،
حاصلی جز هرج
ومرج و ناامنی
ملی وفروپاشی
جامعه ندارد.
دوم:
حرکت اعتراضی
اخیر مردم در
چهارچوب
اعتراضات صنف
بازار سنتی
بازار باقی
نماند و به
سرعت به
خیابانهای
تهران و پس از
آن نیز به
سایر شهرها
کشیده شد.عناصر نفوذی
موساد در سلول
های مخفی خود
آماده بهره برداری
از وضعیت
موجود
برآمدند. جنگ
تجاوزکارانه
دوازده روزه
اسرائيل عليه
ايران نشان داد
نفوذ موساد
ویاران
اسرائیل
درایران جدی
است وتوانایی
آن را دارد با
توسل به عناصر
مزدور داخلی
ودر همکاری با
جریانات
تجزیه طلب یا
فرقه رجوی وسلطنت طلب
سوار بر
اعتراضات
مردم شود و آن
را به اغتشاش
وتخریب
وویرانی بدل
کند.
بنابراین
آنچه درایران
شکل گرفت نه
یک جنبش دمکراتیک
مدنی ومطالبه
گر بنفع طبقه
کارگر بلکه یک
حرکت قهرآمیز
برانداز
زودرس
وتروریستی
برای تغییر
خونین رژیم با
حمایت قدرت
های بین
المللی جبهه
ناتو در تقابل
با جبهه شرق و
تلاش برای
تعمیق
نئولیبرالیسم
واحیای نظم پوسیده
رژیم سرسپرده
پهلوی که 47 سال
قبل توسط انقلاب
عظیم مردم به
گورستان
تاریخ پرتاب
شد. آنچه در
ایران رخ داد،
نه جنبش
انقلابی
وهدفمند برای
الغای
نئولیبرالیسم،
الغای
پیمانکاری و
قطع دست دزدان
وغارتگران و
نابرابریهای
اقتصادی و
استقرارحکومت
قانون و عدالت
اجتماعی،
رفاه اجتماعی
و حفظ موجودیت
ایران
بلکه
ضدانقلابی بود که
درلباس مردم
ظاهر شد وبا
حمایت
واشنگتن و تلآویو
برای سرنگونی
فوری نظام، به
حرکت در آمد.
تمام رسانه
های فارسی
زبان
برونمرزی
بعنوان ابزار
دست
امپریالیسم وصهیونیسم
دراین معرکه
ضدانقلابی
نقش فعالی ایفا
کرده ومهندسی
افکارعمومی
وجعل وتحریف از
ویژه گیهای
این رسانه های
متعفن فارسی
زبان بوده
است.
آنچه
رخداد نشان می
دهد هر
مخالفتی با
رژیم جمهوری
اسلامی
الزاما عملی
انقلابی
محسوب نمی شود،
آنها که به
جسد متعفن
پهلوی دلبسته
اند و برایش
دمن گرفتند،
منادیان نئوفاشیسم
و استعمار کهن
هستند وربطی
به مبارزه مردم
و طبقه گارگر
ایران ندارد.
سوم:
واقعیت این
است که ایران
و منطقه و
کُلاً جهان
امروز در یک
شرایط خاصی
قرار دارد.
نظم جهانی
امپریالیستی
به سرکردگی
آمریکا در حال
گذار و تغییر
و تحول به نظم
چند قطبی یا
چند صدایی
است. در نتیجه
مسئله تجاوز
نظامی به
ایران و سرنگونی
نظام
را نمیتوان
جدا از تحولات
جهانی مورد
بررسی جدی قرار
داد. تاکتیک
کمونیستها
باید طوری
تدقیق وتنظیم
شود که آنها
را یک قدم به
استراتژیشان
نزدیک کند.
درهم آمیختن
شعارهای
تاکتیکی و
استراتژیک
بدون درنظر گرفتن
اینکه کدام
نیرو عمدهترین
خطر برای
تحولات داخلی
و جنگ علیه
ایران و خلقهای
جهان است،
بدون در نظر
گرفتن توازن
قوای طبقاتی
در عرصه ملی و
بینالمللی و
فرود آوردن
ضربه اصلی بر
سر دشمن عمده
جهان، سیاستی
مسئولانه نیست.
اتخاذ
شعارهای بیپشتوانه
مبارزه علیه
همه
امپریالیستها
و علیه همه
سرمایهداری،سیاست
باز تعریف و
شعار شناخته
شده و شکستخورده تکراری
و مثنوی ۷۰ من است. این
شعار خردهبورژواهای
عجول است،
شعاری
آنارشیستی
ترتسکیستی
است که حل
بلافاصله
تمام تضادهای
طبقاتی و ملی
را در یک ظرف و
در یک زمان میبیند
و فاقد صبر
انقلابی و
کمونیستی است.
چنین تفکراتی
برای مبارزه
طبقاتی و
مبارزه ضد امپریالیستی
زیانبار است
باید از آن
پرهیز کرد. توده
ناراضی وجان
به لب رسیده
ایران بدون
هردورنمایی
به میدان آمده
تا خشمش را
علیه رژیم بی
کفایت و
ارتجاعی
ابراز کند.اما
آنچه مهمتر از
هر سیاست
انتقام جویی
است ،سیاست
جایگزینی و استقرار
یک حکومت بهتر
برای حفظ
استقلال،تمامیت
ارضی ایران،
عدالت
اجتماعی و
مبارزه علیه فساد
و نابرابري است. در
غیر اینصورت سرنگونی
که فقط یک
وسیله است ونه
هدف پشیزی ارزش
ندارد و ایران
هم مانند
سوریه می
تواند به میدان
جولان دادن
های صهیونیسم
و اراذل و
اوباش آمریکایی
و تجزیه طلب
تروریستی بدل
شود.
چهارم:ازنظرحزب
ما هرحرکت
اعتراضی و
شورش گونه که
با پرچم
انتقام شخصی و
بیهدف به
میدان آید به
ضررمبارزه
هدفمند طبقاتی
است علیرغم اینکه
نیت شرکتکنندگان
در اعتراضات
خوب باشد. حزب
ما همواره از
مطالبات و
خواستهای
عادلانه
کارگران،
آموزگاران و
سایر اقشار و
طبقات جامعه
دفاع کرده و
خواهد کرد
لیکن همیشه با
کسانی که در
پی تشدید
تحریمهای
ضدبشری بر ضد
مردم ایران،
تجزیه ایران،
نقض تمامیت
ارضی و حق
حاکمیت ملی
ایران،
برقراری سلطه
مجدد استعمار
غرب و تجاوز
ناتو به ایران
هستند و نسبت
به گرایش
ایران به سمت
شرق که
دورنمای مثبت
تحول آتی
ایران و منطقه
بوده و در متن
تحولات جهانی
و افول آمریکا
صورت میگیرد،
به تخریب
منافع ملی
ایران
مشغولند، مبارزه
نموده و در
آینده نیز
مبارزه خواهد
کرد.
حزب
ما با مقاصد
مزورانه و شوم
کشورهای عضو
ناتو در تقویت
کارزارها، و
رسانه های
عمومی و هجوم
هیبریدی و
تمام
زیرمجموعه
هایش که با
فریبکاری
مشغول
خرابکاری
علیه منافع
کارگران و عموم
مردم زحمتکش
ایران هستند
مرز روشن دارد
و محاصره
اقتصادی و
سیاسی ایران،
تجاوز به
ایران از طریق
شبکه مجازی و
نظایر آنها را
اعلان جنگ علنی
با ایران
دانسته و
شدیدا محکوم
میکند.
پنجم:
بارها تاکید
کرده ایم هیچگاه امنیت ملی و
حفظ منافع ملی
ایران درعرصه
منطقه وجهان ودر
میان انبوهی
از دشمنان و
غارتگران امپریالیست
در تناقض و
تضاد آشتیناپذیر
با
امنیت معیشتی
وحقوق
دمکراتیک شهروندان
و مردم بویژه
کارگران و
زحمتکشان در
درون ایران
نیست. یکی
لازم و دیگری
ملزوم آن است.
یکی بدون دیگری
کامل نیست و
لذا یکی بر
روی دیگری به
عنوان دو قطب
و پدیده
متقابل و
متاثر بر روی هم
به صورت
دیالکتیکی
تاثیر گذارده
و نابودی یک
طرف این تضاد
به نابودی طرف
دیگر و خاتمه
یافتن این
فرآیند تمام
میشود.
امپریالیسم
و صهیونیسم و
سایر دشمنان
ایران در
همسایگی ما
وجود دارند.
ایران ما که
نه تنها در
سایه تهدید و
تجاوز نظامی
آنها قرار
داشته بلکه
حتی در تیررس
حملات پهپادی
وموشکی جاسوسان
و بمباران
هوایی دشمنان
قرار داشته،
اما سالهاست
به حیات خود
ادامه داده
است.
دشمنی
امپریالیسم آمریکا
برای تجزیه
ایران و تسلط
بر کشور ما سالهاست
وجود داشته و
دارد و در
آینده نیز
وجود خواهد
داشت.حملات
ویرانگر
اخیربازهم
رژیم را غافلگیر
کرد وزنگ ها را
به صدا در
آورده است.رژیم
صهیونیستی
اسرائیل با
یاری اربابش
آمریکا نه فقط
مجددا برای
سرنگونی رژیم
خیز برداشته
است بلکه آهنگ
آن دارد تا
جغرافیای ایران را چندپاره
کند.
ایران به علت
موقعیت
جغرافیای
سیاسی و راهبردی
همواره در
معرض تهدید
امنیتی و دائمی
قرار
دارد.لیکن
برلای مردم
فرودست که
زیرآوار
گرانی وافزایش
نرخ ارزله شده
اند پذیرفتنی
نیست که از
وحشت دشمن
خارجی جان تهی
کنند و ادامه
فقر، فلاکت،
دزدی،
راهزنی،
ارتشاء، بردهداری
و... را به بهانه
حفظ امنیت ملی
تحمل نمایند.
این شکل
«امنیت ملی»
چندین دهه است
بهانه تبلیغاتی
و تئوریک
شگرفی خلق
کرده تا مردم
ایران را
مجبور کند در
مقابل هر پستی
و نقض حقوق
قانونی،
مشروع و
انسانی خویش
سرتعظیم فرود
آورد.
واقعیت این
است که در
تاریخ معاصر،
بعد از انقلاب
بهمن که ایران
استقلال سیاسیاش
را به دست
آورد و دست
امپریالیسم و
صهیونیسم را
در عرصه
سیاسی،
امنیتی،
نظامی و...
کوتاه کرد،
همواره مورد
تهدید بود.
سخنی به گزافه
نگفتهایم
اگر مدعی شویم
ایران دائما
در مسیر یک
جنگ اعلاننشده
حرکت کرده و
میکند و به
همین جهت باید
به نقش دشمنان
ایران و عمال
داخلی
وجاسوسان
آنها در داخل
خاک ایران و
یا در میان
لشگر ورشکسته
اپوزیسیون
مزدور توجه
کرد. ولی این
توجه به اصل
درستِ
پاسداری از
حفظ امنیت ملی
و تقویت ایران
به ویژه از
نظر نظامی در
برابر دشمنان
تا دندان مسلح
ایران به این
مفهوم نیست که
از رسیدگی و
توجه به زندگی
کارگران و
زحمتکشان،
فرهنگیان، و گرسنگان
نظام
نئولیبرالی
سرمایهداری
سر باز زد و
وضعیت اسفناک
آنها را که نه
امنیت شغلی،
نه امنیت
آینده، نه
امنیت خانوادگی
و نه امنیت
جانی دارند
نادیده گرفت.
کسانی که
سرانجام از
مرزها،
تمامیت ارضی و
امنیت ملی
خارجی ایران
دفاع میکنند
همین نیروی
میلیونی مردم
هستند که به
امنیت داخلی
نیاز داشته و
باید بدانند
در جبهه نبرد
ملی و طبقاتی
از کدام
دستآوردهای
خویش که میخواهند
آن را برای
نسل بعدی به
امانت
بگذارند دفاع
مینمایند.
کارگر،
زحمتکش و یا
ایرانیای که
خانوادهاش
سر گرسنه بر
بالین میگذارد
توانائی
کشیدن ماشه
برای حذف دشمن
را ندارد. کسی
که امنیت خودش
تامین نیست
نمیتواند از
امنیت میهن
دفاع کند.کسی
که ناراضی وگرسنه
است و ازدانش و
آگاهی کافی هم
برخردار
نیستد ،
خطرسقوط بی تفاوتی
وحتی همکاری
با اجانب منتفی
نیست.اگر در
جنگ دوازده
روزه مردم
فراخوان
آمریکا
واسرائیل را
برای تظاهرات
عمومی علیه
حاکمیت بر
نتابیدند اما
اکنون
فضای عمومی
داخلی وخارجی
تغییر کرده
وبا کشته سازی
که آمریکا و
اسرائیل و
بطور کل
غرب به راه
انداخته اند
زمینه را برای
مداخله نظامی
"درحمایت از
مردم ایران"
فراهم ساحته
اند.
ششم:
امروز تنها بر
اساس مرزهای
روشن، خواست
تغییر
انقلابی
وبنیانی
درجامعه آنهم
تنها با دست مردم
ایران در خدمت
کارگران و
زحمتکشان
معنا ومفهوم
پیدا میکند
وخواست
براندازی
نظام بدون
داشتن این دورنما
خواستی
درخدمت منافع
امپریالیسم،
صهیونیسم و
مبتنی بر
خونخواهی،
انتقامجوئی و
قصاص است. در
یک کلام یک
انسان آگاه
بویژه یک
انسان
کمونیست می بایست
اولا دربررسی
پدیده ها با
پرهیز
ازهرگونه
ذهنی گری
سیاسی و هیجان
اجتماعی که
روح خرده
بورژوازی
عجول را
بازتاب می
دهد، ازشیوۀ
دیالکتیک
پیروی کند،
ثانیاً جوامع
را از جنبه
طبقاتی و
تناسب قوا و
نه احساسی و
شعاری تجزیه و
تحلیل نماید
تا قادر گردد
از شرایط
مشخص، تحلیلی
مشخص ارائه
دهد. طبقه
کارگرایران
تنها با چنین
شناختی
ازتحولات
جامعه و با
چنین تحلیلی
است که می
تواند تحت
رهبری حزبش
سرنوشت انقلاب
آینده را رقم
زند.
برای
غلبه نهایی بر
نظام
سرمایهداری
جمهوری
اسلامی ، به
حزب انقلابی
واحد طبقه
کارگر
نیازاست. توده
مردم و در رأس
آن طبقه کارگر
بدون تشکل و
حزب نیرومندش
گوشت دم توپ بورژوازی
است. طبقه
کارگر بدون
سازماندهی و
رهبری حزبی
ماهیتاً
کمونیستی
قادر به آزادی
خویش و سایر
ستمدیدگان
نیست و نخواهد
بود. تنها با
رهبریت صحیح
است که شعارها
ومطالبات
جنبش، با توجه
به توان و
درجه آمادگی
جامعه و
ارزیابی
تناسب قوای
طبقاتی امکان
پیروزی، جلب
اکثریت و تحقق
دارند. توسل
به مطالبات
غیر قابل تحقق
درشرایط
نامناسب فقط
ضدانقلاب و
دشمنان خارجی
ایران را
تقویت میکند
که خواهان
تحریم و تجزیه
و پاره پاره
کردن ایران
هستند.
نقل از
توفان شماره ۳۱۱ بهمن ماه۱۴۰۴ ارگان
مرکزی حزب
کارایران
وبلاگ توفان قاسمی
http://rahetoufan67.blogspot.se/
وبلاگ ظفرسرخ
http://kanonezi.blogspot.se/
http://toufan.org/ketabkane.htm
سایت آرشیو نشریات توفان
http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm
توفان در توییتر
https://twitter.com/toufanhezbkar
توفان در فیسبوک
https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی
https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts
توفان درشبکه تلگرام