یکم: جهان
سرمایه داری
دچار التهاب
وتناقضات ذاتی
خود است. جهانی
شدن در دهه
گذشته موجب شوکهای
زیادی شده که
به طور قابل
توجهی چشم
انداز جهانی
شدن را که
منطبق با
هژمونی غرب
باشد تغییر
داده است. از
ظهورپوپولیسم
و رشد نیروهای
فاشیستی
ونژاد پرست و
جنگهای
تجاری ومنطقه
ای نظامی گرفته
تا اختلالات بیسابقه
ناشی از همهگیری
کووید-19 و تنشهای
ژئوپلیتیکی
ناشی از رویدادهایی
مانند درگیری
روسیه و اوکراین
وناتو، نیروهای
محرک جهانیشدن
با چالشها و
دگرگونیها
مواجه شدهاند.
این شوکها نه
تنها جریان
کالاها،
خدمات و سرمایه
را در سراسر
مرزها تغییر
داده است،
بلکه باعث ارزیابی
مجدد اصول نظم
جهانی شده
است. اجلاس
سازمان همکاری
شانگهای در تیانجین
چین، با حضور ۲۰ کشور
که اکثراً از
جهان جنوب
هستند،
دربسترچنین
تغییر وتحولات
جهانی تشکیل
گردید. همه این
کشورها
خواستار نظم
نوین جهانی
هستند که درآن
به امپریالیسم
آمریکا اجازه
دیکته کردن
شرایط داده
نشود. اما راه
برای دستیابی
به چنین جهان
چندقطبی سرمایهداری
وتثبیت آن
بدون تناقضات
وتشدید
تضادهای سیاسی
واقتصادی
وفراز
وفرودهای
منطقه ای و
ژئوپلیتیکی
نخواهد بود.این
نظم آغازیدن
گرفت، درحال
پیشروی است
وراه برگشتی
برآن
متصورنیست.اجلاس
سازمان همکاری
شانگهای با وحشت
رسانههای
بورژوایی و سیاستمداران
بورژوایی غرب
روبروشد. نظم
تک قطبی
جهانی که آمریکا
از زمان
فروپاشی"
اتحاد جماهیر
شوروی" در سال ۱۹۹۱ برقرار
کرده و اتحادیه
اروپا نیزاز
آن سواری مجانی
گرفته است،
اکنون به طور
جدی به چالش
کشیده شده است.
دوم:نشست اخیر
سازمان همکاری
شانگهای در
پکن،همراه با
رژه نظامی
چشمگیرو پیشنهادهای
اقتصادی
بلندپروازانه،
نشانهای از
انتقال سلطه
از آمریکا به
چین نبود،
بلکه گواهی برپیشروی
نظم جهانی چند
قطبی
است که درآن هیچ
کشوری هژمونی
بلامنازع
نخواهد داشت.
برای غرب آسیا،
این تحول اثری
عمیق بر حاکمیت،
توسعه و رهایی
از سلطه خارجی
دارد. دههها
هژمونی آمریکا،
با اتحاد با
صهیونیسم
اسرائیل و
پادشاهیهای
حاشیه خلیج فارس،
از طریق حضور
نظامی گسترده
و استفاده از
ابزارهای مالی،
سیاست منطقه
را شکل داده
است. تحریمها
علیه ایران،
سوریه و لبنان
نشاندهنده
استفاده آمریکا
از سلطه دلار
و نهادهای بینالمللی
برای تحمیل
انطباق است.
نهادهای مالی
تحت حمایت
غرب، مانند
صندوق بینالمللی
پول و بانک
جهانی، با شرایطی
که حمایتهای
اجتماعی را
تضعیف و
اقتصادها را
وابسته کردهاند،
آسیبپذیری
را افزایش
دادهاند. پیشنهادهای
نشست سازمان
همکاری
شانگهای، از
جمله بانک
توسعه سازمان
همکاری
شانگهای و
استفاده از
ارزهای محلی
در تجارت، گزینههای
جایگزینی را
نشان میدهد.
این
بهمعنای رهایی
غرب آسیا از
سوی چین یا
روسیه نیست. چین
بهدنبال امنیت
انرژی و دسترسی
به بازارهاست
و روسیه از
حضور نظامی در
سوریه و شراکتهای
منطقهای
بهره میبرد.
اما چندقطبیبودن،
سلطه آمریکا
را بهچالش میکشد
و به کشورهای
غرب آسیا
امکان متنوعسازی
شراکتها،
کاهش وابستگی
به اقتصاد غرب
و مذاکره با
حفظ استقلال بیشتر
را میدهد.
چالش این است
که آیا دولتهای
منطقه از این
فرصت استفاده
میکنند یا به
وابستگیهای
جدید گرفتار میشوند.
ایران با
تجارت تهاتری
و معاملات با
ارزهای محلی
با شرکای آسیایی،
راههایی برای
مقاومت در
برابر فشارها
نشان داده
است.
سوم:تأکید
سازمان همکاری
شانگهای بر
سازوکارهای
مالی جدید در
منطقهای که
دسترسی به
اعتبار اغلب
با تسلیم سیاسی
همراه بوده،
اهمیت دارد.
بانک سازمان
همکاری
شانگهای، حتی
در شکل ابتدایی،
جهانی را نشان
میدهد که
کشورها بدون
واگذاری حاکمیت
وام میگیرند.
روند دلارزدایی،
که در روابط
روسیه-چین و بیثباتی
سیاست پولی
آمریکا دیده میشود،
برای جوامعی
که از جنگ، ریاضت
اقتصادی و
وابستگی خستهاند،
معنادار است.
اما چندقطبیبودن
جهان خود بخود
عدالت را تضمین
نمیکند. انتقال
وابستگی
ازواشنگتن به
پکن یا مسکو،
منطق وابستگی
را حفظ میکند.
حاکمیت واقعی
نیازمند
راهبرد،
هماهنگی و چشمانداز
است. بازیگران
منطقهای باید
توسعه اجتماعی،
تابآوری و
رشد عادلانه
را در اولویت
قرار دهند.
جامعه مدنی نیز
باید دولتها
را بهسوی شرایط
عادلانهتر،
شفافیت و
استقلال واقعی
در تعامل با
قدرتهای غیرغربی
سوق دهد. بدون
این، چندقطبیبودن
ممکن است
سلسلهمراتب
آشنایی را با
برچسبهای جدید
بازتولید کند.
نشست
سازمان همکاری
شانگهای، برای
غرب آسیا فرصتی
است تا از
انتخابهای
دوگانه فرار
کند، اما بدون
وحدت و
راهبرد،
منطقه در معرض
سرگردانی میان
بلوکهای قدرت
است. غرب آسیا
باید بهجای
تماشاچیبودن،
بازیگری فعال
در شکلدهی به
نظم نوین جهانی
باشد. اهمیت
واقعی نشست در
شکافهایی
است که در
هژمونی غرب ایجاد
کرد و امکاناتی
که برای منطقه
گشود.
چهارم: در چشمانداز
کوتاه مدت،
ما چندجانبهگرایی
را میبینیم،
که شامل
دموکراتیکسازی
روابط بین
کشورهای جهان
است که برای
مبارزه طبقه
کارگر بهتر از
دیکتاتوری
امپریالیستی
امروزی است.
علاوه
بر این،
چندجانبهگرایی
فضای بیشتری
برای مبارزه
آزادیبخش در
آفریقا و برای
کشورهای مستقلی مانند
کوبا و کره
شمالی وایران
ونزوئلا ... فراهم
میکند.
رهبر
حزب و رئیس
جمهور چین شی
همچنین
ازحقوق بینالملل
فعلی و احیای
اقتدار سیستم
سازمان ملل
متحد، که
امروزه توسط
به اصطلاح نظم
مبتنی بر
قواعد امپریالیسم
غربی کنار
گذاشته شده
است، استقبال
کرد. در این
مورد او
بدرستی ازمنشور
سازمان ملل
متحد وحقوق بینالملل
دفاع کرد، که
در زمان تأسیس،
اتحاد جماهیر
شوروی
سوسیالیستی یکی
از
امضاکنندگان
آن بود واز آن
دفاع نمود.هدف
از تاسیس چنین
سازمانی یک
اقدام ضروری
ومبارزه
علیه خودسری
امپریالیست
های
غربی و درراسش
آمریکا
بود.
اگرچه
درنشست اخیر
سازمان همکاری
شانگهای در
مورد تأسیس یک
بانک توسعهای
توسط SCO به عنوان
جایگزینی برای
بانک جهانی و یک
سیستم جایگزین
برای پلتفرم
انرژی،
به نام یوان
الکترونیکی، بحث
شده است. اما
نهادهای آن
هنوز در ابتدای
راه هستند و
به زمان
بیشتری
نیازدارند.آمریکا
اگرچه در حال
افول است ،
اما هنوز
بزرگترین
اقتصاد و بدون
شک قویترین
قدرت نظامی
جهان است.با این
وجود اجلاس تیانجین،
همراه با بریکس،نقطه
عطف وپنجره ای
به روی یک
جهان چندقطبی
باز کرده است.
این اجلاس
همچنین با
امضای 25 سند
همکاری، از
جمله اعلامیه
تیانجین،
استراتژی
توسعه سازمان
تا سال 2035 و
توافقنامههایی
در زمینههای
امنیت،
مبارزه با
مواد مخدر،
هوش مصنوعی و
توسعه پایدار
به دنبال ایجاد
چارچوبی
منسجم برای
همکاریهای
چندجانبه بود.این
اقدامات نهتنها
بر تقویت پیوندهای
اقتصادی و امنیتی
تأکید دارند،
بلکه نشانهای
از تلاش برای
ایجاد نظمی
جهانی هستند
که در برابر یکجانبهگرایی
غربی، بهویژه
سیاستهای هژمونی
طلبانه
آمریکا،
مقاومت کند.
پنجم: زمانی
که شی رهبر
سیاسی چین از لزوم
شراکت به جای
رقابت سخن گفت
و نارندرا
دامودارداس مودی نخست
وزیر هند از
«فضای صلح و
ثبات» بین دو
کشور استقبال
کرد، نشانههایی
از یک تحول
استراتژیک
نمایان شد.
اعلام ازسرگیری
پروازهای
مستقیم بین دو
کشور که از
زمان درگیریهای
مرگبار مرزی
در سال 2020 متوقف
شده بود، گامی
عملی در این
مسیر بود.این
نزدیکی در شرایطی
رخ میدهد که
هند، تحت فشار
تعرفههای 50
درصدی آمریکا به
دلیل خرید نفت
از روسیه با
بدترین بحران
درروابط خود
با واشنگتن در
بیش ازربع قرن
گذشته مواجه
است. این وضعیت،
هند را به سمت
تعمیق روابط
با چین وحفظ پیوندهای
سنتیاش با
روسیه سوق
داده است،
حرکتی که نه تنها
برای دهلینو،
بلکه برای کل
نظم جهانی پیامدهایی
عمیق دارد.این
گرایش به
چندجهتگرایی،
که در رفتار
هند و حتی
اندونزی در
اجلاس تیانجین
مشهود بود،
نشاندهنده یک
واقعیت بزرگتر
است: کشورها دیگر
حاضر نیستند
به یک قدرت
واحد وابسته
شوند.اندونزی،
با حفظ روابط
تجاری با آمریکا
و درعین حال
تقویت پیوندها
با چین و روسیه،
نمونهای از این
استراتژی
موازنهسازی
است. این رویکرد،
که در آن
کشورها به
دنبال متنوعسازی
شرکای خود
هستند، به تدریج
پایههای نظم
تکقطبی را
تضعیف کرده است.
ششم :سازمان
همکاری
شانگهای، با
پوشش نزدیک به
60 درصد از
مساحت اوراسیا
و 25 درصد از تولید
ناخالص داخلی
جهانی، بستری
برای این تنوعسازی
فراهم کرده
است. پیشنهادهایی
مانند ایجاد
صندوق سوآپ
ارزی، گسترش
تسویهحسابها
با ارزهای ملی،
و توسعه کریدورهای
ترانزیتی
مانند بندر
چابهار ایران،
که میتواند چین،
روسیه، و هند
را به هم متصل
کند، نشانههایی
از تلاش برای کاهش
وابستگی به
دلار و ایجاد یک
نظم مالی
چندقطبی
هستند.
ایران،
به عنوان یکی
از اعضای جدید
سازمان
شانگهای، در این
اجلاس حضور
داشت و با پیشنهاد
ابتکار «حسابها
و تسویههای ویژه
SCO» و
تأکید بر نقش
بندر چابهار،
خود را به
عنوان پلی
استراتژیک در
این نظم
نوظهور معرفی
کرد. مسعود پزشکیان
اگرچه جانب
احتیاط را
دراین نشست
گرفت واز
گرفتن عکس
درصف چین،
روسیه، کره
شمالی ... پرهیز
نمود اما
عضویت ایران حمایت
قاطع اعضای
سازمان ازکشورما
در برابر
حملات نظامی
غرب، جایگاه ایران
را به عنوان یک
بازیگر کلیدی
در این ساختار
جدید تقویت
کرد. این
همبستگی،
همراه با تلاشهای
چین برای ایجاد
بانک توسعه SCO و
پلتفرمهای
انرژی، نشاندهنده
ظهور یک محور
اقتصادی و سیاسی
است که میتواند
جایگزینی برای
نهادهای تحت
سلطه غرب
مانند بانک
جهانی یا
صندوق بینالمللی
پول ارائه
دهد.
نتیجه: از
منظر حزب ما
جهت گیری
دولتها بسوی
شرق وپیمان
همکاریهای
شانگهای و بریکس
ودلارزدایی
درجهان امر
مثبتی است وبه
نفع منافع ملی
کشورها بویژه
کشورهای ضعیف
ودرحال توسعه
است. روشن است
این نظم حدید
جهانی نظم سوسیالیستی
نخواهد بود
بلکه نظم جدید
سرمایه داری
است که شرایط
مناسب تری برای
نیروهای
انقلابی
وکمونیستی
برای مبارزه
فراهم خواهد
کرد. درچنین
شرایطی کمونیستها
باید بیش ازسایر
نیروهای غیرپرولتری
و بورژوازی علیه
عمده ترین
دشمن بشریت یعنی
امپریالیسم
آمریکا وناتو
جهت گیری نمایند
و پرچمدار
مبارزه برای
حفظ صلح
واحترام به
حقوق ملل
درعرصه جهانی
باشند. این
تاکتیک به هیچ
وجه به معنای
سازش طبقاتی
کمونیستها
با بورژوازی
کشورهای
مفروض نیست
بلکه مبارزه
طبقاتی درشرایط
مناسب تری علیه
بورژوازی و سیاست
های نئولیبرالی
وبسیج
کارگران علیه
سرمایه داران
دریک فضای بین
المللی
آرامتری پیش می
رود....
نقل
از توفان
شماره ۳۰۷ مهر ماه۱۴۰۴ ارگان
مرکزی حزب
کارایران
وبلاگ توفان قاسمی
http://rahetoufan67.blogspot.se/
وبلاگ ظفرسرخ
http://kanonezi.blogspot.se/
http://toufan.org/ketabkane.htm
سایت آرشیو نشریات توفان
http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm
توفان در توییتر
https://twitter.com/toufanhezbkar
توفان در فیسبوک
https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی
https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts
توفان درشبکه تلگرام