مستخرجی از گزارش سیاسی حزب کار ایران(توفان) به کنگره ششم حزب کار ایران

بخش سوم

نیروهای اپوزیسیون ایران ومواضع حزب ما

 

حزب ما، حزب کار ایران(توفان) همواره  برای وحدت همه کمونیست ها وسازمانها وگروه هایی که خود را کمونیستی نامیده اند در تشکل واحد مبارزه کرده است. این امر امکانات و نیروی حزب طبقه کارگر را افزایش داده، و مبارزه بر ضد انحرافات و آشفته فکری موجود را که محصول استقرار چند دهه رویزیونیسم در جنبش کمونیستی است  تسهیل می نماید.

ولی برای این وحدت، نخست باید روشن کرد که کدام تشکل در ایران کمونیستی است.

به نظر حزب ما آن تشکلی  کمونیستی مارکسیستی لنینیستی  است که به امکان انقلاب سوسیالیستی در دوران امپریالیسم در کشور واحداعتقاد داشته باشد.

آن تشکلی مارکسیستی لنینیستی  است که به دیکتاتوری پرولتاریا و به استقرار آن بعد از کسب قدرت سیاسی و آنهم از طریق حزب طبقه کارگر اعتقاد داشته باشد. حزب طبقه کارگر دولت را در دست می گیرد و تنها به این اعتبار دیکتاتوری طبقه کارگر برقرار می شود.

آن تشکلی مارکسیستی لنینیستی  است که شرط اساسی هر تحول بنیادی اقتصادی  و اجتماعی را؛ که امری طولانی است؛ در کسب قدرت سیاسی بداند و تنها با این باور به انقلاب سوسیالیستی روی آورده باشد.

آن تشکلی مارکسیستی لنینیستی است که ایدئولوژی مارکسیسم لنینیسم را پذیرفته باشد و تجربه ساختمان چند دهه سوسیالیسم در شوروی در تحت رهبری لنین و استالین را به عنوان تحقق ساختمان سوسیالیسم در شوروی قبول داشته باشد.

آن تشکلی مارکسیستی لنینیستی  است که پذیرفته باشد نظریه های خروشچف رویزیونیستی و ضد کمونیستی بوده اند و همین نظریات رویزیونیستی چراغ رهنمای احزاب رویزیونیست در شوروی و سراسر جهان شد و در شوروی دیکتاتوری پرولتری را با دیکتاتوری بورژوازی جایگزین کرد و شوروی سوسیالیستی را به فرو پاشی کشاند. پس از تسلط رویزیونیسم بر حزب کمونیست شوروی؛ یعنی تسلط بر قدرتِ سیاسی و عامل هدایت کننده کشور، شوروی دیگر نمی توانست کشور سوسیالیستی باقی بماند. رویزیونیسم، هوادار استقرار سوسیالیسم نیست، دشمن سوسیالیسم است. این اصل چه در گذشته و چه در آینده برای تجربه و هشیاری جنبش کمونیستی برای مبارزه با دشمنان طبقاتی دارای اهمیت حیاتی است، چه در درون حزب طبقه کارگر ایران و چه در احزاب برادر آن.

 

آن تشکلی مارکسیستی لنینیستی  است که حزب را مولفه هدایت و رهبری کننده، آموزش دهنده و سازمانده دهنده طبقه کارگر  بداند. ضد حزبی ها هرگز کمونیست نبوده و عملا راه بروز رویزیونیسم و به انحراف کشاندن طبقه کارگر را هموار کرده اند.

آن تشکلی مارکسیستی لنینیستی  است که به اصل لنینی سازمانی مرکزیت دموکراتیک اعتقاد داشته باشد.

آن تشکلی مارکسیستی لنینیستی  است که بداند کسب قدرت سیاسی توسط حزب طبقه کارگر از راه پارلمانتاریسم بورژوائی مقدور نیست. کسب قدرت سیاسی باید محصول یک انقلاب اجتماعی توده ای باشد که حزب با نفوذ همه جانبه و گسترده خود آنرا برای نیل به پیروزی رهبری می کند.

آن تشکلی مارکسیستی لنینیستی  است که برای تحقق باور های ذکر شده کوشا بوده و اندیشه و عمل او  همخوانی داشته باشد.

با این توصیفات، وحدت حزبی فقط زمانی مقدور است، که بر سر این مسایل اساسی اختلافی نباشد، زیرا در غیر این صورت تضادهای درونی و بد فهمی ها و... نه تنها موجب قدرت نمی گردد، بلکه حزب را ضعیف می کند. قدرت حزب نه تنها در کمیت، بلکه در کیفیت و  انسجام فکری آن نیز است.

بر این اساس حزب ما در عرصه ایران حزب و سازمانی را نمی شناسد که این شروط را دارا باشد. چنانچه حزبی در آینده پدید آید که این شرایط را دارا باشد، طبیعتا جای آن در  کنار ماست که از یک تاریخ 60 ساله برخوردار بوده و ادامه دهنده راه حزب توده ایران قبل از سقوط به رویزیونیسم است. هیچ بهانه و منطقی نمی تواند تفرقه و تشکل سازی های جدید "کمونیستی" را توجیه کند. کسانی که دل در گرو پیروزی طبقه کارگر دارند باید بر جزئیات و منش فردی غلبه کنند و صفوف واحد حزب طبقه کارگر را تقویت نمایند.

وجود عناصر منفرد که نظریات فوق را دارا می باشند هرگز منتفی نبوده و نیست. بسیاری از کسانی که امروز از رویزیونیستها جدا شده اند و هنوز نتوانسته اند به تصمیم نهائی برای مبارزه مشترک دست بزنند، در این کادر قرار دارند. هستند رفقائی که با این نظریات به صفوف حزب پیوسته اند و در آینده نیز خواهند پیوست. هستند رفقائی از توفان که هنوز برای مبارزه مشترک و انقلابی در چارچوب حزب کار ایران به تصمیم قطعی نرسیده اند، ولی درِ حزب به روی همه کمونیستها انقلابی و صمیمی باز است؛ زیرا ما همه از زمره مبارزان کمونیست برای جهانی فارغ از جنگ و استثمار هستیم.

 

اپوزیسیون  خودفروخته حامی امپریالیسم و صهیونیسم

 

در میان اپوزیسیون ایران بخشی با انکار واقعیت امپریالیسم و صهیونیسم، با نفی مبارزات ملی مردم فلسطین علیه صهیونیسم، با حمایت از تجاوز امپریالیسم به کشورهای مستقل لیبی، عراق، افغانستان ، لیبی ولبنان  و  سوریه،و ایران .... در تمام موج تبلیغاتی جهانی امپریالیستی در مورد نفی حقوق مسلم مردم ایران در استفاده مسالمت آمیز از انرژی هسته ای در کنار امپریالیسم و صهیونیسم قرارداشته ودارند.در حمله نظامی دوازده روزه  به ایران  درکنار امپریالیسم و صهیونیسم قرار گرفتند وخواهان سرنگونی  رژیم جمهوری اسلامی در پارکابی ماشین جنگی امپریالیسم و صهیونیسم شدند. سلطنت طلبان تحت هدایت رضا پهلوی حامی آشکار تجاوزنظامی به ایران هستند و وقیحانه از حمله نظامی به ایران و بمباران تاسیسات هسته ای دفاع کرده اند. فرقه مجاهدین رجوی اگرچه جبهه سلطنت طلب رضا پهلوی را رقیب خود می بیند ومخالف رضا پهلوی است اما مخالفت مجاهدین با رضا پهلوی بر سر قدرت است ونه مخالفت با اجنبی  ومداخله امپریالیستی درایران.این سازمان آنطور که از شواهد بر می آید در جنگ دوازده روزه با امپریالیسم و صهیونیسم برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی همکاری داشته است.

 نیروهای اپوزیسیون و مخالف رژیم جمهوری اسلامی وسرنگونی طلب الزاما ملی و مترقی نیستند. این نیروها گرچه خواهان برانداختن رژیم جمهوری اسلامی یا تغییر درایران می باشند، ولی این خواست نه از آن جهت است که استقلال ایران تامین شده، آزادی های دموکراتیک برقرار شود و دست سرمایه گذاران خارجی از ایران قطع گردد. این نیروها هوادار امپریالیسم و صهیونیسم در جهان هستند و به دنبال مستعمره کردن ایران اند. آنها خواست سرنگونی رژیم را با حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران و استقرار حقوق بشر و دموکراسی برای اکثریت جامعه ایران همراه نمی کنند. مخالفت آنها با جمهوری اسلامی و خواست سرنگونی آن، از موضع صهیونیسم و امپریالیسم بین الملل است. فرقه مجاهدین رجوی، سلطنت طلبان، حزب کمونیست کارگری منصور حکمت و  سایر سازمانهای پیرو منصور حکمت و نظریات وی با همه سایه روشنهای خود در این طیف قرار دارند. حزب کمونیست کارگری و انشعابات آن با تکیه بر  مبارزه با اسلام سعی دارند تا مبارزه طبقاتی روشن در عرصه سیاسی را به مبارزه منحرف مذهبی بکشانند. پایگاه طبقاتی آنها اقلیتی از خرده بورژوازی مرفه و فراریان ضد انقلابی و جریانهای وابسته به امپریالیسم و صهیونیسم است.

 حزب ما موظف است مانند گذشته این جریانهای منحرف و ارتجاعی و همدست صهیونیسم و امپریالیسم را در ایران افشاء کند و مانع شود که این عده به دست مشتی مشاطه گر ، مجلسی شوند و در مبارزات دموکراتیک و ضد امپریالیستی اخلال کنند. اگر فرقه مجاهدین به عنوان جاسوس و تروریست آمریکائی در پی نفوذ در ایران است، حزب کمونیست کارگری ماموریتش در این است که با تئوری های لیبرالی ضد کمونیستی با چاشنی های اکونومیستی و تروتسکیستی به آشفته فکری دامن زده و مردم ایران را از نظر فکری برای قبول سلطه امپریالیسم و صهیونیسم، که گویا "مدرن" و "مترقی" هستند و پرچم کاذب "بی وطنی کمونیستها"، آماده گرداند. این حزب وظیفه دارد مفاهیم اجتماعی را از مضمون طبقاتی تهی کند و عبارت پردازیهای بورژوائی به ذهن هواداران و جوانان فرو کند.این دو جریان  آشکارا از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران وتروردانشمندان هسته ای و فرماندهان نظامی و بمباران  نیرو گاه های هسته ای ایران  حمایت کردند.

 

نقل از توفان شماره ۳۱۸ شهریور ماه۱۴۰۵ ارگان مرکزی حزب کارایران

www.toufan.org

وبلاگ توفان قاسمی

http://rahetoufan67.blogspot.se/

وبلاگ ظفرسرخ

http://kanonezi.blogspot.se/

http://toufan.org/ketabkane.htm

 سایت آرشیو نشریات توفان

 http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm

 توفان در توییتر

https://twitter.com/toufanhezbkar

توفان در فیسبوک

https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/

 توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی

https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts

 توفان درشبکه تلگرام

https://telegram.me/totoufan