آیا برجام ۲ با همان شرایط برجام ۱ منهای حق غنی سازی در راه است؟

 

واقعیت اینست که توافقنامه برجام ۱ علیرغم خسارت ۱۲۰۰ میلیارد دلاری که به ایران وارد ساخت ، پس از ۳ سا ل در  ۲۰۱۸ میلادی از سوی دونالد ترامپ، در دورۀ اول ریاست جمهوری اش لغو شد. توافقنامه  مذکور علاوه بر خسارت نجومی که برای کشور ما به بارآورد، بر صنایع هسته ای ایران نیز صدمات بی حد و حصری وارد ساخت. گرچه دولت حسن روحانی با بدعهدی های دولت اوباما، در رابطه با لغو تحریم ها مواجه شد، ولی در قرارداد برجام ۱ بر روی حفظ صنعت غنی سازی اورانیوم تا سطح۶۷. ۳٪ توافق شده بود.

اما ترامپ پس از روی کار آمدنش در دور اول، در اثر فشار رژیم صهیونیستی اسرائیل و لابی اسرائیل در آمریکا، که حتی خواهان بمباران صنعت هسته ای ایران بودند - و هنوز هم هستند - قرارداد برجام را پاره کرد و از برجام بیرون رفت.

.

امروز نیز عملاً ما شاهد تکرار همان قرارداد با همان شرایط خسارت بار برای ایران، منتهی منهای غنی سازی ۶۷. ۳٪  هستیم! امروز نیزنابودی تاسیسات آب سنگین   (IR-40)شهر خنداب، نابودی تاسیسات زیرزمینی غنی سازی، خروج اورانیوم غنی شده بالای ۳٪ از ایران، به اضافه وعده سر خرمن لغو تحریم ها، از مفاد مذاکرات میان آمریکا و ایران در عمان به شمارمیآیند.

اینست نتیجه آن سیاستی که ترامپ، رژیم صهیونیستی و اتحادیه اروپا و بخش اعظم اصلاح طلبان غرب گرا در ایران و وطن فروشان، خودفروشان و خائنین به اصطلاح اپوزیسیون در خارج از کشور در پی تحقق آن هستند.

علیرغم این، بررسی روند تاکنونی ۵ دور مذاکره غیرمستقیم ایران و آمریکا در عمان و رفتار و کردار غیرحرفه ای، غیرمسئولانه، ناشیانه، مغرضانه و نیز موضع گیری های ضد و نقیض تیم مذاکره کننده آمریکا و شخص ترامپ، که تاکنون چندین بار از این رو به آن رو شده است خالی از فایده نیست.

 

در رابطه با تغییر همکاری های ایران با آژانس بین المللی اتمی، عراقچی خطاب به گروسی گفت که: «تمام فعالیت های هسته ای ایران در همکاری مستمر با آژانس و در چارچوب پادمان، با نظارت آژانس انجام شده و تا کنون انحرافی صورت نگرفته است. و این مورد توافق شما هم بوده است. او در عین حال از گروسی خواست که این مسائل را طوری گزارش کند که باعث سوءاستفاده اروپایی ‌ها نگردد».

 

اما امروز آژانس انرژی اتمی به عوض کنترل فنی فعالیت هسته ای ایران، عملاً تبدیل به یک ابزار سیاسی علیه ایران شده و گزارشات خلاف واقع و باب میل امپریالیسم و صهیونیسم را ارائه می دهد.

گروسی زمانی که در ایران بود از «همکاری های سازنده سازمان انرژی هسته ای ایران با آژانس» سخن گفت ولی زمانی که به پایتخت اتریش بازگشت قطعنامه شورای حکام علیه ایران صادر شد!

 

گروسی قبل از صدور قطعنامه مذکور با وقاحت تمام دروغ گفت و مدعی شد که «آژانس نمی تواند صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران را تأیید کند و ایران در مورد مواد هسته ای اعلام نشده همکاری لازم را ندارد.» در واقع او به عوض گزارش مشاهدات خود در ایران به اتهامات همیشگی «کشور ثالث»، یعنی رژیم صهیوفاشیستی اسرائیل استناد می كند! این اطلاعات را کشوری به او داده که از عضویت در «ان پی تی» (منع گسترش سلاح هسته ای) امتناع می کند، زیرا که خود دارای ۳۰۰ تا ۴۰۰ کلاهک هسته ای است! و این در حالی است که ایران به تعهدات خود - نه تنها در برجام - که حتی به عنوان یک عضو «ان پی تی»، به اضافه پروتکل الحاقی عمل کرده است. ایران حتی امکان دسترسی به مکان های ادعایی فعالیت هسته ای خود و نمونه برداری را هم به آژانس داده است. به دیگر سخن، ایران همکاری های لازم با آژانس را داشته است. اما گزارش گروسی و عکس العمل آمریکا، اسرائیل و اروپا چنان زورگویانه وغیر منطقی است تا بتوانند عکس آن را ثابت کرده و بهانه تجاوز به ایران به مثابه کشور هفتم در منطقه را به دست آورند.

 

اساساً عملکرد سیاسی آژانس را می توان در دو نکته به وضوح مشاهده کرد..

همه می دانند که «اکسیوس» (وبگاه خبری آمریکا) ابتدا ادعا کرد که تیم ترامپ گفته که ایران حق غنی سازی محدود اورانیوم، تا حد ۶۷. ۳٪ در خاک ایران را خواهد داشت. اما پس از اعتراض نیروهای دست راستی طرفدار ترامپ، وی متعاقباً اعلام کرد که ایران حق غنی سازی در کشور خود را ندارد! حقیقتا این ضد و نقیض گویی های آمریکا در روند جلسات مذاکرات اخیر حیرت انگیز است.

حیرت انگیزتر اینکه رویترز ۱۰ خرداد خبر داد که به یک گزارش محرمانه آژانس دست یافته است! گزارش مذکور که گویا مورد تأیید ۳۵ کشور عضو آژانس قرار گرفته است، راه را برای صدور قطعنامه علیه ایران، از سوی آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان باز می کند. آنها در واقع می خواهند از «مکانیسم ماشه» استفاده کرده و با متهم کردن ایران به «تخطی از تعهدات»، تحریم ها علیه ایران (فشار حداکثری) را افزایش دهند.

بی جهت نیست که آژانس امروز بعد از ۲۳ سال، ادعا می‌کند که «به نظر ما سایت های لویزان و مریوان بسته و حل و فصل نشده اند». در صورتیکه ۲۳ سال پیش بسته شده اند.

علاوه بر این، آنها تورقوزآباد و ورامین را هم بر آن افزوده اند. به فرض اینکه خطایی صورت پذیرفته باشد آنها در قرارداد جدید از این امکان برخوردار خواهند بود که به این چهار سایت نیز سرکشی کرده و تحت کنترل داشته باشند. از سوی دیگر ایران هم ۵۷ سال است که عضو «ان پی تی» است و هم ۲۲ سال است که پروتکل الحاقی را پذیرفته است. سؤال اینجاست که چرا آژانس اینگونه به مسائل برخورد می کند؟ آیا جز این است که اهداف سیاسی ضد انرژی صلح آمیز هسته ای ایران و اصولا ضد ایران، در پشت پرده بازکردن پرونده هایی، که به اذعان خود آژانس ۲۳ سال است که بسته شده است پنهان می باشد؟

مضحک تر اینکه در نامه پیشنهادی اول بیان شد که «حق غنی سازی ایران» به رسمیت شناخته می شود. ولی بعداً ادعا می کنند که ایران نباید غنی سازی اورانیوم انجام دهد! و متعاقباً با طرح «کنسرسیوم» پرده از راز این تناقض گویی را برمی دارند. ناگفته نماند که اصلاح طلبان و غربگرایان از این بابت اظهار خوشحالی کردند. و شایع شده است که قرار است «کنسرسیوم» در یکی از جزایر سه گانه ایجاد شود! و به این ترتیب با یک تیر دو نشان خواهند زد و حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه را نیز زیر سوال خواهند برد. و یا اینکه «کنسرسیوم» حتی در ایالات متحده تشکیل خواهد شد! و افسار برنامه انرژی هسته ای ایران بطورکامل دست آنها خواهد افتاد.

اما درمورد یکی از معضلات مهم  مربوط به مردم ایران، یعنی لغو تحریم ها، هیچگونه پیشنهادی ارائه نشده است، سهل است که امپریالیسم آمریکا قبل از برگزاری هر جلسه مذاکره با ایران، تحریم های جدیدی نیز اعمال کرده است!

امپریالیست‌های آمریکا و اروپا خواهان رسیدن به توافق نیستند، اعمال جنایتکارانه تحریم های جدید علیه مردم ایران به وضوح آن را ثابت می کند.

مسئله دیگر گزارش سایت «اکسیوس» است که به ادعای گردانندگان آن جزء به جزء این گزارش از کاخ سفید، و معتبر است.

این گزارش ادعا می کند که «ایران می تواند در خاک خودش غنی سازی کند. ولی با درصد پائین و در یک زمان معین، ولی تحریم ها زمانی برداشته می شوند که ایران به تمام تعهدات خود عمل کند و ایالت متحده آمریکا آنرا تایید کند».

اما ۴ ساعت بعد ترامپ در اثر فشار تندروها و صهیونیست‌های لابی اسرائیل و شخص نتانیاهو، اعلام کرد که در ایران غنی سازی انجام نخواهد گرفت!؟ اما بسیاری از بندهای برجام یک در طرح پیشنهادی جدید مجدداً مطرح گشته است.

«اکسیوس» نیز در انتهای گزارش ذکر می کند که «طرح جدید تقریباً همان برجام قدیم است!» اما یک مقام ارشد سابق اسرائیل به نام «آریل لوید» که معاون سیاست گذاری در انرژی اتمی بود می گوید: «دنبال قرارداد ایده آل، که ایران را کاملاً خلع سلاح کند نروید (منظور همان مدل لیبی مد نظر نتانیاهوست)، بلکه یک قرارداد خوب ببندیم.» ولی او نمی گوید چگونه می توان اهداف زورگویانه آمریکا و اسرائیل را با خواست های ایران در یک کاسه ریخت؟ او فقط به به بیان این جمله که «می توان با دیپلماسی ماهرانه چارچوب هایی را برای یک توافق خوب متصور شد، حتی اگر خواست  حداکثری همگان را برآورده نکند.» اکتفا می کند. و بعد اضافه می کند «چنین راه حلی ترجیح دارد به گزینه جنگ پیشگیرانه علیه ایران، و یا دستیابی ایران به سلاح هسته ای.»

نیّت واقعی او این است که اگر دنبال تحقق نظر و پیشنهاد نتانیاهو، تندروهای آمریکا، نئوکان ها و ... باشید، عملاً ایران را به سوی تولید سلاح هسته ای سوق خواهید داد، پس باید «یک قرارداد خوب بست» تا اولاً ایران به سلاح هسته ای دست نیابد و ترامپ هم سرخوش از موفقیت باشد.

از سوی دیگر «آساف زوران» اسرائیلی، پژوهشگر در زمینه امنیت بین المللی و مدیریت برنامه اتمی مسائل دانشگاه هاروارد، که در ۲۵ سال گذشته مشاور دولت‌های رژیم صهیونیستی بوده است، معتقد است: «حمله پیشگیرانه به تاسیسات هسته ای ایران که ممکن است به حملات گسترده تر بیانجامد، می تواند قمار پرخطری باشد، چرا که مرز میان ترغیب تهران به خلع صنعت غنی سازی اورانیوم و تحریک او به سوی ساختن تسلیحات هسته ای، تست هسته ای و بازدارندگی هسته ای، بسیار باریک است. شرایط جدید و وخیمی که برای جمهوری اسلامی ایران پیش آمده، باعث می شود که این کشور به سمت رفتارهای پرریسک حرکت کند و یکی از آنها توسعه بازدارندگی هسته ایست. در نتیجه به قراردادی که منجر به از بین بردن تاسیسات هسته ای شود نخواهیم رسید.» اما نتانیاهو و ائتلاف اولترا راست او گوششان به این سخنان بدهکار نیست.

بازگردیم به نقش مخرب و مزوّرانه گروسی!

اولا به ادعای منابع  ایرانی، در اسناد به سرقت رفته از اسراییل فاش شده است که گروسی جاسوس اسرائیل است. بدون اینکه قصد قضاوت در صحت این ادعا داشته باشیم، عملکرد مزورانه گروسی که پیوسته در رابطه و به نفع اهداف  اسرائیل بوده دوم اینکه تا چه حد گروسی برای رسیدن به مقام دبیرکلی سازمان ملل -که قولش را به او داده اند و اونیز در مصاحبه ای در «فایننشال تایمز» به زبان آورده است- خوش رقصی می کند و چنین گزارشات اسرائیل و غرب پسندی را ارائه می دهد، به آینده موکول می کنیم. ولی واقعیت اینست که امپریالیسم غرب از آژانس بین المللی انرژی اتمی به عنوان یک ابزار سیاسی استفاده کرده و عملاً نقش فنی و کارشناسی آن را زیر سؤال برده و در حال حاضر از آن، به مدیریت گروسی، به طور عمده علیه ایران استفاده می کند. آژانس عملاً یک اهرم فشار به ایران محسوب می شود.

گروسی علیرغم انجام همه کنترل ها و همکاری های سازمان انرژی هسته ای ایران با آژانس، پیوسته بر این نظر است که: "من نگرانم و نمی توانم صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای ایران را تأیید کنم!"

اصولاً در اساسنامه آژانس بین‌المللی بندی برای «نگرانی، اعتماد و یا مظنون بودن» و غیره وجود ندارد، بلکه فقط بندهای فنی و حقوقی درج شده است.اگر ماموران آژانس هنگام کنترل به خلافی برخورد کنند، موظفند آن را گزارش کنند و نه اینکه با وارد کردن فاکتور سیاسی اظهار «نگرانی و بی اعتمادی و ضن» و … نمایند!

نکته دیگر اینکه مسئولان جمهوری اسلامی با پذیرفتن مذاکره با ۳ کشور انگلستان، فرانسه و آلمان در رابطه با صلح آمیز بودن انرژی هسته ای به پای خود شلیک کردند!

زمانی که کشور ایران عضو «ان پی تی» است، و حتی قرارداد الحاقی را هم پذیرفته و در همکاری با آژانس راه های کنترل را باز گذارده است، دیگر چه نیازی است که زیر بار فشار ۳ کشور امپریالیستی که خود عضو «ان پی تی» هستند، پشت خم کند. پرسش اینجاست که آیا اصولاً ادامه مذاکره، فشارها و توطئه های عدیده امپریالیسم و صهیونیسم را علیه ایران کم می کند و یا نتیجه معکوس دارد؟

واقعیت اینست که ایران از نظر علمی و فنی در صنعت هسته ای پیشرفت داشته، ولی چون عضو «ان پی تی» بوده، تا آنجاکه اطلاعات ما قد می دهد، هیچگاه از مقررات آن تخطی نکرده است و بازرسان آژانس هم به خطایی در زمینه تولید سلاح هسته ای برنخورده اند، بلکه تنها اظهار «نگرانی» کرده اند! همان کاری که اکنون گروسی یکبار دیگر آن را تکرار می کند! چون تصمیم بر این است که از آژانس به مثابه ابزار سیاسی برای تحت فشار قرار دادن ایران استفاده کنند و در نهایت با بهانه قرار دادن خطر تولید سلاح هسته ای به کشور ما تجاوز نظامی کنند. در این رابطه چند نکته را هم پایه و اساس قرار داده اند.

1-گروسی با وقاحت در گزارش خود آورده که وضعیت غنی سازی در ایران به سطح خطرناکی رسیده است. ولی نمی گوید چون ترامپ از برجام خارج شد و آن را ملغی کرد، ایران همان موقع اعلام کرد که طبق قانون «ان پی تی» از حق غنی سازی خود استفاده و تا ٪۶۰ غنی سازی خواهد کرد، و کرد. آنچه که طبق «ان پی تی» غیر قانونی است، ساخت سلاح هسته ای است که تاکنون به شهادت بازرسان آژانس در این رابطه خطایی از سازمان انرژی هسته ای ایران سر نزده است.

-۲ گزارش گروسی درست در آستانه نشست «شورای حکام» آژانس منتشر می شود تا ایران را مجدداً زیر بار فشار تحریم ها و تهدیدهای بیشتر ببرند.

۳- قصد اتحادیه اروپا نیز فشار روی ایران است. آنها می گویند: اگر ایران همکاری نکند ما «مکانیسم ماشه» را فعال خواهیم کرد! دلیلشان هم گزارش گروسی است!

-۴ رژیم صهیونیستی هم در این میان مدام تهدید می کند که تاسیسات اتمی ایران را بمباران خواهد کرد!

-5 ترامپ هم به عنوان سرکرده سلطه جویان غارتگر، ایران را تهدید می کند که یا فهرستی را که به شما داده ایم قبول می کنید یا حمله می کنیم!

۶- و بالاخره هنگامی که پی بردند جمهوری اسلامی ایران با فهرست ایشان نیز توافق ندارد، آنگاه پیشنهاد ایجاد کنسرسیوم تولید اورانیوم غنی شده و تعلیق «برخی تحریم ها» را از جیب مبارک بیرون آوردند.

ولی واقعیت اینست که اولاً در بهترین حالت تحریم هایی که به امضای رئیس جمهور رسیده اند لغو خواهند شد ولی تحریم هایی که به تصویب کنگره رسیده اند -که اکثر تحریم ها را در برمی گیرد- هرگز لغو نخواهند شد، همانطور که بعد از قرارداد برجام نیز لغو نشدند.

واقعیت دیگر است که آمانو دبیر کل سابق آژانس بین المللی اتمی، یکبار در ۲۰۱۱ و یکبار در ۲۰۱۴ بعد از بازرسی های طولانی در ایران تأیید کرد که ایران به دنبال سلاح هسته ای نیست. به همین دلیل بود که متعاقب آن در سال ۲۰۱۵ بعد از مذاکرات مفصل و طولانی، برجام به تصویب رسید. ولی نه تنها آمریکای اوباما تحریم ها را لغو نکرد، بلکه آمریکای ترامپ بر آنها افزود! آیا این تجربه خسارت بار کافی نیست که ایران از افتادن مجدد در دام سلطه جویان غارتگر حذر کند؟

امپریالیسم و صهیونیسم زمانی دست از توطئه، تهدید و تحریک علیه ایران عزیز برخواهند داشت، که یا کشور ما را به زیر سلطه خود کشند و یا توان مقابله با آن را نداشته باشند!

امروزرژیم صهیونیستی که خود به علت جنایت علیه بشریت مورد مواخذه قرار گرفته است برای ایران به کمک گروسی پرونده سازی می کند، تا فشار بین المللی را از روی خود بردارد. نه تنها گروسی به اتهامات ساختگی از سوی «کشور سوم» (اسرائیل) استناد می کند، بلکه اصلاح طلبان اسرائیل گرا و غربگرا در داخل و خارج کشورهم آب به آسیاب آنها می ریزند!

اساساً هدف امپریالیست‌های اروپا و آمریکا این نیست که با ایران به توافق برسند. قصد آنها این است که یا مانند دوران پهلوی، بر ایران سلطه برانند و یا در صورت عدم موفقیت میهن ما را به سوریه، لیبی، عراق و یا ... تبدیل کنند.

فراموش نکرده ایم زمانی را که که آقای البرادعی مدیر کل سابق آژانس ۵ خواست از ایران را مطرح کرد و ایران با آنها موافقت کرد و۵ امضاء نیز از ایشان گرفت. اما پرونده هسته ای ایران متعاقباً به سازمان ملل رفت. امروز هم تهدید بر ارجاع پرونده ایران به سازمان ملل همچون شمشیر داموکلس بالای سر ایران است.

دعوی اصلی امپریالیست‌های غرب و صهیونیسم از ایران، علاوه بر امحای صنعت هسته ای و قدرت بازدارندگی کشور (موشک، پهپاد و ...)، جدا ساختنش از جنوب جهان، به خصوص چین و روسیه است. یکی از اهداف مهم آمریکا، در پروسه خروج از بحران، سلطه بلامنازع بر خاورمیانه و ضربه زدن به چین است، لذا قصد دارد که یک شکاف عمیق میان ایران، روسیه و چین، آنهم برای همیشه ایجاد کند. به دیگر سخن، ایران را از حرکت به سوی «جهان چند قطبی» بازدارد و در عین حال با سلطه بر ایران، به عنوان کشوری که از نظر ژئوپلیتیکی در غرب آسیا اهمیت به سزایی دارد، علیه رقبایش استفاده کند. در عین حال در سازمان همکاری شانگهای، سازمان بریکس، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و پروژه بزرگ «جاده ابریشم» خلل وارد کند و شرایط را به نفع جهان تک قطبی خیالی خود تغییر دهد. درگیری ناتو با روسیه، تحریک و تهدید چین بر سر مسئله تایوان، جنگ تعرفه ها و ... جملگی در این راستا قابل فهمند.

دعوای با ایران نیز بر سر تولید بمب هسته ای نیست، بلکه از بین بردن صنعت انرژی هسته ای ایران، تضعیف قدرت نظامی ایران، ضربه زدن نهایی به ظرفیت های منطقه ای ایران و بالاخره غارت بلامنازع منابع لایزال انرژی فسیلی ایران است. آنها در واقع مذاکره نمی کنند بلکه می گویند یا خواست‌های ما را می پذیرید یا با تجاوز نظامی ما روبرو خواهید شد! این لپ کلام آنهاست! فراموش نکنیم از ۷ کشوری که آنها قصد نابودیشان را داشتند، تنها کشور ما باقی مانده! قصد واقعی آنها تغییر ژئوپلیتیکی منطقه به نفع خود است.

دلایل ضعف کشور ما که منجر به عدم مقاومت در مقابل توطئه های امپریالیسم و صهیونیسم می شوند را باید در اجرای سیاست نئولیبرالی حاکم (چه اصلاح طلب چه اصولگرا)، دزدی، قاچاق، غارت، تورم، بیکاری، فقر و ... جستجو کرد. به همین دلیل است که کفگیر مقاومت جمهوری اسلامی ایران به ته دیگ خورده و فعلاً ناچار است که به سازش با امپریالیسم تن در دهد، با این توهم که از زیر ضربه تحریم ها و تهدیدهای بیشتر خلاص شود.

در کشور ما چرخ تولید در بسیاری از زمینه ها یا از حرکت بازایستاده و یا اگر تولید می شود -از اتومبیل تا پستانک بچه- عیب و ایراد فنی و نقص فراوان دارد، مدارس، دانشگاه ها، بیمارستان ها و ... خصوصی شده اند. پدیدۀ خصوصی سازی همه عرصه های تولیدی و غیر تولیدی را در برگرفته است. ماموران ادارات همه رشوه بگیر شده اند و روز به روز بر تعداد ناراضیان در کشورافزوده می گردد.

راه برون رفت از بحران کنونی تنها از طریق رفع تبعیض ها، به رسمیت شناختن اتحادیه های مستقل کارگری ، آزادی احزاب و بیان ومطبوعات، مبارزه  وممانعت از دزدی و قاچاق، سامان دادن عرصه تولید و ایجاد امکانات شغلی و رفاه و تأمین اجتماعی عمومی از یک سو و گرایش بدون وقفه به جنوب جهان و تحقق بخشیدن به سیاست چند قطبی و نفی جهان تک قطبی میسر است.

مقاله فوق را ما قبل از حمله جنایتکارانه دست دراز شده امپریالیسم آمریکا به ایران نگاشته بودیم. این تجاوز صحت نظرات ما را ثابت کرد که:

- بالاخره "نگرانی" های گروسی جاسوس، به امپریالیسم و صهیونیسم بهانه لازم برای تجاوز به میهن ما را داد. و غرب "مدافع حقوق بشر و دموکراسی" هم عملکرد یاغی های صهیوفاشیست که با توافق و کمک امپریالیسم آمریکا آنجام شد را تحت این  عنوان که "اسرائیل حق دفاع از خود را دارد" توجیه کرد.

- ایران باید از دام مذاکره حذرمی کرد، چون آنها فقط وعده های پوچ سر خرمن داده و می دهند.

- قصد آنها رسیدن به توافق نیست بلکه گرفتن بهانه  برای توجیه  تجاوز، تجزیه و سلطه بر ایران است.

- هدف مذاکره آمریکا با ایران مصالحه نیست بلکه بدست آوردن بهانه برای توجیه تحریم ها وتهدیدها وبالاخره تجاوز نظامی، نه تنها به مراکز هسته ای که به مراکز نظامی ومناطق مسکونی کشور ما، به مثابه هفتمین کشور منطقه است.

- پس از این حمله گستاخانه، ترامپ برای اینکه هیچ جای شک و تردیدی باقی نگذارد،  علاوه بر تمجید و تایید این جنایت، علنا اقرار کرد که بدون تسلیحات و تجهیزات آمریکا این حمله امکان نداشت. اوج وقاحت او آنجاست که کماکان، با تهدید، ایران را به ادامه مذاکره دعوت می کند!! و مضحک تر اینکه وزیر خارجه او ، از ترس حمله ایران به پایگاه های آمریکا در منطقه ادعا می کند که "آمریکا دخالتی در حمله اسرائیل به ایران نداشته است "!!

-آمریکا اگر دخالت نداشت چرا پنتاگون به کارکنان آمریکایی، نظامیان و خانواده های آن ها در خاورمیانه توصیه کرد که منطقه را ترک کنند.

- باید توجه داشت که حمله نظامی به کشور ما به خاطر"نگرانی"های گروسی در حین مذاکره با آمریا بر سر مسئله هسته ای انجام گرفت.

 

نقل از توفان شماره ۳۰۴  تیر ماه۱۴۰۴ ارگان مرکزی حزب کارایران

 www.toufan.org

وبلاگ توفان قاسمی

http://rahetoufan67.blogspot.se/

وبلاگ ظفرسرخ

http://kanonezi.blogspot.se/

http://toufan.org/ketabkane.htm

 سایت آرشیو نشریات توفان

 http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm

 توفان در توییتر

https://twitter.com/toufanhezbkar

توفان در فیسبوک

https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/

 توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی

https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts

 توفان درشبکه تلگرام

https://telegram.me/totoufan