خطر حمله  احتمالی مجدد نظامی به ایران و آشفتگی داخلی

 

امپریالیسم و صهیونیسم در منطقه با شناختی که از ایران دارند و اطلاعاتی که بدست آوردند،بویژه پس از جنگ دوازده روزه می دانند جامعه ایران چه نقاط ضعفی دارد، تاثیرات بحران آب و برق ، افزایش نرخ دلار وکاهش  ارزش پول ملی ، گرانی ونارضایتی عمومی وتشدید تنشهای درون حاکمیت ایران  تا به چه اندازه است .آمریکا می داند رژیم جمهوری اسلامی در میان مردم نه محبوب است و نه مطلوب و به این جهت فاقد پایگاه مردمی است. این همان ابزار قدرتی است که رژیم جمهوری اسلامی برای تداوم استقلال ایران فاقد آن است و به این جهت منافع حاکمیت خویش را بر منافع ایران مرجح می بیند وعقب نشینی های حکومت  تحت رهبری سید علی خامنه در جهت حفظ نظام است.

 

آمریکائی ها اخیرا به روشنی بیان کرده اند که مسئله آنها، مسئله غنی سازی وهسته ای نیست. مسئله موشکی وخلع سلاح ایران  دردستور کار است.آنها در گذشته  حق مسلم مردم ایران را که مورد تائید همه ممالک غیر متعهد جهان و تمامی خلقهای جهان است در حرف به رسمیت شناختند، ولی در عمل شرط و شروطی را به ایران تحمیل کردند که آن حق تنها یک شیر بی یال و دم اشکم  بر صفحه کاغذ شود و بدون نتیجه عملی باقی بماند. آنها با بمباران تاسیسات هسته ایران نشان دادند مذاکره سیاسی ورواط دیپلماتیک کشک است وبا حمله نظامی در حین مذاکره چهره کریه و فاشیستی وسلطه گرانه واستعماری  خود را به نمایش گذاشتند.  سخنان اخیر نتانیاهو که اساسا این حق را به رسمیت نمی شناسد و ووقیحانه از سرنگونی رژیم وتجزیه ایران سخن گفته است. امپریالیسم آمریکا و رژیم صهیونیستی اسرائیل علنا با توسل به تهدید نظامی خودرا برای حمله مجدد به ایران آماده می کنند. ترامپ مانند همه روسای جمهور پیشین همیشه دروغ گفته وسند جعل کرده است. حریف را به مذاکره دعوت کرده اما با بمباران و ترور جانش را گرفته است. بمباران هوایی ایران وقطر درحین مذاکره تله ای حساب شده برای نابودی حریف بود. لذا هرگز نباید به امپریالیسم آمریکا اعتماد کرد. وعده آتش بس مکرر درغزه وادامه بمباران وترور رهبران جنبش فلسطین توسط اسرائیل از ماهیت فاشیستی وتبهکارانه این رژیم جعلی بر می خیزد. آنها فقط به عهد شکنی و حفظ منافع آزمندانه خویش تعهد دارند و مقیدند. وعده امپریالیسم و صهیونیسم وعده گرگ به گوسفندان است. امپریالیستها امروز در پی شبه استدلالات جدیدند و می گویند که اگر امروز آنها از بمب اتمی ایران در کنار امر غنی سازی اورانیوم سخن می رانند و خطر ایران را گوشزد می کنند و هوادار راست آزمائی!!؟؟ و اعتماد به ایران هستند، منظورشان بیشتر و در ماهیت امر مسئله امنیت اسرائیل است. ایران باید امنیت اسرائیل را تامین کند و نگرانی های نتانیاهو را بر طرف کند. این امنیت می تواند نه تنها با بمب اتمی، بلکه به طرق دیگر نیز که ایران در آنها بنحوی سهم دارد، به خطر افتد. اگر ایران بمب اتمی نداشته باشد، که ندارد، ولی به هر صورت امنیت اسرائیل را به نحوی تهدید کند، نباید انتظار همکاری با آمریکا را داشته باشد. اما خود مفهوم امنیت اسرائیل بسیار قابل تفسیر بوده و شامل کل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در برخورد به مسئله فلسطین و یا سوریه و یا نیروهای مقاومت در لبنان و... نیز می گردد. آمریکا در کادر تقاضای "تضمین امنیت اسرائیل" که مسئله هسته ای ایران را در متن آن قرار می دهد، در واقع خواهان تغییر سیاست خارجی ایران در منطقه می باشد. بیکباره شما از حق مسلم ایران در غنی سازی اورانیوم که حالا مورد "تائید" امپریالیسم است(فراموش نکنیم که تا زمانی که جرج بوش پسر سر کار بود این حق را به صراحت و بی شرمی رد می شد-توفان) به تضمین امنیت اسرائیل می رسید. پس روشن است که حل مسئله اتمی ایران یک بسته کامل و پیچیده است که از سیاست خارجی ایران تا سیاست اقتصادی ایران و امتیازاتی که باید به بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی و منطقه آزاد تجارتی و... تعلق گیرد را در برمی گیرد. این قصه طبیعتا سر دراز دارد. آن روز که ایران از قدرت بیشتری برخوردار بود، به خرافات تکیه کرد، تنها چاه جمکران حفر کرد و امامزاده ساخت و تلاشی نکرد تا مانع دسیسه چینی امپریالیستها گشته و ایران را برای مبارزه با این تحریمهای ضد انسانی که تجربه آن در عراق یک میلیون کشته داشت، آماده کند. مافیائی حاکم در فکر چاپیدن و دزدیدن بود. قانقاریای فساد از راس تا ذیل این حکومت را در بر گفته است و با این مواضع ضعیفی که اکنون دارد، روشن نیست که تا چه مدت امکان مقاومت و عقب نشینی خیانتکارانه را دارا می باشد. کشوری که نتوانسته باشد استقلال اقتصادی خویش را با این همه کادر تحصیل کرده، منابع اولیه و سود سرشار ناشی از فروش نفت تامین کرده باشد، هم زمینه را برای زد و بند جناحهای در قدرت با امپریالیسم فراهم می کند، هم به ورشکستگی و وخامت اوضاع بیشتر دامن می زند و هم با فضاحت و ننگ و خفت بیشتر تسلیم امپریالیسم و صهیونیسم می گردد. تنها کشوری قادر است استقلال سیاسی خویش را حفظ کند که به مردم تکیه کند. حقوق مردم را برسمیت بشناسد، شورای نگهبان فاقد صلاحیت و مرکز دسیسه و توطئه را منحل کند، اجازه فعالیت احزاب انقلابی و نیروهای میهنپرست و ایراندوست را بدهد، اتحادیه های کارگری را آزاد کند. در یک کلام دموکراسی را در ایران مستقر سازد که شرط آن آزادی فعالیت کمونیستی است، تا مردم بدانند که از چه چیز باید در مقابل هجوم امپریالیستها دفاع کنند. رژیم جمهوری اسلامی با سیاست سرکوبگرانه و ضد مردمی خویش به بن بست رسیده ا ست. جناحهای مافیائی به جان هم افتاده اند تا هر کدام به بهترین نحوی جیب خود را پر کنند. آقازاده ها با دزدیهای کلان به مردم فخر می فروشند و مظاهر دزدی و فساد را به نمایش می گذارند. به نظر نمی رسد که رژیم جمهوری اسلامی از این خفت کمر راست کند. فشار از جانب امپریالیستها و صهیونیسم، فشار از جانب مردم و نزاع مفتخورها و فاسدها و آدمکشهای در قدرت که در قتلهای زنجیره ای و کشتار زندانیان سیاسی دست داشتند وضعیت پیچیده ای را ایجاد کرده است که مسیرش در جهت تامین منافع امپریالیستها در ایران خواهد بود. رژیمی که به مردمش تکیه ندهد و دستآوردهای انقلاب را حفظ نکند ناچار است مجددا نوکری امپریالیسم را بپذیرد و به ژاندارم منطقه بدل شود.

 

 

نقل از توفان شماره ۳۰۸ آبان ماه۱۴۰۴ ارگان مرکزی حزب کارایران

 www.toufan.org

وبلاگ توفان قاسمی

http://rahetoufan67.blogspot.se/

وبلاگ ظفرسرخ

http://kanonezi.blogspot.se/

http://toufan.org/ketabkane.htm

 سایت آرشیو نشریات توفان

 http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm

 توفان در توییتر

https://twitter.com/toufanhezbkar

توفان در فیسبوک

https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/

 توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی

https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts

 توفان درشبکه تلگرام

https://telegram.me/totoufan