دلایل
تظاهرات صدها
هزار نفره در
تهران و دیگر
شهرها پس از
تروررهبر
جمهوری اسلامی
وقتی
خبر ترور رهبر
جمهوری اسلامی،
آیتالله
خامنهای،
منتشر شد، موجی
از شوک جامعه
ایران را فرا
گرفت. واکنشها
ریشه در یک
احساس عمیق ملی
داشت: جامعه ایران
تحقیر و نقض
حاکمیت کشورش
را برنمیتابد.
برای
دههها، بسیاری
به خیابانها
آمده بودند تا
خواستار حقوق
خود شوند و علیه
سرکوب سیاسی و
سیاستهای
نئولیبرال
اعتراض کنند.
آنها با سرکوب
مواجه شدند و
بسیاری حتی
جان خود را در
این مبارزه از
دست دادند. با
این حال، با
وجود اعتراض و
گلایههایی
که از نظام
حاکم داشتند،
از جشن گرفتن
به خاطر تجاوز
خارجی یا کشته
شدن رهبران آن
سرباز زدند.
در
عوض، در اقدامی
که آن را تروریسم
از سوی ترامپ
و نتانیاهو
توصیف کردند،
تصمیم گرفتند
از موجودیت
ملت دفاع
کنند. از روی
عشق به میهن،
از رقص و شادی
کردن به بهانه
نفرت یا
انتقام
خودداری کرده
و حاکمیت ملی
را بر
اختلافات سیاسی
مقدم دانستند.
اقلیت
کوچکی که با
رقص و شادی
واکنش نشان
دادند، یا
نادان و بیخبر
از پیامدهای
گستردهتر
بودند یا با
دشمنی شخصی و
میل به انتقامجویی
رانده میشدند.
با این حال، آینده
نظام حاکم بر
ایران تنها
توسط مردم ایران
تعیین خواهد
شد - نه توسط
ترامپ یا نتانیاهو
و حامیانشان.
تظاهرات
عظیم خودجوشی
که در چندین
شهر ایران در
محکومیت ترور
خامنهای
برگزار شد، پیامی
روشن به قدرتهای
جهانی و به
گروههای
مخالف ایرانی
که به دنبال
حمایت خارجی
هستند،
مخابره کرد:
مردم ایران
ترور و مداخله
خارجی را برنمیتابند.
ایرانیها میهنپرست
هستند و عشق
عمیقی به
کشورشان
دارند. بسیاری
که از نظام سیاسی
حمایت نکرده
بودند، به
خاطر ایران به
خیابانها
آمدند و
قاطعانه در
برابر تجاوز
خارجی ایستادگی
کردند.
همزمان،
مقاومت خامنهای
در برابر فشار
آمریکا،
امتناع او از
تسلیم شدن و
رویکرد سازشناپذیرش
در سیاستهای
خارجی ایران،
حمایت بیشتری
را در میان
بخشهایی از
جامعه برای او
به همراه
داشت. بدون
شک، مردم ایران
دارای حس قوی
غرور ملی
هستند. آنها بین
ایران به
عنوان یک ملت
و جمهوری
اسلامی به
عنوان یک نظام
سیاسی تمایز
قائل میشوند،
با این حال در
مواجهه با
تجاوز خارجی
آماده اتحاد
هستند. بسیج
عمومی گسترده
در چندین شهر
باید در همین
بافتار ملی
درک شود.
ملت ایران
تروریسم جهانی
را نجاتدهنده
ایران نمیداند.
حضور صدها
هزار نفر در خیابانها
محاسبات قدرتهای
امپریالیست،
رسانههای
مستقر در لس
آنجلس، چهرههای
فرصتطلب
رسانههای
اجتماعی و
شبکههای
مخالفی را که
صدایشان
عمدتاً از
بودجه خارجی
نشأت میگیرد،
برهم زد. این
همان اپوزیسیونی
است که مدعی
است به دنبال
ایجاد به
اصطلاح «جبهه
سوم» برای «تغییر
رژیم» است،
ظاهراً برای
مخالفت با ایالات
متحده و جمهوری
اسلامی.
پس از
بسیج سراسری و
گسترده ایرانیان
علیه تجاوز
آمریکا و
اسرائیل، این
اپوزیسیون به
نقش تماشاگر
تنزل یافت - که
در عمل بهعنوان
ستون پنجم
همسو با منافع
آمریکا در
اقدامات علیه
ایران عمل میکند.
ما بارها گفتهایم
و تکرار میکنیم:
تنها دو جبهه
وجود دارد - یا
ایستادن در
کنار مردم علیه
تجاوز خارجی و
همدستان داخلی
آن، یا همسو
شدن با دشمنان
خارجی علیه ایران
و مردم ایران.
راه سومی وجود
ندارد.
چه
ژرفایی از
انحطاط اخلاقی
لازم است تا
کسی دستور
ترور رهبر جمهوری
اسلامی -
اقدامی که
توسط مردی
انجام شده که
بسیاری او را
تروریست میدانند
- را تأیید کند
و این «قانون
جنگل» را در
امور بینالملل
صرفاً از روی
نفرت نسبت به
جمهوری اسلامی
توجیه نماید؟
تشویق و شادی
کردن برای چنین
اقدامی، فرود
به ورطه خیانت
و ننگ از واضحترین
نوع است.
نقل از
توفان شماره ۳۱۳ فروردین ماه۱۴۰۵ ارگان
مرکزی حزب
کارایران
وبلاگ توفان قاسمی
http://rahetoufan67.blogspot.se/
وبلاگ ظفرسرخ
http://kanonezi.blogspot.se/
http://toufan.org/ketabkane.htm
سایت آرشیو نشریات توفان
http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm
توفان در توییتر
https://twitter.com/toufanhezbkar
توفان در فیسبوک
https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی
https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts
توفان درشبکه تلگرام