پیشروی جنبش مقاومت حوثی‌های یمن، کنترل تنگه باب‌المندب و افزایش بحران انرژی در جهان

 

در پایان هفته گذشته، جنبش حوثی‌ها پس از روزها درگیری شدید در مناطق کوهستانی غرب یمن، با عملیاتی متهورانه کنترل چندین جزیره و شهر ساحلی در امتداد دریای سرخ را به دست گرفت. حوثی‌ها نیروهای مورد حمایت عربستان سعودی را به عقب راندند و روز پنجشنبه شهر بندری المخا را نیز تصرف کردند.

محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، روز پنجشنبه دو بار با دونالد ترامپ تماس گرفت و از او خواست تا حملاتی علیه حوثی‌ها انجام دهد. ترامپ این درخواست را رد کرد و اعلام کرد که «آمریکا در حال حاضر هیچ برنامه‌ای برای مداخله ندارد». بدون شک، حملات موشکی ایران به پایگاه‌های نظامی آمریکا در بحرین، کویت و اردن و...، در پاسخ به حملات آمریکا به ایران، توانایی دولت ترامپ برای کمک به سعودی‌ها را تحت تأثیر قرار داده است و امکان مداخله نظامی علیه حوثی‌ها برای این ابرقدرت مقدور نبود.

پیشروی جنبش حوثی‌ها تأثیرات عمیقی بر افزایش نرخ انرژی در جهان داشته و به‌شدت بر نگرانی قدرت‌های امپریالیستی مهاجم و نوکرانشان در منطقه افزوده است:

یکم: بحران هم‌زمان در تنگه هرمز و باب‌المندب، پس از تشدید تنش‌ها در غرب آسیا و جنگ نابرابری که علیه نیروهای جبهه ضد استعماری مقاومت همچنان جریان دارد، امنیت انتقال نفت و کشتیرانی در منطقه را تهدید کرده و تأثیر این بحران بر قیمت نفت و بازار جهانی انرژی دوچندان شده است. اکنون با پیشروی جنبش حوثی‌های یمن علیه مزدوران سعودی، مسئله بازار جهانی انرژی پیچیده‌تر از نگرانی درباره تنگه هرمز شده است؛ زیرا هم‌زمان با کاهش شدید رفت‌وآمد کشتی‌ها در این تنگه، جبهه دیگری در جنوب دریای سرخ و اطراف باب‌المندب در حال شکل‌گیری است.

حوثی‌ها در روزهای گذشته اعلام کردند که در واکنش به حملات هوایی عربستان به یمن، ده‌ها موشک و پهپاد را به سمت یک پایگاه هوایی نظامی در «خمیس مشیط» در جنوب عربستان سعودی شلیک کرده و آشیانه‌های هواپیما، سامانه‌های راداری، باندهای پرواز و انبارهای مهمات را هدف قرار داده‌اند. مقامات سعودی در این منطقه و سه شهر جنوبی دیگر، وضعیت اضطراری اعلام کردند. ائتلاف به رهبری عربستان در یمن گزارش داد که در جریان حملات حوثی‌ها، سیزده غیرنظامی مجروح شده‌اند. پیشروی‌های اخیر حوثی‌ها، از جمله تصرف جزیره «پریم» در ورودی دریای سرخ، فشار بیشتری بر صادرات نفت عربستان وارد کرده است؛ این در حالی است که حمله هوایی روز پنج‌شنبهٔگذشته نیز موجب از کار افتادن خط لوله نفت «شرق به غرب» عربستان شده بود. ریاض، شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران در عراق را مسئول حمله به این خط لوله دانست. شعله‌ور شدن مجدد درگیری‌ها در یمن و پیشروی ظفرمند حوثی‌ها، چالش دیگری را پیش روی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور دلقک آمریکا، قرار داده است. ترامپ تاکنون در برابر درخواست‌های عربستان سعودی برای مداخله نظامی مستقیم ـ فراتر از حمایت‌های اطلاعاتی ـ مقاومت کرده است. ترامپ در پایان هفته گذشته اظهار داشت که با ولیعهد عربستان گفت‌وگو کرده و حوثی‌ها نیز با واشنگتن تماس گرفته و خواستار عدم مداخله آمریکا در این درگیری شده‌اند.

عربستان سعودی از سال ۲۰۱۵ رهبری ائتلاف تجاوزکارانه علیه حوثی‌ها را بر عهده داشته است، اما در سال‌های اخیر و در سایه برقراری آتش‌بس، شدت درگیری‌ها تا حد زیادی کاهش یافته بود. با این حال، درگیری‌ها در ماه جاری دوباره بالا گرفته و حوثی‌ها نیروهای همسو با دولتِ به‌رسمیت‌شناخته‌شده در سطح بین‌المللی را به عقب رانده‌اند.

هرچند حوثی‌ها در طول دو سال جنگ غزه و از فواصل نسبتاً دور، با تکیه بر توانمندی‌های موشکی و پهپادهای خود، بر حرکت کشتی‌رانی در باب‌المندب تأثیر گذاشته بودند، اما اینکه در حال حاضر به‌صورت مستقیم در این تنگه حضور دارند، به معنای شکستن بخشی از محاصره دریایی تحمیلی علیه خود و گشودن فضای گسترده‌تری برای حرکت و مانور است. این تحول همچنین ضربه‌ای بزرگ به سلطه امپریالیسم آمریکا و مزدورانش در دریای سرخ محسوب می‌شود که در حوزه امنیت ملی آمریکا جای می‌گیرد؛ زیرا مزدوران تحت سرکردگی «طارق صالح»، یکی از برجسته‌ترین شرکای محلی «سنتکام» بودند که در این جنگ متحمل شکست سنگینی شده‌اند.

اقدامات جسورانه حوثی‌های یمن در سال‌های اخیر، به‌ویژه در دریای سرخ و در تقابل مستقیم با قدرت‌های بزرگ امپریالیستی ـ صهیونیستی، نشان‌دهنده یک الگوی بازدارندگی فعال و تهاجمی است. از این منظر، این رویکرد می‌تواند و باید برای سایر نیروهای مقاومت در منطقه، از جمله ایران، که در کلاف اصلاح‌طلبی و «وفاق ملی» و خوش‌بینی به مذاکرات بی‌حاصل گرفتار است، حامل پیام‌هایی درباره کارآمدی غافلگیری و جسارت در تصمیم‌گیری‌های راهبردی باشد.

دوم: تاثیرات پیشروی جنبش حوثیها بر انرژی جهان.

برای ماه‌ها، هر بار که سخن از تهدید امنیت انرژی جهان به میان می‌آمد، نگاه بازار نفت به تنگه هرمز دوخته می‌شد؛ گذرگاه باریک اما استراتژیکی که پیش از آغاز بحران اخیر در خاورمیانه و جنگی که آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان به راه انداختند، روزانه حجم عظیمی از نفت، فرآورده‌های نفتی و گاز طبیعی مایع‌شده را از خلیج فارس به بازارهای جهانی منتقل می‌کرد و حدود یک‌پنجم تجارت جهانی نفت از آن عبور می‌کرد.

اهمیت این اتفاق در آن است که بازار نفت دیگر با یک گلوگاه منفرد مواجه نیست و نمی‌تواند فرض کند اگر هرمز مختل شد، مسیرهای دیگری برای جبران آن وجود دارد که بدون هزینه و ریسک بالا قابل استفاده باشند. در روزهای اخیر، پیشروی حوثی‌ها در سواحل دریای سرخ و افزایش تهدید علیه کشتیرانی، نگرانی‌ها درباره امنیت باب‌المندب را افزایش داده و هم‌زمان حمله به زیرساخت‌های عربستان، خط لوله شرقی ـ غربی این کشور را نیز از مدار خارج کرده است؛ خط لوله‌ای که دقیقاً برای کاهش وابستگی صادرات نفت عربستان به تنگه هرمز اهمیت راهبردی دارد.

آنچه در حال شکل‌گیری است، صرفاً یک بحران نظامی در چند نقطه از غرب آسیا نیست، بلکه نوعی فشردگی جغرافیایی در شبکه انتقال انرژی جهان است؛ وضعیتی که در آن، مسیر اصلی تحت فشار قرار گرفته، مسیر جایگزین با تهدید امنیتی مواجه شده و زیرساخت انتقال مسیر جایگزین نیز هدف حمله قرار گرفته است. همین هم‌زمانی است که بازار نفت را بیش از گذشته نسبت به آینده عرضه جهانی حساس کرده و نفت برنت را به بالای ۱۰۰ دلار رسانده است.

باب‌المندب؛ گلوگاه یک‌پنجم انرژی جهان است. این تنگه در ورودی جنوبی دریای سرخ قرار دارد و مسیر دریایی میان خلیج عدن و دریای سرخ را کنترل می‌کند؛ بنابراین، هرگونه ناامنی پایدار در این منطقه می‌تواند کشتی‌هایی را که قصد عبور میان آسیا، خاورمیانه و اروپا را دارند، با تصمیم دشوار تغییر مسیر یا پذیرش ریسک مواجه کند. اهمیت این مسیر زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم عربستان در شرایط اختلال در تنگه هرمز، به مسیرهای انتقال نفت خود به سواحل دریای سرخ وابستگی بیشتری پیدا می‌کند.

با پیشروی‌های اخیر حوثی‌ها، این تهدید دیگر از حالت احتمال خارج شده است. حوثی‌های انقلابی در حالی فشار بر مسیرهای دریای سرخ را افزایش داده‌اند که هم‌زمان کنترل یا نفوذ خود را در نقاطی نزدیک به ورودی باب‌المندب گسترش داده‌اند. از همین منظر، بحران باب‌المندب می‌تواند اثر خود را حتی بدون توقف کامل صادرات نشان دهد. نفت ممکن است حرکت کند، اما با هزینه بیشتر، مسیر طولانی‌تر و ریسک بالاتر؛ و در بازاری که ذخایر جهانی نیز تحت فشار قرار گرفته‌اند، همین افزایش هزینه لجستیکی می‌تواند به عامل دیگری برای تشدید قیمت‌ها تبدیل شود. گزارش‌های اخیر بر افزایش شدید نرخ نفتکش‌ها و دشوارتر شدن حمل فرآورده‌های نفتی تأکید دارند.

شاید مهم‌ترین بخش داستان در جایی رخ داده باشد که کمتر از خود هرمز و باب‌المندب مورد توجه قرار گرفته است؛ خط لوله شرقی -غربی عربستان که به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال نفت این کشور به دریای سرخ، برای دور زدن تنگه هرمز طراحی شده است. این خط لوله حدود ۱۲۰۰ کیلومتر طول دارد و ظرفیت آن برای انتقال میلیون‌ها بشکه نفت در روز، بخشی از استراتژی عربستان برای کاهش آسیب‌پذیری صادراتش در برابر اختلال در خلیج فارس است. حمله اخیر باعث شد عربستان این مسیر را موقتاً متوقف کند و همین اتفاق، یکی از مهم‌ترین فرضیات بازار درباره وجود مسیر جایگزین برای صادرات نفت خلیج فارس را زیر سؤال برد.

بر اساس گزارش رویترز، این خط لوله معمولاً حدود ۴ میلیون بشکه در روز را از مناطق شرقی عربستان به بندر «ینبع» در ساحل دریای سرخ منتقل می‌کند؛ رقمی که معادل حدود ۴ درصد عرضه جهانی نفت است. اگرچه مشخص نیست اختلال ایجادشده چه مدت ادامه خواهد داشت و مقام‌های سعودی نیز جزئیات کاملی از میزان خسارت اعلام نکرده‌اند، اما همین توقف موقت کافی است تا بازار متوجه یک واقعیت ناخوشایند شود: حتی مسیرهایی که برای کاهش ریسک هرمز ساخته شده‌اند، در شرایط تشدید بحران منطقه‌ای مصون نیستند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که وضعیت تولید نفت عربستان را نیز کنار آن قرار دهیم. گزارش‌های اخیر نشان می‌دهند که تولید نفت این کشور در ماه اوت به حدود ۶ میلیون بشکه در روز رسیده که پایین‌ترین سطح در بیش از سه دهه اخیر عنوان شده و فاصله قابل‌توجهی با سطح تولید پیش از آغاز جنگ دارد. هم‌زمان، ذخایر نفت در بندر «ینبع» بنا بر برآوردهای گزارش‌شده، در صورت ادامه توقف خط لوله، تنها برای چند روز صادرات کافی است.

با این حساب، دیگر مسئله فقط بسته شدن یک تنگه نیست؛ زنجیره‌ای از اختلالات در حال شکل‌گیری است که تولید، انتقال، ذخیره‌سازی و حمل‌ونقل را هم‌زمان تحت فشار قرار می‌دهد. در چنین شرایطی، بازار نفت به‌جای آنکه تنها درباره حجم تولید روزانه کشورها سؤال کند، باید نگران این موضوع نیز باشد که آیا نفت تولیدشده اصلاً می‌تواند با امنیت و هزینه قابل‌قبول به بازار مصرف برسد یا خیر.

بازار جهانی نفت اکنون با شرایطی روبه‌روست که حتی چند هفته قبل تصور آن دشوار بود؛ از یک سو، عبور نفت از تنگه هرمز به‌شدت کاهش یافته و تعداد کشتی‌های عبوری به‌مراتب پایین‌تر از میانگین پیش از بحران است؛ از سوی دیگر، تهدیدهای امنیتی در باب‌المندب افزایش یافته و در فاصله میان این دو نقطه، زیرساختی مانند خط لوله شرقی ـ غربی عربستان نیز مورد حمله قرار گرفته است. به این ترتیب، بازار نفت نه با یک حادثه منفرد، بلکه با چند خطر هم‌زمان روبه‌روست.

نتیجه این وضعیت را می‌توان در رفتار قیمت نفت مشاهده کرد. قیمت نفت «برنت» در معاملات امروز تا حدود ۱۰۸ تا ۱۱۰ دلار در هر بشکه افزایش یافته و بازار اکنون خطر تداوم بحران را در قیمت‌ها لحاظ می‌کند، نه صرفاً یک حمله یا حادثه مقطعی را. حتی مهم‌تر از سطح قیمت، تغییر در شیوه قیمت‌گذاری نفت است؛ نفتی که می‌توان آن را با اطمینان بیشتری به بازارهای جهانی رساند، اکنون می‌تواند با قیمت بالاتری معامله شود، درحالی‌که نفت گرفتار در مناطق پرریسک با تخفیف‌های سنگین مواجه می‌شود. این شکاف جغرافیایی در قیمت نفت نشان می‌دهد که مشکل اصلی بازار فقط کمبود نفت نیست، بلکه کمبود مسیرهای امن برای رساندن آن به مصرف‌کننده است.

آژانس بین‌المللی انرژی نیز در تازه‌ترین گزارش خود نسبت به کاهش شدید عرضه جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ هشدار داده و برآورد کرده است که عرضه جهانی ممکن است حدود ۵.۷ میلیون بشکه در روز، معادل ۶ درصد، کاهش یابد. هم‌زمان، کاهش ذخایر و افزایش قیمت فرآورده‌هایی مانند گازوئیل، فشار بیشتری بر اقتصاد کشورهای مصرف‌کننده وارد کرده است.

بنابراین، آنچه در هرمز و باب‌المندب می‌گذرد، فقط به امنیت غرب آسیا مربوط نمی‌شود. این دو تنگه در کنار زیرساخت‌های زمینی عربستان، اکنون به اجزای یک مسئله بزرگ‌تر تبدیل شده‌اند. امنیت انرژی جهان بیش‌ازپیش به امنیت چند کیلومتر آبراه و چند خط لوله وابسته شده است.

تداوم تسلط بر تنگه هرمز و تنگه باب‌المندب، توازن نیروها را علیه امپریالیسم آمریکا و متحدانش تغییر خواهد داد. عدم تمایل آمریکا به ورود به جنگ‌های زمینی پرهزینه و فرسایشی علیه یمن و ایران، از یک سو، و افزایش قیمت انرژی در سطح جهانی، از سوی دیگر، به تشدید روند افول این ابرقدرت متجاوز منجر خواهد شد.

 

 

نقل از توفان شماره ۳۱۹ مهرماه ۱۴۰۵ ارگان مرکزی حزب کارایران

www.toufan.org

وبلاگ توفان قاسمی

http://rahetoufan67.blogspot.se/

وبلاگ ظفرسرخ

http://kanonezi.blogspot.se/

http://toufan.org/ketabkane.htm

 سایت آرشیو نشریات توفان

 http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm

 توفان در توییتر

https://twitter.com/toufanhezbkar

توفان در فیسبوک

https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/

 توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی

https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts

 توفان درشبکه تلگرام

https://telegram.me/totoufan