حقوق
کارگران، بویژه
زنان کارگر در
جوامع سرمایه
داری، تحت
فشار فزاینده
عواقب
ناگوار سیاست
نئولیبرالی
سرمایه داری-
به ویژه برای
زنان - روز به
روز غیرقابل
تحمل تر می
شود. سابقه
نبرد طبقه
کارگرِ سخت
کوشِ جهانی،
به نقطه عطف
تاریخی اول
ماه مهِ ۱۸۸۶ که
کارگران در شیکاگو
برای ۸
ساعت کار در
روز به
مقاومت،
اعتصاب و
تظاهرات اقدام
ورزیدند،
قربانی دادند
و بلاخره موفق
به تحقق خواست
خویش گردیدند،
بر می گردد.
تا
قبل از آن
کارگران روزی ۱۲ تا ۱۶ ساعت،
در سخت تین
شرایط کار می
کردند.در سال ۱۹۱۸،
بلاخره هشت ساعت
کار در
قانون
گنجانده شد.
سال ۱۸۹۰، زمانی
که کارگران
آواز میخواندند:
"ما برای روزر
هشت ساعته
خواهیم جنگید
و پیروز خواهیم
شد"را از یاد
نبرده ایم. بیت
اول آن سرود
قدیمی کارگری یک قرن
چراغ راهنمای
جنبش کارگری
بود.
اما
اصلاحات
ترسناکی که
امروز دولت های
سرمایه داری،
نظیر دولت
آلمان قصد
دارد آن را از ۸ به ۱۰ الی ۱۲ ساعات
کار ارتقا دهد
عملاً در خدمت
به سرمایه
داران است تا
کارگران و
زحمتکشان را بیشتر
به انقیاد
کشند.
به
این ترتیب، در
اصل، یک
کارفرما میتواند
کسی را برای
ساعات طولانی
در محل کار
نگه دارد.
این
در حالیست که
مطالعات علمی
شکّی باقی نمیگذارد
که ساعات کاریِ
طولانیِ
روزانه،
اثرات منفی
کوتاهمدت و
بلندمدتی بر
سلامت
کارکنان دارد.
این
اثرات، از درد
و تصادفات
گرفته تا
اختلالات متابولیک،
اختلالات
افسردگی و
محرومیت از
زندگی اجتماعی،
فشار مضاعفی
بکاربردن
تحميل می کند.
این
امر بهویژه
در مورد زنان
و افراد دارای
معلولیت صدق میکند.
اما حتی برای
کسانی که امنیت
شغلی بهتری
دارند، حرکت
برنامهریزیشده
به سمت
"انعطافپذیریِ
بیشتر در
کار"، عواقبی
بس منفی خواهد
داشت.
بدون
تردید، این
امر موازنه
قدرت را به
نفع کارفرمایان
تغییر میدهد.
کارگران و
کارمندان
وابسته در این
صورت در معرض
هوس های
کارفرمایان
خود قرار
خواهند گرفت.
"حق بیمه
اضافه کاری
معاف از مالیات"
هم هیچ کمکی
به تغییر این
وضعیت نخواهد
کرد.
تجزیه
و تحلیلهای
علمی نشان میدهند
که تنها ۱.۴ درصد
از کارمندان
از آنها بهرهمند
میشوند - که
عمدتاً مردان
شاغل تمام وقت
هستند.
و اما
رشد اقتصادی
دستنیافتنی
که دولت برای
آن تلاش میکند
با شعار
عوامفریبانه
صدراعظم مبنی
بر اینکه
"مردم باید بیشتر
کار کنند تا
آلمان دوباره
به حرکت درآید"،
سرابی بیش نیست.
گذشته
از این واقعیت،
افراد خسته که
بهرهوری
کمتری دارند،
چرا باید
مجبور باشند
ساعات بیشتر یا
طولانیتری
کار کنند تا
بسیاری از تصمیمات
نادرست سیاستمداران
- همان افرادی
که به عنوان
مانعی بر سر
راه رشد عمل میکنند
- را اصلاح
کنند؟ مضافا اینکه
آیا چنین رشدی
اصلاً از نظر
زیست محیطی
مطلوب است؟
کارل
مارکس در این
رابطه نوشت:
«قلمرو آزادی
تنها جایی
آغاز میشود
که کاری که
توسط ضرورت و
مصلحت خارجی
تعیین میشود،
متوقف شود.» این
حتی برای کسانی
که در ظاهر به
نظر میرسد
قادر به مدیریت
کار و زمان
خود هستند،
صادق نیست. همانطور
که کارگران میگویند:
"به همین
دلیل است که
مردم زحمتکش
هرگز شعار هشت
ساعت کار در
روز را فراموش
نخواهند کرد."
و در آلمان
معتقدند که:
"ما - وارثان
آن مردان و
زنان جسور،
صرف نظر از
نوع کارمان -
مطمئناً دلایل
زیادی داریم
که نگذاریم یک
صدراعظم
محافظهکار
سرمایه پرست،
هشت ساعت کار
در روز را از
ما بگیرد.
فراموش
نکنیم
که همین جنبش
کارگری جهانی
بود که منجر به
انقلابات
کارگری مقتدر
در روسیه و چین
و ... گرد ید.
اکنون،
پس از گذشت بیش
از یک قرن،
بدون ذرهای
شرم، فریدریش
مرتس،
صدراعظم پول
پرستِ حزب
دموکرات مسیحیِ
آلمان، و
همکار حزبیاش، "کاترینا
رایش" وزیر
اقتصاد - که
مورد پشتیبانی
برخی
"خردمندان
اقتصادی" و دیگران
که در این شغل
ثروت زیادی به
دست میآورند،
قرار می گیرند
- ماه به ماه در
حال به چالش
کشیدن
دستاوردهایی
هستند که جنبش
کارگری زمانی
برای دستیابی
به آن مبارزه
میکرد و
قربانی می داد.
این
دستاورد ها
شامل سیستم بیمه
های اجتماعی
مبتنی بر
همبستگی و
حقوق
بازنشستگی و بیکاری،
بیمه های
بهداشت و
درمان و هشت
ساعت کار در
روز میشود.
استانداردی
که اتفاقاً
نازیها در
سال ۱۹۳۸،
به ویژه برای
زنان در صنعت
جنگ، عملاً آن
را به حالت
تعلیق
درآوردند.
اکنون،
برنامه این
است که حداکثر
محدودیت کار
روزانه هشت
ساعت (یا ۱۰ تا ۱۲ ساعت
در "موارد
استثنایی" که
نیاز به تأیید
داشت) با
حداکثر محدودیت
هفتگی جایگزین
شود. این همان
چیزی است که
احزاب حاکم -
حزب دموکرات
مسیحی و حزب
سوسیال
دموکرات - در پیمان
ائتلاف خود بر
سر آن توافق
کردند، موضوعی
که حزب سوسیال
دموکرات
احتمالاً
هنگام
تصویب آن
خواب تشریف
داشته است!
اکنون این حزب
خود را با
موضوعی مواجه
میبیند که وزیر
کارِ سوسیال
دموکرات
آلمان فدرال،
خانم "بربل
باس"، ترجیح میدهد
اصلاً به آن
نپردازد!!
"اصلاحاتی"
برای وحشت!
برای
تشدید
استثمار و ستم
طبقاتی به دست
نئولیبرال هایی
که روز به روز
بر انبوه
ثروتشان
افزوده می
گردد و طبقه رنجبری
که روز به روز
فقیر تر می
گردد.
دولت
نماینه نئولیبرال
ها با بی شرمی
تمام، این
دستبرد به
حقوق
زحمتکشان را
با این
استدلال ضد
کارگری و فریبکارانه،
که گویا "افزایش
ساعات کار انعطافپذیری
و ایجاد تعادل
بین کار و
زندگیِ
خانوادگی را
آسانتر میکند،
توجیه می کند عملا به
کارگران و
خانواده شان بیاحترامی
و توهین می
کند.
چه کسی
قادر است پس
از یک شیفت
دوازده ساعته
به خانواده
خود رسیدگی
کند؟ به خصوص
از آنجایی که
کارفرمایان میتوانند
روزهای کاری بیش
از حد طولانی
را درخواست
کنند و والدین
شاغل را بدون
هیچ گونه حق
اظهار نظر یا
کنترلی به
برنامههای
خود وادار
کنند. در آن
صورت چه کسی
کودک را از
مهدکودک برمیدارد
و خرید میکند؟
چه کسی قرار
است پس از یک شیفت
دوازده
ساعته
به کارها ونیازهای
خانواده خود
رسیدگی کند؟
"ساعات کاری
انعطافپذیر"
امروزه در محلهای
کاری که تحت
توافقنامههای
شرکت در مورد
زمان "انعطافپذیر"
و ترتیبات
مشابه اداره میشوند،
وجود دارد. این
ساعات کاری
"انعطافپذیر"
در جاهایی
وجود دارند که
اتحادیهها
قوی هستند،
توافقنامههای
چانهزنی جمعی
وجود دارد و یک
شورای کار
قاطع تضمین میکند
که اضافه کاری
از کنترل خارج
نمیشود و تا
حدودی
جبران میشود.
این ساعات کاری
انعطافپذیر
شاید بتواند در جاهایی
وجود داشته
باشند که یک
جنبش کارگری
قوی وجود
داشته باشد.
بسیاری
از زنان ، بیش
از یک قرن را
صرف اطمینان
از این کرده
اند که
کارگران زمان
کافی برای حفظ
شغل و مراقبت
از فرزندان و
تربیت آنها،
نسل بعدی نیروی
کار را تحویل
جامعه دهند.
اگر
هشت ساعت کار
روزانه لغو
شود، دیگر نمیتوانید
به سادگی کامپیوتر
خود را خاموش
کنید و به
خانه بروید.
هفته
کاری قانونی
در آلمان ۴۸ ساعت
است که در شش
روز تقسیم شده
است،
اما
اصلاحات
ترسناکی که
دولت این کشور
قصد دارد آن
را از ۸
به ۱۰
الی ۱۲
ساعات کار
ارتقا دهد
عملاً در خدمت
به سرمایه
داران است تا
آن ها
کارگران و
زحمتکشان را بیشتر
به انقیاد
کشند.
به این
ترتیب، در
اصل، یک
کارفرما میتواند
کسی را برای
ساعات طولانی
در محل کار
نگه دارد.
این
در حالیست که
مطالعات علمی
شکّی باقی نمیگذارد
که ساعات کاریِ
طولانیِ
روزانه،
اثرات منفی
کوتاهمدت و
بلندمدتی بر
سلامت
کارکنان دارد.
این
اثرات از درد
و تصادفات
گرفته تا
اختلالات متابولیک،
اختلالات
افسردگی و
محرومیت از
زندگی اجتماعی
بر زنگی
زحمتکشان
اثراتی بس
مخرب به جا می
گذارد.
این
امر بهویژه
در مورد زنان
و افراد دارای
معلولیت شدید
تر است.
اما
حتی برای کسانی
که امنیت شغلی
بهتری دارند،
حرکت برنامهریزیشده
به سمت
"انعطافپذیریِ"
بیشتر در کار،
عواقبی بس منفی
خواهد داشت.
بدون
تردید، این
امر موازنه
قدرت را به
نفع کارفرمایان
تغییر میدهد.
کارگران
کارمندان وابسته
در این صورت
در معرض هوسهای
کارفرمایان
خود قرار
خواهند گرفت.
"حق بیمه ی
اضافه کاریِ
معاف از مالیات"،
هیچ کمکی به
تغییر این وضعیت
نخواهد کرد.
تجزیه
و تحلیلهای
علمی نشان میدهند
که تنها ۱.۴ درصد
از کارمندان
از آنها بهرهمند
میشوند - که
عمدتاً مردان
شاغل تمام وقت
هستند.
و اما
رشد اقتصادی
دستنیافتنی
که دولت برای
آن تلاش میکند
با شعار
عوامفریبانه
صدراعظم مبنی
بر اینکه
"مردم باید بیشتر
کار کنند تا
آلمان دوباره
به حرکت درآید"،
سرابی بیش نیست.
گذشته
از این واقعیت
که افراد
خسته، بهرهوری
کمتری دارند،
چرا باید
مجبور باشند
ساعات بیشتر یا
طولانیتری
کار کنند تا
بسیاری از تصمیمات
نادرست سیاستمداران
- همان افرادی
که به عنوان
مانعی بر سر
راه رشد عمل میکنند
- را اصلاح
کنند؟ تازه، آیا
چنین رشدی
اصلاً از نظر
زیستمحیطی
مطلوب است یا
خیر. کارل
مارکس نوشت:
«قلمرو آزادی
تنها جایی
آغاز میشود
که کاری که
توسط ضرورت و
مصلحت خارجی
تعیین میشود،
متوقف شود.» این
حتی برای کسانی
که در ظاهر به
نظر میرسد
قادر به مدیریت
کار و زمان
خود هستند،
صادق نیست.
همانطور که
کارگران میگویند:
«به همین دلیل
است که مردم
زحمتکش هرگز
شعار هشت ساعت
کار در روز را
فراموش
نخواهند کرد».
ما - وارثان آن
مردان و زنان
جسور، صرف نظر
از نوع کارمان
- مطمئناً دلایل
زیادی داریم
که نگذاریم یک
صدراعظم
محافظهکار
سرمایه پرست،
هشت ساعت کار
در روز را از ما
بگیرد.
نقل از
توفان شماره ۳۱۸ شهریور ماه۱۴۰۵ ارگان
مرکزی حزب
کارایران
وبلاگ توفان قاسمی
http://rahetoufan67.blogspot.se/
وبلاگ ظفرسرخ
http://kanonezi.blogspot.se/
http://toufan.org/ketabkane.htm
سایت آرشیو نشریات توفان
http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm
توفان در توییتر
https://twitter.com/toufanhezbkar
توفان در فیسبوک
https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی
https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts
توفان درشبکه تلگرام