نکات قوت و اهمیت بریکس در نظم چند قطبی جهانی

 

برخلاف اجلاس ژوهانسبورگ در سال ۲۰۲۳، اجلاس امسال بریکس در ۶ و ۷ جولای در "ریودوژانیرو"، توجه کمی را در رسانه‌های غربی به خود جلب کرد، همانگونه که اجلاس سال گذشته در "کازان" روسیه نیز چنین بود. آیا امیدها برای بریکس - آنگونه که غرب می نمایاند - اغراق‌آمیز بود؟

 مگر از رسانه های غربی انتظار دیگری هم داریم؟

 

نگاهی به تاریخچه بریکس

 

نامگذاری

 

می دانیم که نام بریکس از حرف اول کشورهای تشکیل دهنده آن یعنی برزیل، روسیه، هند، چین و بعدها آفریقای جنوبی بوجود آمد.

شایع است که این مخفف را "جیم اونیل"، اقتصاددان ارشد بانک آمریکایی گلدمن ساکس، ابداع کرده است. همین امر به تنهایی منشأ بسیاری از سوء تعبیرها بود. تفکر غربی چیزی را از دل چهار و بعدها پنج کشوری که برای آنها  "وجود نداشتند" و قرار هم نبود وجود داشته باشند! خلق کرد: "یک بلوک".

طبیعی بود که این امر برای برخی تهدیدهایی و برای برخی دیگر انتظاراتی را به همراه داشته باشد. .

این امر همچنین مشکلات زیادی را در تفسیر سیاست‌های این کشورها، اهداف آنها و روابطشان با یکدیگر ایجاد کرده و هنوز هم می‌کند.

 

این تناقضات به ویژه اغلب توسط صاحب‌نظران در غرب سیاسی برجسته می‌شوند، زیرا آنها تمام تلاش خود را می کنند تا از ظهور یک رقیب قدرتمند که قادر به هماوردی با گروه هفت خودشان (جی ۷) باشد جلوگیری کنند. این ترس بزرگی است و به همین دلیل است که به ویژه رسانه‌های غربی هر جا که می‌توانند، تفرقه می‌افکنند. کشورهای بریکس احتمالاً از وجود این تلاش‌های مذبوحانه آگاه بودند و دقیقاً در همین مسئله نقطه قوت و الگوی عملکرد خود را می دیدند، یعنی: کنار آمدن با یکدیگر علیرغم همه تفاوت‌ها و حتی اختلاف نظرها.

 

در آغاز کشورهای عضو بریکس خودشان هیچ قصدی برای ایجاد جبهه‌ای متخاصم علیه غرب نداشتند.

امروز هم بر این موضوع تأکید دارند.

از منظر بلوک غرب، با توجه به مبانی، پیش‌نیازها و علایق متفاوت آنها، چنین پروژه‌ای قطعاً از همان ابتدا می بایست  محکوم به شکست می بود.

اما در بریکس برخلاف ناتو و اتحادیه اروپا، هیچ فشاری برای رسیدن به توافق صد درصدوجود ندارد، زیرا هیچ تمایلی برای دنبال کردن سیاست قدرت در مقابل نیروی ثالث وجود ندارد. فقط پذیرش اعضای جدید به اتفاق آرا تصمیم گیری می‌شود، که این امر نیز برای تسهیل کار تا حد زیادی منطقی به نظر می رسد.

از آنجایی که خود غرب سیاسی، بریکس را یک "بلوک" اعلام کرده و آن را یک تهدید برای خود می‌بیند، تلاش می‌کند این "بلوک" را تجزیه کند. و به این ترتیب دوباره در دام افکار خودش گرفتار آمده است!

دقیقا به ذلیل وجود این ایده که "روسیه ضعیف است و مردم آن، که توسط پوتین سرکوب می‌شوند، برای رسیدن به آزادی‌های غربی تلاش می‌کنند"! توام با هدف  گسترش ناتو - به اوکراین،  قفقاز و  آسیای مرکزی - لاجرم منجر به درگیری در اوکراین گردیده است.

 در واقع  این دروغ که روسیه می‌خواهد به ناتو حمله کند، محرک افزایش میلیتاریسم و به طبع آن افزایش تسلیحات  به نفع کنسرن های تولید کننده آنها و سهامداران اصلی شان است.

در عین حال این ایده که "چین به اندازه کافی متخاصم است و قصد حمله به تایوان را دارد"!، منجر به مأموریت خودخواسته امپریالیسم آمریکا برای سلطه بر تایوان شده است.

دفاع و تضمین آزادی دریاهای اطراف چین ازسوی این کشور از یک سو ونگاه غیرمنطقی غرب سیاسی به واقعیات تاریخی و نیز مقاصد استعمارگرایانه شان از سوی دیگر، علل واقعی تصمیمات غیرمنطقی آن هاشده است.

لذا تلقی بریکس از جانب غرب، به عنوان یک تهدید ،کاملاً ساختگی و در راستای سود و سلطه جویی خود آنهاست. خطری که از جانب این اتحاد ایجاد می‌شود، در واقع در توانایی‌های نظامی آن نیست، بلکه بیشتر در اقتصاد رو به رشد وتهدید در تفکر و اعمال و مناسبات آن است که آن را در تضاد با غرب می‌دانند. همکاری، روابط مسالمت‌آمیز،  احترام به استقلال و تمامیت ارزی وپی روی از اصل روابط  اقتصادی "بر-برد" برای خیر عمومی با وجود همه تفاوت‌ها است که بریکس را از غرب متمایز می سازد. زیرا با رویکرد غربی که از پایان جنگ جهانی دوم با قدرت روزافزون ایالات متحده، سبکی دیکتاتوری‌ را آشکار واعمال کرده است، در تضاد کامل است.

این اتحادهای غربی، به رهبری ایالات متحده به عنوان پلیس جهان، مسیر رویدادها را به طور عمده در دوران جنگ سرد تعیین کردند - به ویژه خارج از بلوک سوسیالیستی.

 

اگرچه شرکای نزدیک‌تر ایالات متحده نیز تسلیم اوامر این امپریالیسم حار  شدند، اما همزمان از سلطه آن بر بقیه جهان بهره‌مند شدند. به ندرت کشوری در برابر گزند نظم آمریکایی مقاومت می‌کرد، و آن‌هایی که سعی در انجام این کار داشتند، به سرعت قدرت ایالات متحده را احساس کردند! زیرا امپریالیسم آمريکا به مثابه  ابرقدرت بلوک غرب، فرمانده نظامی و به ویژه اقتصادی جهان غرب بود و تنها با اعمال این روش آن را متحد نگه می‌داشت.

 

این وضع با ظهور اقتصادی چین به تدریج تغییر کرد.

جمهوری خلق چین که در ابتدا فقط کارگاهی برای شرکت‌های غربی جهت خدمت‌رسانی به بازارهای جهانی تحت سلطه نئولیبرالیسم محسوب می شد، روز به روز بیشتر به یک تولیدکننده تأمین‌ مایحتاج خود، مخترع و مکتشف مستقل و بزرگ تبدیل شد.

به ویژه در کشورهای کمتر توسعه یافته، چین به رقیبی جدی برای غرب تبدیل گشت. غرب قدرت چندانی برای مقابله با ای وضع را نداشت.

محصولات ساده چینی نه تنها به غربی‌ها که به کشورهای درحال توسعه نیز خدمت می کردند.

چین بتدریج به رقیبی جدی ی که غرب قدرت چندانی برای مقابله با آن را نداشت تبدیل شد.

محصولات چینی نه تنها به بازارهای غربی خدمت می‌کردند، بلکه به دلیل قیمت مناسب، به طور فزاینده‌ای در بازارهای جهان سوم نیز به موفقیت‌های چشمگیری دست یافتند.

شرکت‌های غربی قادر نبودند مطابق با تقاضا به این بازارها خدمات ارائه دهند، زیرا محصولات آنها اغلب برای کشورهای ضعیف از نظر مالی بسیار گران بود. علاوه بر این درکشورهایی که محدودیت‌های اقتصادی، مالی و سیاسی وجود داشت، به این کشورها فقط اجازه می‌داد که طبق شرایط غربی توسعه یابند، چین یک جایگزین ارائه داد. محصولات چینی نه تنها ارزان‌تر بودند بلکه این واقعیت که آنها در ابتدا از نمونه‌های غربی پیچیده‌تر نیز بودند، یک مزیت محسوب می شد.

 از آنجا که آنها به سطح مهارت در کشورهای هدف نزدیک بودند، کار با آنها و نگهداری از آنها آسان‌تر هم بود.

علاوه بر این، شرایط تأمین مالی چین، به ویژه برای کشورهای ضعیف از نظر مالی و کشورهای کمتر توسعه یافته از نظر اقتصادی، مزیت قابل توجهی به شمار می آمد.

شرکت‌های غربی حساب‌های خود را بر اساس ارزهای خارجی غربی، عمدتاً به دلار، تسویه می‌کردند که تهیه آن برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه دشوار بود. ارزهای ملی عموماً به عنوان وسیله پرداخت پذیرفته نمی‌شدند. از سوی دیگر، چین اغلب در ازای قیمت‌های مناسب تر، مواد اولیه را به عنوان وجه پرداختی می پذیرفت چون برای توسعه اقتصاد خود به آنها نیاز داشت.

 

بنابراین، تجارت پایاپای بین محصولات چینی و مواد خام کشورهای خریدار، یک موقعیت برد-برد ایجاد کرده و هنوز هم می کند.

این امر کاملا به نفع هر دو طرف بود و همچنین به توسعه یک روش تفکر سودمند برای هر دو طرف کمک می کرد. در مقابل، غرب می‌خواست محصولات گران‌قیمت خود را که مدت‌ها هیچ جایگزینی برای آنها وجود نداشت، به فروش برساند، به‌علاوه تأمین مالی را با ارزهای خود انجام دهد. این یک "برد دوگانه" به نفع کشورهای غربی و به ضرر کشورهای در حال توسعه بود که خود منشأ بدهی بسیاری از کشورهای در حال توسعه به شمار می آمد . آنها می‌خواستند جوامع خود را توسعه داده و مدرن کنند. آنها به فناوری غربی متکی بودند که بسیار گران بود و برای تأمین مالی این روند، آنها به ارزهای غربی، عمدتاً به دلار، وام می گرفتند. اما واققعیت این است که ایالات متحده آمریکا تنها ارباب دلار بود.

اگرسیاست پولی آمریکا که در راستای منافع ایالات متحده بود تغییرمی کرد، معمولاً برای کشورهای بدهکار به شدت زیان‌بار بود. اگر نرخ بهره در ایالات متحده افزایش می‌یافت، وام‌های کشورهای بدهکار گران‌تر می‌شد و بار بدهی آنها را افزایش نجومی می‌ داد.

 

شرایط تغییر یافته است

 

چین، این مهمترین عضو بریکس، اکنون بزرگترین شریک تجاری اکثر کشورهای جهان است. دلار و یورو از کشورهای قوی از نظر مالی سرازیر شد، در حالی که مواد اولیه از کشورهای کمتر ثروتمند تامین می شد. برای مثال، به دلیل تحریم‌های غرب، تجارت بین چین و ایران عمدتاً مبتنی بر تحویل نفت است. اما تجارت با یوان، از جمله با سایر کشورها و با ارزهای محلی، در حال افزایش است.

در نتیجه، تجارت به تدریج از نظارت ایالات متحده و در نتیجه از نفوذ و انسداد غرب سیاسی و نهادهای آن می‌گریزد.

با این حال، چین برای اینکه بتواند مواد اولیه خود را توسعه داده و تأمین کند، توسعه زیرساخت‌ها در کشورهای ضعیف یک پیش‌نیاز بود. به ویژه در آفریقا که بسیاری از ذخایر در مناطقی با ارتباطات حمل و نقل محدود قرار داشتند. راه‌آهن‌هایی که چین در آفریقا و اکنون در آمریکای جنوبی ساخته است، و بنادری که مدرن‌سازی و یا ساخته است، در خدمت توسعه این مواد خام، یعنی وسیله پرداخت کشورهای فقیرتر، بوده‌اند. این امر آنها را از شرکت‌ها و وام‌های غربی رها و مستقل‌تر کرده است.

 

نکته دیگر اینکه طرح کمربند و جاده ماهیتی متفاوت از جاده ابریشم اوراسیا دارد. در حالی که اولی در خدمت توسعه جهانی مواد خام و گسترش زنجیره‌های تأمین است، دومی، به ویژه در ابتدا ، برای انتقال کالاهای چینی به اروپا خدمت می‌کرد. مسیرهای ریلی از طریق اوراسیا، جابجایی کالا را تسریع کرده و وابستگی آن را به مسیرهای دریایی که نیروی دریایی آمریکا آنها را تحت کنترل خود درآورده است کاهش می دهد.

 

مکان جدید

 

گرچه این تحول عمدتاً مسالمت‌آمیز بوده است، ولی همیشه با تلاش‌های کشورهای غربی برای جلوگیری از موفقیت‌ها و پیشرفت‌های کشورهای عضو بریکس، گزارش‌های رسانه‌های غربی عمدتا منفی و با تبلیغات ضد چینی، ضد روسی وظیفه ضد بریکس توام بوده است.

تحریم‌های شدید علیه روسیه در جریان جنگ اوکراین نشان داد که آنها چقدر هنوز در گرو بازارهای مالی غربی و زیرساخت‌های آنها قرار دارند و جایگزین کردن دلار با یک ارز جایگزین تا چه حد حیاتی است.

اگرچه چین به یک جایگزین اقتصادی برای غرب سیاسی تبدیل شده بود، اما بازارهای مالی آن کاملاً در دستان ایالات متحده و دلار آن باقی مانده بود.

 

ایران، ونزوئلا و یکی "دو کشور به اصطلاح یاغی" دیگر، پیش از این نیز این وابستگی را احساس کرده بودند. اما این واقعیت که یکی از کشورهای صنعتی پیشرو مانند روسیه نیز مورد حمله قرار گرفته بود، وضعیت تهدید را برای همه آشکار تر کرد. غرب سیاسی دیگر از انجام اقداماتی که می‌توانست کل زیرساخت‌های مالی و تجارت جهانی را به خطر بیندازد، و از وقوع یک جنگ جهانی بگوید، ابایی نداشت، حتی اگر این به معنای آسیب رساندن به اقتصاد و جمعیت خودش باشد.

اکنون مدل‌های کنار گذاشتن دلار نه تنها در کشورهای عضو بریکس، بلکه در سراسر جهان مورد بحث قرار گرفته است. اما خیلی زود مشخص شد که جایگزینی دلار به عنوان یک ارز مالی و تجاری جهانی چندان آسان یا سریع عملی نخواهد بود. حتی پوتین، رئیس جمهور روسیه، در اجلاس کازان ۲۰۲۴، واحد پول جدید مخصوص بریکس را رد کرد. به این  دلیل ساده که اختلافات کشورهای عضو بریکس موجب شده است که شرایط لازم برای این امر هنوز در آنها فراهم نشده است.

 

اکنون دو جریان توسعه در حال ظهور است. از یک سو، گسترش بریکس از طریق پیوستن اعضای جدید ترویج می‌شود، که توسط حلقه‌ای از اعضای بالقوه به عنوان کشورهای به اصطلاح شریک گسترش می‌یابند. آنچه در این فرآیند نامشخص است، معیارهایی است که بر اساس آنها در مورد پذیرش یک کشور تصمیم گیری می‌شود. برای مثال، چه ملاحظاتی پشت پیوستن اتیوپی به این سازمان وجود دارد؟

از آنجایی که بریکس در آغاز، تنها یک اتحاد نسبتا سست به شمار می رفت، بلافاصله مشخص نمی شد که این عضویت چه مزایایی برای کشورهای مختلف و اقتصاد آنها به همراه دارد. هنوز هم  توافق‌نامه‌ها و معاهداتی که بین کشورها منعقد می‌شوند متاثر از همان شرایط است.

 

اما دومین جهش توسعه در ریودوژانیرو به وضوح بیشتری مشخص شد. و این در مورد ایجاد جایگزین‌هایی برای زیرساخت مالی غرب است. هم اکنون پردازش پرداخت‌های بین کشورها به طور فزاینده‌ای با ارزهای ملی و از طریق سیستم‌های تسویه حساب جداگانه انجام می شود. چین و روسیه در حال الگوسازی هستند و تجربیات خود را در اختیار سایر کشورهای عضو بریکس قرار می‌دهند. علاوه بر این، باید هنوز سازوکارهای جداگانه‌ای ایجاد شود.

تصمیم بر این است که تجربیات خود را به مثابه الگو در اختیار سایر کشورهای بریکس قرار دهند.

برای نمونه سازوکارهای جداگانه‌ای برای بیمه و سرمایه‌گذاری‌های مالی ایجاد شود که تا حد زیادی مستقل از شرکت‌ها و مؤسسات غربی باشند. دسترسی به بازارهای مالی و سرمایه آنها یکی از پیش‌نیازهای ضروری برای توسعه سریع‌تر اقتصاد کشورهای عضو بریکس است.

عضویت ایران، مصر، امارات، اتیوپی و اندونزی در سال گذشته در بریکس سبب گشت که هم اکنون ۳۰ کشور دیگر برای پیوستن به آن صف بکشند.

در حالیکه در سال ۲۰۰۰ ایالات متحده آمریکا ۲۵٪ و اتحادیه اروپا ۲۲٪ از تولید ناخالص داخلی  جهان را در اختیار  داشتند، اکنون پس از گذشت بیش از دو دهه توان اقتصادی آنها دچار  دگر گونی شده است.

امروز در حالیکه  سهم آمریکا به ۱۵٪ و اتحادیه اروپا  به ۱۷ ٪ سقوط کرده است،   بریکس با جمعیتی قریب به ۴ میلیارد نفر، ۴۰٪ از تولید ناخالص داخلی جهان  را در اختیار دارد.

بحث  عبور از دلار نیز کماکان داغ است  و چین و روسیه هر روز بیش از روز قبل با ارزهای کشورهای خود معامله می کنند.

اگر کشور ما ایران برای حفظ استقلال  و تمامیت ارضی خود ارزش قائل است، که باید باشد، اگر خواهان توسعه اقتصادی بر مبنای رابطه  برد-برد و منصفانه با سایر کشورها ست، راهی جز تقویت  و گسترش مناسبات همه جانبه  اقتصادی در بریکس و گرایش به"جنوب جهانی" در پیش ندارد.

 

 

نقل از توفان شماره ۳۰۷ مهر ماه۱۴۰۴ ارگان مرکزی حزب کارایران

 www.toufan.org

وبلاگ توفان قاسمی

http://rahetoufan67.blogspot.se/

وبلاگ ظفرسرخ

http://kanonezi.blogspot.se/

http://toufan.org/ketabkane.htm

 سایت آرشیو نشریات توفان

 http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm

 توفان در توییتر

https://twitter.com/toufanhezbkar

توفان در فیسبوک

https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/

 توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی

https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts

 توفان درشبکه تلگرام

https://telegram.me/totoufan