به
مناسبت چهل
وهفتمین
سالگردانقلاب
بهمن ونقش
تعیین کننده
کارگران صنعت
نفت
در چهل
وهفتمین سالگرد
انقلاب
میلیونی ،
دمکراتیک و
ضداستعماری ایران برعلیه
سلطه
دیکتاتوری
رژیم وابسته
به امپریالیسم
آمریکا
وبرعلیه فقروشکاف
طبقاتی
وسرکوب های
سیاسی و برای
استقرارجمهوری
ورفاه اجتماعی
و آزادی
قرارداریم.این
انقلاب
حقیقتا برای
چه بود؟هرچه
بودازسرسیری
شکم
نبود،آنطور
که ضد انقلاب
مغلوب پهلوی
تبلیغ می
کند.چنین
تبلیغاتی
از"روشنفکرانی
برمی خیزد که
به تمام
آرمانهای
پیشین خود پشت
پازدند
وامروزبه
مجیزگویی
رسانه های امپریالیستی
مشغولند.سرنگونی
رژِم شاهنشاهی
درچنین روزی ،
٢٢ بهمن،
روزجشن
محرومان
جامعه وعزای
بقایای
خاندان پهلوی
ومزدوران
اجانب بوده وخواهد
بود.
درچهل
وهفتمین
سالگردانقلاب
بهمن
باردیگربه
علل بروزاین انقلاب
مردمی
و"دروازه
تمدن رژیم
شاه"وراه خروج
ازاوضاع
بحرانی کنونی
می پردازیم. بیان
وضعیت مصیبت
بارکنونی به
هیچوجه مشروعیتی
برای حواریون
نظم پوسیده
سلطنتی که دل
درگروامپریالیسم
ورژیم
صهیونیستی
اسرائیل ومداخلات
خارجی وتشدید
تحریمهای
اقتصادی
دارند نخواهد
داشت .
بطورمختصر:
یکم با
کودتای ننگین
٢٨ مرداد ٣٢
شاه با وابسته
نمودن کامل
میهن ما به
قدرتهای
امپریالیستی
بویژه
امپریالیسم
امریکا
درعرصه های
مختلف سیاسی،
اقتصادی
ونظامی ایران
به حیاط خلوت
و منطقه نفوذ
آمریکا و حافظ
منافع آنها
محسوب می
شد.ایران به
یک کشور نیمه
مستعمره
تبدیل
شدواستعمار
جمعی نتیجه
مترتب بر
کوتادی سیاه
وسرنگونی
دولت ملی
دکترمحمد
مصدق بود.
دوم رژیم
شاه بر اساس
دکترین
نیکسون ،نقش
ژاندارم
منطقه را ایفا
می کرد و
منافع امریکا
در منطقه را
تامین می نمود
و براین اساس
دراواسط دهه
١٣۵٠
ایران به بزرگ
ترین خریدار
تسلیحات
آمریکایی
تبدیل شد .از
سال ١٩۵٠ تا زمان
سقوط شاه ارزش
قراردادهای
خرید تجهیزات
و خدمات نظامی
ایران از
آمریکا به
حدود ۵٠
میلیارد دلار
رسید
سوم تصویب
واجرای طرح
کاپیتالیسیون
،مصونیت قضایی
اتباع امریکایی
درایران ،
ورود هزاران
متخصص نظامی
آمریکایی
وسلطه آنها
برارتش ،
مداخله شاه درعمان
و گسیل هزاران
نیروی نظامی
درظفار برای
سرکوب
انقلابیون
وآزادیخوهان
ضد استعماروارسال
تجهیزات
نظامی ازسوی
شاه به
مراکش،اردن
و.... برنامه
هایی بود که
به
دستورامپریالیسم
آمریکا و در
راستای منافع
بین المللی
این کشور تحقق
یافت.
امروزسلطنت
طلبان در پاسخ
به این پرسش
که چرا شاه
درظفار
اینهمه نیرو
فرستاد تا نیروهای
استقلال طلب
وچپ وسکولار
را سرکوب کند،
پاسخی ندارند
،جزفحاشی
ودریدگی !
چهارم شاه
فاقد اراده
واستقلال
بود.بطور کلی
سر سپرده
آمریکا بود
ودرخدمت
منافع
امپریالیستها
عمل
میکرد.مناسبات
دولت شاه و
دولت آمریکا
فراتراز
رابطه دو دولت
درعرصه
دیپلماتیک بود.
شاه مدیون
امپریالیسم
آمریکا بود و
بقاء خود را
به این ابر
قدرت گره زده
بود.شاه
هیچگاه تصور
نمیکرد که با
وجود چنین
حمایتی از غرب
ودرراسش
آمریکا ، توده
ها به پا
خیزند واو ورژیمش
را درهم کوبند.
پنجم تشدید
وژرفش بی
عدالتی
وتبعیض
وسرکوب سیاسی
درجامعه
وشکاف طبقاتی
وضربه به
اقتصاد کشوروتخریب
ونابودی
کشاورزی و
ورود بی رویه
کالاهای
مصرفی وتشویق
دهقانان به
مهاجرت ازروستاها
به شهرها , تک
محصولی شدن
اقتصاد میهن
واتکاء به
فروش نفت ووابستگی
شدید اقتصادی
به آمریکا نیز
از جمله سیاستهای
نواستعماری
بود که به
کشورما تحمیل
شد. اصلاحات
ارضی
امپریالیستی
،آب کردن
کالاهای
مصرفی در
بازار ایران
ونابودی
کشاورزی نمی
تواند مایه
افتخار یک
ایرانی
میهندوست باشد.
ششم شعار"
توسعه
اقتصادی و
فرهنگی"
ودروازه تمدن
شاه وجشنهای
دوهزار
وپانصد ساله
شیراز، توخالی
و ارتجاعی
بود.هزینه
کردن ٩۵٠ میلیون
دلاربرای
برگزاری چنین
جشن مبتذلی بیانگر
ورشکستگی
رژیمی است که
درکشورش بنا بر
آخرین آمار
دردیماه ۱۳۵۷،
یکماه قبل از
انقلاب بهمن ۶٠
درصد مردم
درروستاها
زندگی میکردند
و«اسدالله
علم»،وزیر
دربار شاه
درخاطرات خود
درجلد۴، ص۶۵ درمورد
وضعیت امکانات
بهداشتی و
رفاهی
درروستاهای
ایران چنین می
گوید:
«جلسه
هیئت امناء
خانههای
فرهنگ
روستایی بود.
وقتی جویا شدم
که در دَهات
چقدربرق و آب
آشامیدنی
داریم، معلوم
شد ١% ایران آب
آشامیدنی تمیز
و ۴% دهات
ایران برق
دارند»
٩٧
درصد زنان
روستایی
بیسواد بودند.
درکل جامعه
ایران ۶٠ درصد
بیسواد بودند
واز فقدان
آموزش وتحصیل وبهداشت
ومسکن دررنج
بودند.۴۵ درصد
مردم زیر خط
فقر بودند.
این درحالی
است که در آن
زمان دراواخر
حکومت شاه
حدود ۶ میلیون
بشکه نفت
تولید وبه
فروش می رسید.!
ایران درهمان
سالها یکی از
بزرگترین
واردکننده
سلاح و
کالاهای
بُنجل مصرفی از
آمریکا
بود.رژیمی که
با ادعای
"دروازه تمدن"
اما کتاب
خواندن را
ممنوع کرده
بود وکتابخوان
را به زندان
پرتاب میکرد،
نتیجه ای
جزاین نمی
داشت که
نیروهای واپسگرا
و قرون وسطایی
از قعرتاریخ
سربرآورند
وازاین آب گل
آلود ماهی
بگیرند وخود
را بر مردم
تحمیل کنند.
دیدن عکس امام
درماه محصول
همان فقر فرهنگی
عظیمی بود که
رژیم پهلوی
آفرید.
نقش
تعیین کننده
کارگران نفت
درانقلاب
از زمان اوجگیری
اعتصابات
درمهر و آبان
ماه ۱۳۵۷ دامنه و
شدت اعتصابات
کارگری به حدی
گسترده گردید
که به مدت
تقریبا چهار
ماه کاملا
صنعت نفت
ایران به
تعطیلی کشیده
شده بود.
درتاریخ
معاصر ایران
از کارگران
صنعت نفت بهعنوان
یکی از ستونهای
انقلاب و
سرنگونی
حکومت شاه یاد
میشود. نقشی
که مبارزات
شجاعانه
کارگران و
کارمندان
صنعت نفت و
گاز ایران در
جریان انقلاب
ایفا کرد،به
اندازهای
تعیینکننده
و برای سایر
اقشار و مردم
ایران الهامبخش
بود که درماههای
پایانی منتهی
به انقلاب
شعار «کارگر
نفت ما،رهبر
سرسخت ما» به
یکی
ازشعارهای
مهم انقلابی
تبدیل شد که
طومار ۲۵۰۰ سال
سلطنت را برای
همیشه درهم
پیچید.کارگران
صنعت نفت
ایران همواره
موتور محرک و
پیشران جامعه
و اقتصاد
ایران بوده،
کارگران
متخصصی که از
یکسو همواره
بخش بسیار
بزرگی از ثروت
تولید شده در
کشور به دستان
توانمند آنان
رقم خورد و از
سوی دیگر در
مبارزه با
استعمار و
دیکتاتوری و
سلطنت
پرچمدار
جامعه خود
بودند.نقش
کارگران نفت
درپیروزی
نهایی انقلاب
تعیین کننده
بود.
اکنون
کارگران پس از47 سال
انقلاب
درشرایط بس اسفناکی
بسر می برند.
نئولیبرالیسم
اقتصادی وآزاد
سازی نرخ ارز،
کالایی کردن
آموزش
وبهداشت،
بحران بیکاری
،بحران مسکن
وافزایش شکاف
طبقاتی
وگسترش فقر....
دمار از
روزگار مردم
درآورده
وجامعه را به
ورطه سقوط وناامنی
سوق داده است.
خط احتمالی
تجاوز نظامی
به ایران،
گسیختگی اجتماعی
و جنگ داخلی ،
سوریه ای شدن
ایران وتجزیه
جغرافیای
میهن ما نیز
دور ازواقعیت
نیست، باید
هوشیارانه
همه این
تحولات را
مورد بررسی
دقیق قرارداد
وخلاف جریان
آب شنا کرد.
انقلاب
بهمن می اموزد
برای اینکه تلاش
و فداکاری
کارگران به
یغما نرود
نیاز به تشكيلات
ودرعالیترین
شکل آن حزب
واحد طبقه
کارگراست.بدون
رهبری چنین
حزبی امکان
رهایی نهایی از
استثمار
وفلاکت اجتماعی
وامنیت ملی
ومعیشتی نیست.
اعتراضات
پراکنده و
شورش های کور
وغیر سازمان یافته
دی ماه امسال
و سال های اخیر
نشان داد که
همه جنبشهای
فاقد رهبری
انقلابی به
شکست می
انجامند. برای
پیروزی در
مبارزه طبقاتی
و در انقلاب
اجتماعی به نیروی
رهبریکننده
و عامل آگاه سیاسی
و یا شرایط
ذهنی نیاز
است. جنبش
مردم برای اینکه
پیروز شود، باید
ستاد فرماندهی
در این نبرد
داشته باشد.
در نبردی که میان
طبقات فرودست
و حاکمان درمیگیرد،
مردم نیز میبایستی
در این جنگ
سرداران
ورهبران عملی
و نظری خود را
داشته باشند.
توده بیرهبر
ویا رهبران بیسپاه
هرگز قادربه پیروزی
نیستند. آنها
که به نفی
رهبری سیاسی و
فرماندهی
واحد میپردازند
ومروج آنارشیسم،
آشوب ولیبرالیسم
هستند،
دشمنان مردماند
وجنبش را به
شکست میکشانند.
بنابراین امروز
بزرگترین
درس اعتراضات
چند سال اخیرو
بویژه دی ماه
که پس از چند
روز توسط قدرت
های
امپریالیستی
صهیونیستی مصادره
گردید و به
خون کشیده شد این
است که برای
غلبه نهایی بر
رژیم سرمایهداری
جمهوری
اسلامی ودرهمشکستن
ماشین سرکوب
آن واستقرار
یک جمهوری
سوسیالیستی،
به حزب
انقلابی واحد
طبقه کارگر
نیاز است. توده
مردم ودررأس
آن طبقه کارگر
بدون حزب نیرومندش
گوشت دم توپ
بورژوازی است.
طبقه کارگر بدون
سازماندهی و
رهبری حزبی
ماهیتاً
کمونیستی
قادر به آزادی
خویش وسایر
ستمدیدگان
نیست ونخواهد
بود. تنها با
رهبریت صحیح
است که شعارها
و مطالبات
جنبش با توجه
به توان و
درجه آمادگی
جامعه و
ارزیابی
تناسب قوای طبقاتی
امکان
پیروزی، جلب
اکثریت و تحقق
دارند. توسل
به مطالبات
غیر قابل تحقق
درشرایط نامناسب
فقط ضدانقلاب
و دشمنان
خارجی ایران
را تقویت میکند
که خواهان
تحریم وتجزیه
وپاره پاره
کردن ایران
هستند.باید صف
دوستان
ودشمنان مردم
را ازهم تمیز
داد ودرمورد
مداخلات
ضدبشری قدرتهای
امپریالیستی
وویرانی
ممالکی نظیر
عراق، لیبی،
سوریه،
افغانستان و
یمن ...روشنگری
کرد ومردم
ایران را از
تکرارچنین
سناریوهای
فاجعهباری،
که درقالب
«حقوق
بشرودمکراسی»
صورت میگیرد،
آگاه وبرعلیه
اینگونه
تبلیغات
استعماری و
مسموم مبارزه
نمود. راه
دیگری متصور
نیست!
نقل از
توفان شماره ۳۱۲ اسفند ماه۱۴۰۴ ارگان
مرکزی حزب
کارایران
وبلاگ توفان قاسمی
http://rahetoufan67.blogspot.se/
وبلاگ ظفرسرخ
http://kanonezi.blogspot.se/
http://toufan.org/ketabkane.htm
سایت آرشیو نشریات توفان
http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm
توفان در توییتر
https://twitter.com/toufanhezbkar
توفان در فیسبوک
https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی
https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts
توفان درشبکه تلگرام