تشدید بحران  درکارائیب  به نفع  کیست

 

از ابتدای ماه اوت، تلاشی برای راه‌اندازی مجدد «کمپین فشار حداکثری» عليه ونزوئلا که مشخصه اولین دولت دونالد ترامپ بود، صورت گرفته است. برخلاف کمپین اول که امپریالیسم آمريکا با هدف خفه کردن اقتصادی از طریق تحریم‌ها علیه بخش نفت ونزوئلا و حمایت از یک دولت موازی غیرقانونی صورت گرفته بود، این نسخه جدید تأکید بیشتری بر ارتش و فشار  نظامی دارد.

قصد امپریالیسم آمريکا، با تقویت حضور نظامی در کارائیب، قتل‌های فراقضایی در آنجا و لفاظی‌های تهدیدآمیز، فشار حد اکثری برای فروپاشی سیاسی دولت ونزوئلا و در نتیجه تغییر رژیم در این کشوراست.

گرچه این نقطه عطف هنوز محقق نشده است ولی تردیدهایی را در مورد اینکه آیا واقعاً عزمی برای ریسک کردن یک حمله نظامی فاجعه‌بار وجود دارد یا خیر، ایجاد کرده است.

 

اگرچه ونزوئلا مرکز ثقل ژئوپلیتیکی حضور نظامی ایالات متحده در کارائیب است، اما نمی‌توان کتمان کرد که این منطقه از ملاحظات ژئواستراتژیک وسیع‌تری برخورداراست، مانند محاصره کارائیب برای اعمال فشار بر دولت‌هایی که مناسباتشان با ایالات متحده آمریکا متشنج است. علاوه بر این بخاطر پس‌گیری منطقه به عنوان یک حوزه نفوذ انحصاری امپریالیسم آمریکا و از این طریق مهار قدرت اقتصادی و تجاری رو به رشد چین نیز می باشد.آیا، این فعل و انفعالات وسیع نظامی، آنطور که ترامپ به کذب ادعا می کند یک عملیات مبارزه با مواد مخدر است؟!

بدیهی است که استقرار ناوشکن‌ها، کشتی‌های تهاجمی آبی، خاکی و یک زیردریایی هسته‌ای - در کنار سایر واحدهای نظامی تهاجمی نظیر ناوگان تهاجمی PUS در سواحل ونزوئلا - یک عملیات مبارزه با مواد مخدر نیست.

فقط کافی است نگاهی اجمالی به توقیف‌های انجام شده توسط گارد ساحلی ایالات متحده در اقیانوس آرام، منطقه‌ای که تقریباً 90 درصد مواد مخدر از کلمبیا و مکزیک از آن طریق به ایالات متحده منتقل می‌شود، بیندازیم تا متوجه شویم که چنین تلاش نظامی در کارائیب کاملاً غیرضروری است. محموله‌های مواد مخدر در آنجا از نظر کمیت، حاشیه‌ای و ناچیز هستند، همانطور که حتی تجزیه و تحلیل‌های DEA (اداره مبارزه با مواد مخدر ایالات متحده آمریکا) نشان می‌دهد.

بر کسی  پوشیده  نیست که ترامپ تحت پوشش «مبارزه با قاچاق مواد مخدر»،  تغییر رژیم در ونزوئلا را دنبال می کند.  کارزار  ادعایی مبارزه  با مواد مخدر در آمریکای لاتین در حقیقت معادل همان ادعای کاذب بوش در مورد سلاح های کشتار جمعی در عراق علیه صدام حسین است. اعلام جنگ علیه  کشور ونزوئلا نیز همانند حمله خونین به عراق و لیبی به خاطر علاقه امپریالیسم آمریکا به منابع طبیعی آن است و نه مبارزه  با مواد مخدر.طبق گزارش‌های متعدد، غیرنظامیان در این منطقه در حال آموزش استفاده از سلاح هستند. ببینیم که این "نظامی‌سازی مردمی" در شرایط فعلی چه نقشی ایفا می‌کند؟

ادغام جمعیت غیرنظامی در ساختارهای شبه‌نظامی - چه در مناطق شهری، شهرک‌ها یا سایر جوامع - از دکترین "دفاع ملی یکپارچه"(!!) پیروی می‌کند که بیش از یک قرن است وجود دارد.این گزارش‌ها تلاش می‌کنند تا با استفاده از زبانی جنجالی و اغلب نژادپرستانه، حمایت گسترده مردم از فراخوان‌های بسیج عمومی در کشور ها ، بویژه  ونزوئلا را بی‌اعتبار سازند.

برخلاف ادعاهای کاذب آمریکا  و همپیمانان غربی اش که در ونزوئلا مردم را با فریب و زور به استخدام ارتش در می آورند، فراخوان‌های بسيج عمومی دولت ونزوئلا پایه قانونی دارد: فرمان شماره ۳۵۶۰ از سال ۲۰۰۵ و قانون ثبت نام و خدمت سربازی برای دفاع ملی یکپارچه در سال ۲۰۱۴ مبنای قانونی داشته و یک وظیفه ملی است. بنابراین، بسیج و آموزش شهروندان ونزوئلایی نه از روی ناچاری و زور، و نه چیز تازه ایست، و مطمئنا، آنطور که دول غربی امپریالیستی وانمود می کنند، غیر قانونی هم نیست!گزارش‌هایی در رسانه‌ها منتشر شده  مبنی بر اینکه مادورو به آمریکا نفت و طلا پیشنهاد داده است! ببینیم که این ادعاها چقدر معتبر هستند:

آنها به سختی قابل اعتماد هستند و هدفشان ایجاد تفرقه در درون دولت و ایجاد بی‌اعتمادی بین کاراکاس و مهمترین شرکای آن در محور چندقطبی اوراسیا است. علاوه بر این، این گزارش‌ها بر پایه‌های مبهمی بنا شده‌اند، به منابع غیرقابل تأیید متکی بوده و فاقد هرگونه مدرک قابل تأییدی هستند.

 

چنین پیشنهاد ادعایی از نظر رویه‌ای نیز بی‌معنی خواهد بود. این امر تا حدی به دلیل وجود یک بسته تحریمی چندلایه است که مانع از توافق فرضی از این نوع می‌شود و به این دلیل است که تولید نفت ونزوئلا به طور مداوم در رابطه با شرکای منطقه بریکس در حال افزایش است.

در ونزوئلا، اغلب از اصطلاح "جنگ روانی" استفاده می‌شود. در واقع دستکاری رسانه‌ای برای تدارک حمله نظامی موضوع بحث است.

 

کاملاً واضح است که تلاش برای به دست گرفتن کنترل روایت ها، تشدید فضای اطلاعاتی کشور و خسته کردن شناختی مردم با پر کردن رسانه‌ها با محتوایی درباره تحرکات نظامی ادعایی وجود دارد. محتوایی که اغلب نادرست یا برگرفته از زمینه‌های ساخته و پرداخته عوامل امپریالیسم و خودفروختگان سیاسی است، که عمداً برای ایجاد تصور تهاجم قریب‌الوقوع استفاده می‌شود.

در اینجا یک رویکرد حساب‌شده وجود دارد. و در عصر اطلاعات که با ربات‌ها، کنترل "الگوریتمی" شبکه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی مشخص می‌شود، نیازی نیست برای تصور گروه‌های هدفمندی که روزانه محتوا منتشر می‌کنند، به داستان‌های علمی تخیلی متوسل شوید.

با توجه به ظهور هوش مصنوعی،  روزانه محتوایی را منتشر می‌کنند تا بر روانشناسی جمعی ونزوئلایی‌ها تأثیر بگذارند، البته به نفع امپریالیسم آمريکا و به زیان دولت ونزوئلا.

در بحبوحه این درگیری، یک زن ونزوئلایی جایزه صلح نوبل را دریافت کرد. در حالی که در اروپا مورد تجلیل قرار گرفت، واکنش‌ها در آمریکای لاتین شدیدا انتقادی بود. این تضادی است که در اکثر کشورهای جهان بویژه در خود ونزوئلا بوضوح درک می‌شود.

جایزه دادن به "ماریا کورینا ماچادو" تأثیر تفرقه‌انگیز و قطبی‌کننده‌ای داشت، قوی‌تر از هر جایزه دیگری در عصر حاضر. البته، جایزه اوباما نیز جنجال‌هایی را برانگیخت، اما به نظر می‌رسد این جایزه خانم خودفروخته گوی سبقت را ربوده است.

آری این جنجال و یا بهتر بگوییم این مضحکه از همه آنها پیشی گرفته است.واکنش مثبت در اروپا مطمئناً با الگوهای استعماری بیان شده به شخصیت "ماچادو" مرتبط است: زنی سفیدپوست از خانواده‌ای ثروتمند، با مواضع سیاسی که به اصطلاح "ماموریت متمدن‌سازی" اروپا را ستایش می‌کند، و نتایج اخیر آن یعنی نسل کشی در غزه و شخم زدن این منطقه توسط  اسرائیل، با کمک کل کشورهای غربی نیز مورد تایید علنی اوست.

با این حال، در آمریکای لاتین، این جایزه با تلخی مواجه شد. این جایزه به عنوان تلاشی برای تطهیر سیاستمداری تلقی شد که حرفه خود را بر اساس درخواست‌های تحریم‌های مخرب و مداخله نظامی امپریالیسم آمریکا، که دودش بطور عمده  به چشم مردم ونزوئلا می رود بنا کرده بود.

این امر نه تنها نگرانی‌هایی را در مورد کاهش نمادین ارزش این جایزه در بین خوش بینان ایجاد کرده است، بلکه در این زمینه، بسیاری به درستی معتقدند که این جایزه نه تنها راه را برای حمله به ونزوئلا هموار  و آن را توجیه پذیر میکند بلکه کل قاره را به خطر می اندازد.

طبیعتا مردم ونزوئلا، چه در داخل  و چه در خارج نگرانند که تهدیدهای فزاینده، عزیزانشان را به خطر بیندازد.

این موضوع همچنین به محتوای مرتبط با جنگ که در بالا به آن اشاره شد، مربوط می‌شود که باعث ایجاد ترس و ناامنی در داخل و خارج از کشور شده است.هرچه جنگ اطلاعاتی و روانی شدیدتر باشد، اضطراب عمومی در مورد آینده نزدیک بیشتر می‌شود.

هم اتحادیه اروپا و هم "جامعه بین‌المللی" در تثبیت وضعیت بین‌المللی به عنوان پایه‌ای برای توسعه اقتصادی و سیاسی، منافع مشترکی دارند.

اما تشدید درگیری نظامی در ونزوئلا، که یکی از مهمترین مناطق گازی و نیز بزرگترین ذخایر نفتی جهان را داراست  پیامدهای جهانی ویرانگری خواهد داشت - به ویژه برای اتحادیه اروپا که به شدت به قیمت انرژی و زنجیره‌های تأمین آن  وابسته است. جنگ احتمالی در کارائیب بحران  اقتصادی جهان، بویژه  در اتحادیه اروپا را به شدت افزایش  خواهد داد و گریبانشان را خواهد  فشرد.همسویی اروپا  با واشنگتن در کارائیب خطرات پیش پای اروپا  را به شدت افزایش خواهد داد.

گرچه واقع بینان، اقدامات ایالات متحده در آمریکای لاتین و سراسر جهان را با نگرانی انتقادی عمیق می نگرند، سران نابینای کشور های اروپای ناتو، ابصارخودرا به دست امپریالیسم آمریکا داده اند تا آنها را بیش از پیش در منجلاب بحران فرو برد.همان اتحادیه اروپایی که به شدت به قیمت انرژی و زنجیره‌های تأمین وابسته است.

آگاهی از اینکه همسویی با واشنگتن خطرات بیشتری دارد تا مزایا، می بایست  اروپا را قانع کند که نقش منتقدانه ای در قبال آمریکا ایفا  کند و به سمت جنوب جهانی بگرود.

جهانیان اقدامات ایالات متحده در آمریکای لاتین و سراسر جهان را با نگرانی تلقی می کنند.

با این حال، سکوت اروپا یک موضع  بالقوه همدستانه است که باعث تشدید  تنش و بحران است. هر انسان عاقلی می پندارد که اروپا و "جامعه بین‌المللی" باید منافع ژئوپلیتیکی و ثبات انرژی خود را بر منافع ایالات متحده اولویت دهد، ولی اروپا کماکان با طناب امپریالیسم آمریکا مشغول  رفتن به ته چاه است!!

 

نقل از توفان شماره ۳۰۹ آذر ماه۱۴۰۴ ارگان مرکزی حزب کارایران

 www.toufan.org

وبلاگ توفان قاسمی

http://rahetoufan67.blogspot.se/

وبلاگ ظفرسرخ

http://kanonezi.blogspot.se/

http://toufan.org/ketabkane.htm

 سایت آرشیو نشریات توفان

 http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm

 توفان در توییتر

https://twitter.com/toufanhezbkar

توفان در فیسبوک

https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/

 توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی

https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts

 توفان درشبکه تلگرام

https://telegram.me/totoufan