سرنوشت غم‌انگیز کردهای سوریه

 

در اواخر ماه اوت امسال، «مظلوم عبدی»، فرمانده کل شبه‌نظامیان موسوم به «نیروهای دموکراتیک سوریه» (قسد)، انحلال این نیرو را رسماً اعلام کرد. وی گفت: «دستگاه خودگردانی کردی و همه نهادهای نظامی و غیرنظامی وابسته به آن منحل شده‌اند و همه نهادهای نظامی و غیرنظامی کردی در نهادهای رسمی سوریه ادغام خواهند شد».

رسانه‌های سوری پیش‌تر از توافق «مظلوم عبدی» و «احمد‌الشرع»، رئیس دولت موقت سوریه، بر سر اعلام انحلال «قسد» به‌عنوان یک نیروی نظامی مستقل و انتصاب عبدی به‌عنوان مشاور الشرع در امور کردها خبر داده بودند.

کردهای سوریه پس از سال‌ها همکاری راهبردی با امپریالیسم آمریکا علیه حکومت بشار اسد، در نهایت با چرخش آمریکا و حمله نیروهای دولت جدید تحت رهبری احمد‌الشرع (ابومحمد الجولانی) مواجه شدند. این اتحاد که با وعده حمایت در ازای مبارزه با تروریسم شکل گرفته بود، در ژانویه ۲۰۲۶ به فروپاشی کامل منطقه خودمختار «روژاوا» انجامید. نیروهای دموکراتیک سوریه به رهبری کردها، از سال ۲۰۱۴ شریک اصلی ارتش متجاوز آمریکا در سوریه بودند. آن‌ها با حمایت هوایی و لجستیکی آمریکا علیه داعش جنگیدند و در ازای آن، بخشی از نفت را با یاری آمریکا در اختیار خود گرفتند. در این مسیر، بیش از ۱۰ هزار تن از کردهای روژاوا جان خود را از دست دادند. آمریکا نیز حدود ۲ هزار نظامی در سوریه مستقر کرده بود تا با اعمال فشار و غارت نفت سوریه، محاصره نظامی و اقتصادی را برای سرنگونی حکومت سوریه تشدید کند.

با تغییر اولویت‌های ژئوپلیتیک واشنگتن، حمایت آمریکا از کردها به پایان رسید. «توماس باراک»، فرستاده ویژه آمریکا، در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۶ اعلام کرد که مأموریت نیروهای دموکراتیک کُرد پایان یافته و دمشق باید مسئولیت امنیت را بر عهده بگیرد. آمریکا نه‌تنها از کردها در برابر حملات محافظت نکرد، بلکه آن‌ها را تحت فشار قرار داد تا با ادغام در دولت سوریه موافقت کنند.

پس از شکست مذاکرات ادغام، «احمد‌الشرع»، رهبر سابق هیئت «تحریر الشام» وابسته به تروریست‌های القاعده، در ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶ عملیات نظامی علیه کردها را آغاز کرد. ظرف ۲۴ ساعت، نیروهای دولتی ۸۰ درصد از اراضی تحت کنترل نیروهای دموکراتیک کُرد را تصرف کردند.

سرنوشت کردهای روژاوا نمونه‌ای تلخ از قربانی‌شدن متحدان محلی در بازی قدرت‌های بزرگ امپریالیستی است. آمریکا پس از استفاده ابزاری از کردها در مبارزه با داعش، در مقطع حساس آن‌ها را رها کرد. این سیاست راه را برای «احمد‌الشرع»، رهبر دارای پیشینه عضویت در القاعده، باز کرد تا با حمایت ترکیه و چراغ سبز واشنگتن، دست به پاکسازی قومی بزند و جنبش کردها را نابود کند.

این سرنوشت غم‌انگیز کردهای ناسیونال‌شوونیست، با کمی چاشنی عوام‌فریبانه «چپ» و «شورایی»، است که رهبری خود را به دست رهبرانی خودفروخته و ناسالم داده‌اند.

این عده، وقتی کشور سوریه در دوره حاکمیت رژیم بشار اسد مورد تهاجم ارتجاع جهانی قرار گرفت، حاضر نبودند از تمامیت ارضی و حق حاکمیت ملی سوریه، که کشوری مستقل و عضو سازمان ملل و جامعه جهانی بود، حمایت کنند. برای آن‌ها، تجاوز به سوریه زمانی آغاز شد که «عفرین»، و نه سوریه، مورد تجاوز قرار گرفت. آن‌ها بدون شرمساری حاضر شدند در کنار ارتش اشغالگر آمریکا قرار بگیرند و بر اشغال سوریه، چون منافع این گروه‌ها را تأمین می‌کرد، صحه بگذارند. برای آن‌ها، بلندی‌های جولان که در تصرف صهیونیسم است، سرزمین اشغالی محسوب نمی‌شد و حضور غیرقانونی آمریکا در سوریه، که نفت این کشور را در مناطق عرب‌نشین اشغالی می‌دزدید، اشغالگری نبود؛ ولی تجاوز وحشیانه ترکیه به سوریه محکوم شد؛ آن‌هم به این خاطر که به مناطق کردنشین تجاوز کرده بود. منطق کردهای ناسیونال‌شوونیست فقط منطق «گلیم خودم را از آب بیرون بکشم» است. برای آن‌ها مهم نبود که سرنوشت سوریه چه می‌شود. شرم‌آور است که وقتی ۵۰ سرباز آمریکایی خاک سوریه را ترک می‌کردند، کردهای ناسیونال‌شوونیست به خیابان‌ها آمدند، به آن‌ها سنگ پرتاب کردند و خواستار آن شدند که به کردها خیانت نکنند، به اشغال سوریه برای تأمین منافع کردها ادامه دهند و منافع مردم سوریه را در پای عظمت ناسیونال‌شوونیسم کرد قربانی کنند.

شرم‌آورتر این است که برخی از احزاب و سازمان‌هایی که نام مارکسیست ـ لنینیست بر خود نهاده‌اند، نظیر «حزب کار ترکیه»، از سیاست کردهای ناسیونال‌شوونیست روژاوا در همدستی با امپریالیسم آمریکا، در قالب حق تعیین سرنوشت خلق‌ها، حمایت کردند و به منجلاب خیانت درغلتیدند. این احزاب که درک اپورتونیستی و ناسیونال‌شوونیستی از مسئله ملی دارند، از همه‌پرسی تجزیه‌طلبانه کردهای اقلیم کردستان عراق در سپتامبر ۲۰۱۷ نیز، که مورد حمایت امپریالیسم و صهیونیسم قرار داشت، بی‌شرمانه دفاع کردند و در جنبش بین‌المللی کمونیستی مفتضح شدند.

 

کمونیست‌ها حق ملت‌ها را در تعیین سرنوشت خویش به رسمیت می‌شناسند. کسی که این حق را اساساً به رسمیت نشناسد، تنها از یوغ ملی دفاع می‌کند. این نظر لنین ناظر به مشاجراتی است که وی پیش از جنگ جهانی اول و پیش از انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر با سران انترناسیونال دوم داشت که حق ملت‌های مستعمره در تعیین سرنوشت خویش را به رسمیت نمی‌شناختند. آن‌ها اعتقادی نداشتند که سرنوشت مبارزه پرولتاریا در ممالک استعمارگر با سرنوشت نهضت‌های آزادی‌بخش در ممالک مستعمره پیوند خورده است. به همین جهت، لنینیسم معتقد بود: «پرولتاریای جهان و خلق‌های ستمکش، متحد شوید!»

از نقطه‌نظر کمونیست‌ها، در دوران امپریالیسم نمی‌شود از هرگونه جدایی ملی، اگر در خدمت مصالح پرولتاریایی نباشد، دفاع کرد. تجزیه یوگسلاوی، تجزیه سودان، تجزیه لیبی، تجزیه عراق، تجزیه سوریه، تجزیه نیجریه، تجزیه کنگو و... به نفع سیاست راهبردی امپریالیسم در ایجاد تفرقه میان ملت‌ها و کشورها و تسلط بر آن‌هاست. تاریخ معاصر هنوز تجزیه ویتنام و کره را به یاد دارد. سیاست «تقسیم کن و حکومت نما»، که امکان موجودیت مستقل و ادامه بقای متکی بر اراده خویش را از این کشورها می‌گیرد، نمی‌تواند مورد تأیید کمونیست‌ها باشد.

در دورانی که انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر به نتیجه رسید، سیاست امپریالیست‌ها بر آن بود که کشورهای متفرق و جدا از هم را که به‌تنهایی قادر به مقابله با نفوذ کمونیسم نبودند، متحد کنند، دولت مرکزی را در آن کشورها تقویت کنند و آن‌ها را برای مقابله با سوسیالیسم آماده سازند. کودتای رضاخان در ایران و سرکوب شیخ خزعل و یا روی کار آوردن حکومت مرکزی در عراق به رهبری ملک فیصل را باید در همین چارچوب دید و بر بستر همین تحلیل بررسی کرد. حال که شوروی فروپاشیده است و قدرت رقیب نابود شده و چین نیز هنوز نمی‌تواند نقش جهانی سابق شوروی را بازی کند، تقسیم و تجزیه کشورها با هدف بلعیده‌شدن آن‌ها به دست امپریالیست‌ها و صهیونیست‌ها، در دستور کار این قدرت‌ها قرار گرفته است.

تجربه آزموده‌شده خیانت رهبران کرد در کردستان عراق و ایران را رهبران کرد سوریه نیز تکرار کردند و هنوز هم از خیانت خود به خلق کُرد و شکست‌های پی‌درپی درس نگرفته‌اند. راه رهایی خلق کُرد از ستم ملی در هر کشور معین، تنها از همکاری و وحدت در مبارزه با سایر خلق‌های آن کشور، در حزب واحد طبقه کارگر، در جبهه واحد خلق و در سازمان‌های مشترک سیاسی و حرفه‌ای غیرقومی، علیه ارتجاع حاکم و در بستر مبارزه ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی می‌گذرد. بدون این مضمون انقلابی برای بنیان‌گذاری کشوری دموکراتیک، آزاد و متکی بر نیروی اکثریت زحمتکش مردم، پیروزی خلق کرد یا سایر خلق‌های ایران، سوریه، ترکیه و عراق... ممکن نیست. چشم‌داشت به امپریالیسم و صهیونیسم و همدستی با آن‌ها، خیانت به خلق‌های منطقه و خیانت به خود کردهاست. باید مبارزه کرد تا در منطقه اسرائیل دومی به وجود نیاید. همین یکی نیز زیادی است.

 

 

نقل از توفان شماره ۳۱۹ مهرماه ۱۴۰۵ ارگان مرکزی حزب کارایران

www.toufan.org

وبلاگ توفان قاسمی

http://rahetoufan67.blogspot.se/

وبلاگ ظفرسرخ

http://kanonezi.blogspot.se/

http://toufan.org/ketabkane.htm

 سایت آرشیو نشریات توفان

 http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm

 توفان در توییتر

https://twitter.com/toufanhezbkar

توفان در فیسبوک

https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/

 توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی

https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts

 توفان درشبکه تلگرام

https://telegram.me/totoufan