دونالد ترامپِ جنگ سالار

 

جنگی بدون برنامه، بدون مبنای قانونی و تجاوز نظامی حد اکثر و وحشیانه هرگز نمی‌تواند بر اساس حقایق تأیید شده و قوانین بین‌المللی باشد.

 

امری که در مورد هر دو حمله جنایتکارانه امپریالیسم آمریکا  و صهیوفاشیست های اسرائیل به ایران صدق می کند.

"مارتین کوبلر" به عنوان سفیر در مصر، عراق و پاکستان، و همچنین در ماموریت‌های سازمان ملل در افغانستان، عراق، جمهوری دموکراتیک کنگو و لیبی خدمت کرده است. او که به همراه "کوپف"، کتاب "زلزله جهانی- فرصت اروپا برای درخشش جدید" را منتشر کرده است می گوید:

"اکنون دوباره نوبت ایران شده است.

در حالی که مذاکرات بر سر برنامه هسته‌ای با ایران هنوز ادامه داشت، ایالات متحده و اسرائیل در حال تدوین یک تجاوز غیرقانونی برای تجزیه ایران و هموار کردن راه برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی  بودند."

در چنین شرایطی "یوهان وادفول"، وزیر امور خارجه مزوّر و دروغپرداز دولت آلمان، توضیح داد: "ما همیشه طرفدار یک راه حل دیپلماتیک هستیم، اما رژیم بی‌رحم (منظور رژیم ایران است)برای آن آماده نیست."!!

این وزیر دروغگو و حقه باز کوچکترین اشاره‌ای به این واقعیت  که آمریکا، هم تا دو روز قبل از تجاوز وحشیانه تابستان گذشته و هم تجاوز کنونی دور میز مذاکره با ایران به سر می برد، نمی کند.

همین وزیر حیله گر روز سه شنبه ۱۰ مارس ناگهان به خدمت دولت صهیوفاشیستی اسرائیل - که به همراه امپریالیسم آمریکا، مجددا در حين مذاکره با ایران، وحشیانه به کشور ما تجاوزکرده اند - می رسد و علنا اظهار می دارد که "ما پشتیبان شما هستیم"!!

بنابراین، جنگ و فرسایش نظم بین‌المللیِ "مبتنی بر قانون" -  مورد تحسین قرار می گیرد، زیرا که هروقت امپریالیسم آمريکا اراده کند می تواند کمی کمتر قانون بین‌المللی داشته باشد!؟

و آنگاه به خاطر ارتکاب این جنایت، عده ای خود فروش، وطن فروش و خائن، از دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، سپاسگزارند چون به ایران تجاوز کرده است!!

 

اما صرفا همدردی با ایران هم جایگزین مبنای قانونی نمی‌شود. نیروی نظامی یک کشور، حتی علیه رژیم‌های دیکتاتور و منفور نیز باید مطابق با قوانین بین‌المللی عمل کند.

نظم بین‌المللی یک ساختار سیاسی است. این نظم تنها در صورتی برقرار است که کشورها به قوانینی که بر سر آن توافق کرده‌اند، پایبند باشند. مداخلات وحشیانه نظامی امپریالیسم آمریکا در کشورهای دیگر بارها این ساختار را نادیده گرفته و بی‌ثبات کرده است. دلیل این امر این است که معمولاً ابتدا تصمیم سیاسی برای حمله گرفته می‌شود و بحث حقوقی حد اکثر بعد از تجاوز آغاز می‌شود! که معمولاهم بی اثر است. تجاوز کنونی علیه کشور ما ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. در صورتیکه باید برعکس باشد. در سیستم منشور سازمان ملل، بررسی حقوقی در اولویت قرار دارند. ولی وزیر  امور خارجه آلمان، پس از حمله اخیر امپریالیسم آمريکاورژیم صهیونیستی

اسرائیل به ایران اعلام کرد که "قانونی بودن تحت قوانین بین‌المللی هنوز باید ارزیابی شود"!! و این رویکرد در میان کشورهای عضو ناتو وسایر کشورهای مطیع آمریکا تثبیت شده است.

برای جلوگیری از هرگونه سوء تفاهم: این به معنای دفاع از رژیم ایران نیست. رژیم ایران یک دیکتاتوری اقتدارگرا است. خشونت علیه تظاهرکنندگان، سرکوب، شکنجه و اعدام زندانیان سیاسی یک واقعیت است.

اما جمهوری اسلامی، به تصدیق سازمان بین‌المللی انرژی اتمی و اذعان خودش و تأیید  بسیاری  از کشورها، نه دارای سلاح هسته‌ای است ونه قصد دستیابی به آن را دارد.

 

اصل اساسی منشور سازمان ملل متحد بیان می‌کند که: "استفاده از زور توسط یک کشور ممنوع است." این اصل یک استثنا را به رسمیت می‌شناسد: حق دفاع از خود طبق ماده ۵۱. این حق عمداً به طور محدود تعریف شده است. "نیروی نظامی پیشگیرانه فقط در صورتی مجاز است که حمله مسلحانه قریب‌الوقوع باشد." تمایل به تغییر رژیم - هر چقدر هم که از نظر سیاسی قابل درک به نظر برسد - استفاده از زور را توجیه نمی‌کند، مگر در مورد مداخله بشردوستانه  و آن هم در صورت جدی‌ترین نقض حقوق بشر، با دستور شورای امنیت سازمان ملل.

بنابراین عامل تعیین‌کننده، وضعیت واقعی موجود است. آیا حمله ایران به ایالات متحده آمریکا و اسرائیل واقعاً قریب‌الوقوع بود؟

مگر پس از تجاوز جنایتکارانه دوازده روزه در ژوئن ۲۰۲۵ علیه ایران، دونالد ترامپ اعلام نکرد که تأسیسات هسته‌ای ایران به طور کامل نابود شده‌اند؟!

مگر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) نگفت که در حال حاضر هیچ مدرکی مبنی بر برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران در دست ندارد و در ماه‌های اخیر نیز نتوانسته است این موضوع را تأیید کند؟

پس ملاحظه می کنید  که تمام استدلال‌های امپریالیسم آمريکا و  رژیم صهیوفاشیسی اسرائیل پیرامون برنامه هسته‌ای  ایران کذب محض است و صرفا به منظور تجاوز جنایتکارانه علیه ایران برای تجزیه کشور و جدا ساختن آن از بریکس  و زنجیره‌ ی کشورهای جنوب جهانی طراحی شده است.

تمایل به تغییر رژیم، هر چقدر هم که از نظر سیاسی قابل درک به نظر برسد، استفاده از زور را توجیه نمی‌کند، مگر در مورد مداخله بشردوستانه و در جدی‌ترین موارد نقض حقوق بشر، آنهم تنها با مجوز شورای امنیت. این پروسه باید قبل از اعمال تجاوز انجام شود. دیپلماسی می بایست جایگزین تجاوز شود. دقیقاً به همین دلیل است که مسئله مبنای قانونی از اهمیت بیشتری برخوردار است.

مداخله نظامی فقط باید بر اساس حقایق تأیید شده و ارزیابی روشن، طبق قوانین بین‌المللی باشد و این هم باید قبل از استفاده از زور، نه پس از آن، بدون هیچ خللی روشن شده باشد.

اولین خطای استراتژیک، مداخله پس از سال ۲۰۰۱، به ویژه جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ این بود که با ادعاهای دروغین توجیه شد. با سرنگونی صدام حسین، مهمترین رقیب منطقه‌ای ایران ناپدید شد و موازنه قدرت تغییر کرد.

دومین خطا در سال ۲۰۱۸ رخ داد: ترامپ به طور یکجانبه از توافق هسته‌ای با ایران خارج شد و در نتیجه مهمترین حلقه دیپلماتیک برای کنترل برنامه هسته‌ای ایران را از بین برد. و به این ترتیب فشار جایگزین دیپلماسی شد. تشدید تنش امروز نیز نتیجه این تصمیمات سیاسی امپریالیستی است.

ابزارهای نظامی می‌توانند یک ارتش را متلاشی کنند، اما نمی‌توانند یک نظم سیاسی پایدار ایجاد کنند. باراک اوباما بعداً آن را «بدترین اشتباه» خود نامید که برای دوره پس از مداخله ۲۰۱۱ در لیبی برنامه‌ریزی مشخص نکرده بود.

به این ترتیب سوال اساسی در مورد ایران نیز بی‌پاسخ مانده است: بعد از این تجاوز چه خواهد شد؟

مجله سیاست خارجی «آتلانتیک» از پیش‌بینی احتمالاً بیش از حد خوش‌بینانه - به دیده ما گستاخانه و احمقانه - رویکرد ایالات متحده انتقاد می‌کند: "پس از مداخله نظامی و تضعیف رژیم ایران مردم همراه با اعضای مخالف زندانی قبلی، قدرت را به دست خواهند گرفت و در نهایت یک نظم پایدار بنا خواهند کرد!!

اما واقعیت اینست که:

ایران بیش از ۹۰ میلیون نفر جمعیت دارد، تقریباً چهار برابر جمعیت سوریه ی قبل از جنگ داخلی‌اش.

اولا یک جامعه جوان و پویا منتظر بازگشت ثبات به ایران نخواهد ماند. مسیرهای فرار کاملاً شناخته شده هستند: از طریق ترکیه به اروپا.

تجربه سوریه نشان می‌دهد که مهاجرت نه تنها زمانی آغاز می‌شود که جنگ تشدید می‌شود، بلکه زمانی آغاز می‌شود که امید از بین می‌رود."

اما تاریخ شاهد آنست که توان، اراده، خواست و عِرق ملی ایرانیان برای حفظ استقلال  و تمامیت ارضی بدون شک در مبارزه علیه  تجاوزگران فاشیست مانع از آن خواهند شد که ایران سقوط کند.دستها از ایران کوتاه!

 

نقل از توفان شماره ۳۱۳  فروردین ماه۱۴۰۵ ارگان مرکزی حزب کارایران

 www.toufan.org

وبلاگ توفان قاسمی

http://rahetoufan67.blogspot.se/

وبلاگ ظفرسرخ

http://kanonezi.blogspot.se/

http://toufan.org/ketabkane.htm

 سایت آرشیو نشریات توفان

 http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm

 توفان در توییتر

https://twitter.com/toufanhezbkar

توفان در فیسبوک

https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/

 توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی

https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts

 توفان درشبکه تلگرام

https://telegram.me/totoufan