دولت جدید امپریالیسم آلمان و نسل کشی در غزه

 

 در غزه نه آب آشامیدنی، نه غذا، نه دارو، نه محصولات بهداشتی، نه برق، نه سوخت یافت می شود. ارتش اسرائیل کماکان به بمباران غزه، کشتار، ویرانی و آواره ساختن مردم ادامه می‌دهد. اوضاع انسانی در این دیار فاجعه‌بار است.

اما در حالی که فلسطینی‌ها در غزه از کشتار و گرسنگی رنج می‌برند، سیاستمداران آلمانی شصتمین سالگرد روابط دیپلماتیک با اسرائیل را جشن گرفتند. "یوهان وادفول"، وزیر امور خارجه (از حزب دموکرات مسیحی) و "فرانک والتر اشتاین‌مایر"، رئیس جمهور آلمان فدرال(از حزب سوسیال دموکرات)، در روزهای گذشته با جنایتکاران جنگی  و در راسش نخست وزیر این کشور دیدار کردند. همبستگی نمایشی با دولت اسرائیل، بیانگر سیاست خاورمیانه‌ای آلمان است. گرچه آنها همانند سایر دول امپریالیستی غرب گاه و بیگاه در شیپور تبلیغاتی خود از دفاع  از دموکراسی و حقوق  بشر دم می زنند، اما اکنون با پشتیبانی  از دولتی که روئسای حکومت و ارتشش از طرف دادگاه بین‌المللی، به درستی به نسل کُشی و جنایت علیه بشریت محکوم شده اند، پرده از تزویر و ریای خود برداشته اند. آنها باکمک های مادی، معنوی و تسلیحاتی به رژیم جنایتکار اسرائیل،  نه تنها کاملاً از حقوق بشر و قوانین بین‌المللی فاصله نوری گرفته  اند، بلکه خود را شریک جرم نیز ساخته اند.

اظهارات فریدریش مرتس، صدراعظم این کشور، که در فوریه ۲۰۲۵ با وجود حکم بازداشت صادر شده توسط دیوان بین‌المللی کیفری (ICC)، اعلام کرد که : "راه‌ها و ابزارهایی را برای سفر نتانیاهو به آلمان پیدا خواهیم کرد"، را نیز باید از این منظر نگریست. این سیاست در واقع روند فاصله گرفتن و حتی زیر پا گذاردن  هرچه بیشتر  قوانین بین‌المللی را آشکار می‌سازد.

  در صفحه ۱۲۷ توافقنامه ائتلاف دولت جدید  آلمان، گرچه  با صراحت  از «به رسمیت شناختن حق موجودیت اسرائیل» سخن به میان می آید ولی عملا حقی برای موجودیت دولت فلسطین قائل نمی شود. فرمول "به رسمیت شناختن حق موجودیت اسرائیل"  در آلمان تقریباً مقدس است، اما واقعیت  این است که از نظر قوانین بین‌المللی نادرست است. دولت آلمان با وقاحت حق موجودیت را تنها به دولت صهیونیستی اشغالگر می دهد.

گو اینکه با پشتیبانی  بدون قید و شرط دول امپریالیستی غرب،  اسرائیل به عنوان یک کشور عضو سازمان ملل، از تمام حقوق و مسئولیت‌های یک کشور مستقل برخوردار است، اما در واقع این کشور نه تنها جعلی است بلکه عملا در پی نابودی فلسطینیان است. آنچه در توافق ائتلافی دولت آلمان غایب است، به رسمیت شناختن حقوق پایمال شده فلسطینیان از طرف دولت جعلی صهیونیستی اسرائیل است. آیا فلسطینیان مانند اسرائیلی‌ها، حق مسلم زندگی، امنیت، عدالت و کرامت انسانی را ندارند؟

توافقنامه ائتلاف مذکور گرچه حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ را شدیدا محکوم می‌کند، اما به جنایات متعدد اسرائیل و نقض قوانین بین‌المللی از جانب این جانیان، کوچکترین ‌اشاره ای ندارد. به همین ترتیب، هیچ اشاره‌ای هم به تصمیم ژانویه ۲۰۲۴ دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) مبنی بر وجود نسل‌کشی در غزه - که در نتیجه آن دیوان بین‌المللی در ژانویه، مارس و مه دستور اقدامات پیشگیرانه برای محافظت از مردم فلسطین را صادر کرد - نمی کند.

نظر دیوان بین‌المللی دادگستری در ژوئیه ۲۰۲۴ نیز در هیچ کجای توافقنامه ائتلاف یافت نمی‌شود. در صورتيكه این دیوان کل اشغال فلسطین را غیرقانونی می‌داند. دیوان بین‌المللی دادگستری در عین حال به این نتیجه رسید که اسرائیل حق فلسطینیان برای تعیین سرنوشت خود و ممنوعیت بین‌المللی آپارتاید را نقض می‌کند. جای تعجب نیست که این موضوع در توافق ائتلاف ذکر نشده است زیرا که دولت صهیونیستی اشغالگر اسرائیل پایگاه امپریالیسم غرب و در راسش آمريکا در منطقه به شمار می آید. 

 

دولت آلمان از به رسمیت شناختن این حقایق طفره می رود زیرا با این  روایت کاذب که: "اسرائیل تنها دموکراسی در خاور میانه است" وعمیقاً در گفتمان سیاستمداران آلمانی ریشه دارد، ۱۸۰ درجه در تغایر است.

در عوض، اقدامات ضد بشری اسرائیل تحت عنوان "دفاع مشروع از خود" یا  "برای تضمین امنیت خود" توجیه می‌شود! حتی ۱۸ ماه پس از شروع جنگ، موافقتنامه ائتلاف بدون هیچ تردیدی کماکان روایت رسمی اسرائیل را تکرار می‌کند! این روایت حتی  از نظر قوانین بین‌المللی کاملاً نادرست است. غزه یک کشور مستقل نیست، بلکه بخشی از سرزمینی است که به زور و طور غیرقانونی توسط ارتش کودک کش اسرائیل اشغال شده است، همانطور که در رأی مشورتی دیوان بین‌المللی دادگستری در ژوئیه ۲۰۲۴ نیز تأیید شده است.

 

شواهد و حجم جنایات جنگی سیستماتیک دولت اسرائیل، بویژه در ۱۸ ماه گذشته در غزه معروف خواص و عام است. این موارد شامل: بمباران مداوم غیرنظامیان، حتی در مناطق امن تعیین‌شده، خشونت بی‌رحمانه، آزار و اذیت و حتی کشتار روزنامه‌نگاران، کارکنان بهداشتی و یاری رسانان سازمان ملل(آنروا)، استفاده عمدی از گرسنگی به عنوان سلاح جنگی و نابودی سیستماتیک سیستم بهداشتی، زمین‌های کشاورزی و زیرساخت‌های غیرنظامی، از جمله خانه‌ها، مدارس، مساجد و کلیساها، تصفیه‌خانه‌های آب، شبکه‌های برق و جاده‌ها می شود.

علاوه بر همه این ها، گزارش‌های مربوط به استفاده از سلاح‌های ممنوعه بین‌المللی مانند فسفر سفید در مناطق پرجمعیت،  تصویر یک کمپین هدفمند برای نابودی مردم عمدتاً بی‌دفاع را تکمیل می کند.

 

دولت جدید آلمان با عدم اشاره به جنایات اسرائیل علیه قوانین بین‌المللی و محکوم نکردن آن، عملاً  و عمدا از وظیفه خود برای انجام اقدامات مشخص شانه خالی می‌کند.

تحریم جامع تسلیحاتی، تعلیق همکاری نظامی، تحریم‌های اقتصادی (از جمله ممنوعیت واردات محصولات از شهرک‌های غیرقانونی اسرائیل)، ارزیابی مجدد روابط دیپلماتیک و دانشگاهی و حمایت از تحقیقات بین‌المللی و... اقداماتی هستند که گرچه تا کنون در مورد "کشورهای مغضوب" امپریالیسم نظیر کوبا ، کره ونزوئلا، عراق، لیبی، ایران. روسیه و... بکار گرفته شده و کماکان می‌شوند، اما هیچکدام آنها، علیه رژیم نسل کش اسرائیل ،علیرغم محکومیتش از طرف دادگاه بین‌المللی اعمال نشده است.

با توجه به این پیشینه رفتار امپریالیسم، این گفته رئيس جمهور آلمان که "وضعیت انسانی در نوار غزه باید اساسا بهبود یابد" نه تنها برخوردی انتقادی به اسرائیل و دفاع از مردم غزه نیست، نه تنها یک عبارت پوچ و توخالی است بله عملا دفاع از نسل کشی رژیم  صهیوفاشیستی اسرائیل نیز محسوبمی‌شود.

این یاوه گویی های بی پشتوانه را که اسرائیل برایش تره هم خورد نمی کند، پیش از این در دولت قبلی آلمان از وزیر امور خارجه بی مقدار وقت، "آنالنا بائربوک" ( سبزها) که بدون هیچ پیامد مشخصی بود، شنیده بودیم!

 تهدیدهای مداوم نسل‌کشی بسیاری از سیاستمداران اسرائیلی حاکی از آن بود و هست که این کشور به خزعبلات "بائربوک" و رئیس جمهورآلمان ابدا وقعی نمی نهند. سخنان آنها با پرتاب هزاران تن بمب‌، محاصره غذایی و آواره سازی سیستماتیک از غزه را به دنبال خود داشت!

آلمان با عدم انجام اقدامات متناسب و مؤثر، نه تنها از نظر اخلاقی، بلکه از نظر قانونی نیز مقصر شناخته می شود. آلمان به عنوان یکی از کشورهای عضو "کنوانسیون نسل‌کشی سازمان ملل" و اساسنامه رم، موظف است از جنایات علیه قوانین بین‌المللی جلوگیری و آنها را متوقف کند.

حتی درخواست برای یک راه حل دو دولتی از طریق مذاکره نیز  در توافق ائتلاف دولت جدید آلمان محلی از اعراب ندارد. در صورتیکه نظر دیوان بین‌المللی دادگستری در ژوئیه ۲۰۱۴ به وضوح بیان می‌کند که اسرائیل از نظر قانونی موظف است فوراً به اشغال پایان دهد و به تشکیل  دولت فلسطین  تن در دهد. به دیگر سخن، صرف نظر از هرگونه مذاکره‌ای، آلمان موظف به جلوگیری و توقف جنایات نسل‌کشی خواهد بود.

مجمع عمومی سازمان ملل حتی یک مهلت یک ساله برای این کار تعیین کرد. اما در حال حاضر، دولت اشغالگر و آپارتاید اسرائیل آشکارا طرح‌های الحاق  غزه و کرانه باختری و همچنین بخش‌هایی از لبنان و سوریه را دنبال می‌کند.

واقعیت این است که راه حل "دو دولت" مدت‌هاست که شکست خورده است، هرچند که دول اروپایی از جمله آلمان به ظاهر از سیاست شهرک سازی و خشونت شهرک‌نشینان اسرائیل و آوارگی فزاینده فلسطینیان انتقاد کنند. اما در نهایت آنها را تحمل کرده و در نتیجه ترویج می‌دهند.

از سوی دیگر تصویب کمک مالی بیشتر به اسرائیل  از طرف دولت جدید ائتلافی آلمان، در واقع حمایت عملی این کشور از نسل‌کشی اسرائیل را به نمایش می گذارد.

حتی آنروا (UNRWA)"آژانس امداد رسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی در خاور نزدیک" نیز از گزند وحشیانه ارتش  اسرائیل مصون نمانده است. ارتش اسرائیل طی ارتکاب  ۱۸ ماه جنایت  در غزه، بیش از ۲۰۰ نفر از اعضای این آژانس  امداد رسانی را، به جرم "جاسوسی" (!) هدف گلوله های مرگبار خود قرار داده است، که مورد حمایت غرب، به خصوص امپریالیست های آمریکا و آلمان نیز قرار گرفته  است.  مشروعیت و ضرورت  آنروا چیز جدیدی نیست، اما اسرائیل در راستای هدف نابودی خلق فلسطین از ماه اکتبر با تلاشی عمدی برای خرابکاری در کار آن در غزه و غرب آفریقا دست بکار شده است. در پایان ژانویه، با مصوبه پارلمان اسرائیل، آژانس امداد  سازمان ملل متحد (UNRWA) از فعالیت در خاک اسرائیل، از جمله شرق لبنان اشغالی، و حفظ ارتباط با مقامات اسرائیلی محروم شد. این سیاست را باید در چارچوب نسل کشی  جاری ارتش اسرائیل در غزه دید، زیرا عدم امکان فعالیت آنروا به نابودی سیستماتیک معیشت فلسطینیان منجر خواهدشد،  و شده است.

 

آلمان در کنار ترامپ

اگر آلمان، که اکنون بزرگترین حامی مالی آنروا است، پس از خروج آمریکا، حمایت خود را کاهش دهد یا حتی قطع کند، این امر عواقب فاجعه‌باری خواهد داشت. بحران انسانی در فلسطین و همچنین در اردن، سوریه و لبنان به شدت افزایش خواهد یافت. با اتخاذ چنین‌ سیاستی، آلمان به جای پیوستن به کشورهایی مانند نروژ، ایرلند یا اسپانیا که همچنان از سازمان ملل و سازمان‌های زیرمجموعه آن حمایت می‌کنند، به مواضع دولت ترامپ نزدیک‌تر خواهد شد.

آلمان نه تنها به طور غیرمستقیم، بلکه به طور فعال از سیاست نسل‌کشی حمایت می‌کند. بدون تردید از همان ابتدا، حمله نظامی اسرائیل به غزه با "هدف بازگرداندن گروگان‌ها یا حفاظت از مردم خود" نبود، بلکه با هدف نابودی سیستماتیک تمام وسایل امرار معاش در غزه، نابودی و آوارگی قومی جمعیت فلسطین - و در نهایت الحاق و اشغال غزه و کرانه باختری - صورت گرفت. مقامات دولت اسرائیل بارها این نیت را علنا ابراز کرده‌اند. آنچه امروز شاهد آن هستیم، تشدید سیاستی است که دهه‌هاست - با حمایت آلمان - دنبال می شود.

دولت های قبلی و فعلی آلمان از روایتی غیرانسانی حمایت می‌کند که آپارتاید را به کمک استدلال کذایی "حق موجودیت اسرائیل" مشروعیت می‌بخشد، آن را به عنوان سیاست امنیتی می‌فروشد و جنایات علیه قوانین بین‌المللی را به عنوان "دفاع از خود" تفسیر مجدد می‌کند.

 ۱۵ مه، روز یادبود "نکبت" (۱۹۴۷- ۱۹۴۹) که منجر به کشتار، فرار و آوارگی فلسطینیان از سرزمین مادری شان و مستعمره شدن فلسطین گردید، می بایست  هشداری برای آلمان - که خود مهد فاشیسم  هیتلری بوده است - به شمار آید  تا سرانجام  با واقعیت تاریخی روبرو شود و نکبت را به عنوان یک فرآیند مداوم، به عنوان یک نسل کشی مداوم  درک کند و مانند برخی دیگر از کشورهای اروپایی، با آن به مخالفت  برخیزد.

از بعد از پایان  جنگ دوم جهانی، در آلمان اصطلاح "دیگر هرگز" تا به امروز  به عنوان یک شعار پایه ای علیه فاشیسم بر سر زبان هاست، ولی تو گویی این شعار هرگز به گوش سیاستمداران دولت امپریالیستی این کشور نخورده است!

هر کسی که عبارت «دیگر هرگز» را جدی بگیرد، باید به کنشگری بین‌المللی متعهد باشد. امروز برخی از کارشناسان سازمان ملل متحد، با تعهد به حقوق بشر و انسانیت، خواستار اقدام فوری، از جمله تحریم های همه جانبه علیه دولت اسرائیل شده‌اند. خواستی که امروز در سراسر جهان در تظاهرات  های عظیم و ملیونی علیه نسل کُشی اسرائیل به گوش می رسد.  در غیر این صورت، همه ما شاهد نابودی جمعیت فلسطینی در غزه و کرانه باختری به دست صهیوفاشیست ها خواهیم بود.

 

نقل از توفان شماره ۳۰۴  تیر ماه۱۴۰۴ ارگان مرکزی حزب کارایران

 

 www.toufan.org

وبلاگ توفان قاسمی

http://rahetoufan67.blogspot.se/

وبلاگ ظفرسرخ

http://kanonezi.blogspot.se/

http://toufan.org/ketabkane.htm

 سایت آرشیو نشریات توفان

 http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm

 توفان در توییتر

https://twitter.com/toufanhezbkar

توفان در فیسبوک

https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/

 توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی

https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts

 توفان درشبکه تلگرام

https://telegram.me/totoufan