نمایش
به رسمیت
شناختن دولت
مستقل فلسطین
امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه در ۲۴ ژوئیه جهت فریب افکار عمومی جهان اعلام کرد که "میخواهد فلسطین را رسماً به عنوان یک کشور در مجمع عمومی سازمان ملل به رسمیت بشناسد." او در عین حال نامهای به محمود عباس نیز ارسال کرد. ظاهراً این نامه به عنوان مدرکی در نظر گرفته شده بود که نشان دهد برنامههای پاریس به نفع فلسطینیها است!! اما بیشتر به نفع اسرائیل، زیرا عباس، رئیس جمهور فلسطین، "تعهداتی" داده بود!!
او نه تنها تعهد داده بود که "تشکیلات خودگردان فلسطینی" فاقد نیروی نظامی خواهد بود، بلکه مطیع اوامر اسرائیل و اربابش آمریکا خواهد بود. به قسمی که صهیوفاشیست ها حتی شهرک نشینان فلسطینی کرانه باختری را به پشتیبانی ارتش کودک کش اسرائیل با زور اسلحه از خانه و کاشانه شان بیرون راندند و در صورت مقاومت به زندگی آنان نقطه پایان نهادند. اما محمود عباس و شرکا لب از لب نگشودند.
حال عباس به مکرون و مکرون ها قول داده است که تمام تلاش خود را برای "خلع سلاح شبهنظامیان تروریستی حماس، غیرنظامی کردن نوار غزه و برگزاری انتخابات در سال آینده انجام خواهد داد!!و یک کشور فلسطینی تحت رهبری او، اسرائیل را نیز به رسمیت خواهد شناخت"!
گفته میشود رئیس ۸۹ ساله تشکیلات خودگردان فلسطین همه اینها را در صورت پایان جنگ غزه وعده داده است و او دقیقاً برای همین لحظه آماده میشود!
عباس میخواهد کنترل را از حماس بگیرد تا خودش بر غزه حکومت کند! او عمدا هيچ گونه وقعی به نظر مرم فلسطین، که بیش از ۱۰۰ سال است طعم دیکتاتوری صهیوفاشیست های اسرائیل را چشیده و هنوز هم زیر بار آن استخوان خورد می کنند نمی گذارد.
او به همان سبک و سیاق حکومت گران اسرائیل، بدون اعتنا به نظر مردم فلسطین، راسا فرمان خلع سلاح حماس و به رسمیت شناختن صهیوفاشیست ها را صادر می کند. حکومتی را سفید شویی می کند که بیش از ۳۰سال است در برابر "راه حل دو دولتی" مقاومت کرده و امروز علنا و آشکارا کمر به گسیل فلسطینیان به کشورهای همجوار، یعنی آواره ساختن کلیه غیر یهودیان ساکن فلسطین از میهنشان بسته است. در حقیقت ابصار گاری این پاکسازی قومی هم به گردن محمود عباس انداخته شده است.
چنین به نظر میرسد که محمود عباس فراموش کرده است که در سال ۲۰۰۷، مردم فلسطین با رای خود "حزب فتح" او را با زور از نوار ساحلی غزه بیرون راندند و از آن زمان به بعد، قدرت عباس، البته به پشتیبانی کشورهای حامی اسرائیل، بر بخشهایی از کرانه باختری محدود شد.
این شریک مورد اطمینان غرب: برای گسترش دوباره حوزه نفوذ خود در غزه به کشورهایی مانند فرانسه و آلمان که اکنون قرار است در این امر به او کمک کنند بیش از پیش تکیه کرده است. زیرا تنها این کشورها به او "احترام" می گذارند و از او "حمایت" می کنند، حتی اگر این مستبد و فاسد دیرینه عملاً هیچ پشتیبانی در بین مردم خود نداشته باشد.
عباس عملاً برای بخش بزرگی از جامعه بینالمللی غیرقابل جایگزین است!
زیرا این شخص شخیص عباس است که پیوسته به عدم خشونت علیه اسرائیل و "راهحل دو کشور" متعهد بوده است، در حالیکه اسرائیل با تمام توان خود با آن به مقابله برخواسته و از دید امپریالیسم نیز از نظر سیاسی همچنان تنها مرجع اصلی برای حل مناقشه خاورمیانه به شمارمیآید!
علاوه بر این، عباس طرفدار همکاری امنیتی با اسرائیل است، امری که بسیاری از دولتهای غربی برای آن ارزش قائلند!
"حسین الملا" نیز همین نظر را دارد. این پژوهشگر در موسسه گیگا برای مطالعات جهانی و منطقهای در هامبورگ میگوید: «به ویژه در اروپا و ایالات متحده، عباس اغلب به عنوان یک بازیگر آرام و قابل پیشبینی تلقی میشود.» در چشم غرب، عباس "مظهر تداوم نهادی و روال دیپلماتیک" است. این امر از روایت او از "ضرورت"، حتی اگر به هیچ وجه منعکس کننده واقعیت نباشد، پشتیبانی میکند. در میان متحدانش، این احساس وجود دارد که او در حال تحقق این امر است.»
از دیدگاه خیل هواداران عباس، چیز دیگری نیز به نفع "مرد قدرتمند رامالله"(!!) نقش بازی میکند: او رهبری سیاسی را در یک شخص واحد دارد.» (دیکتاتوری)
او مظهر سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف)، به عنوان رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین و به عنوان رئیس جمهوری که به حزب فتح، حزب حاکم سکولار، وفادار است "شایسته ترین است! ترس از یک جایگزین نیز چیزی است که غرب را همچنان طرفدار او نگه میدارد.
محمود عباس 20 سال است که سکان رهبری تشکیلات خودگردان فلسطین را در دست دارد.
این به اصطلاح رئیس جمهور فلسطین میخواهد با تمام قدرت، خود بر غزه حکومت کند!
ظاهرا به همین دلیل است که حامیان بینالمللی اش حاضرند "انتقادهای" آبکی او از اسرائیل را تحمل کنند!
خشم او علیه حماس که گفت"حرامزادهها، گروگانها را آزاد کنید"(!) نیز احتمالاً در درجه اول برای تحت تأثیر قرار دادن غرب است. عباس ممکن است با چنین رجزخوانیهایی سعی در جلب نظر مردم خود نیز داشته باشد زیرا جناب "رئیس جمهور" به شدت نامحبوب است. نامحبوب در بین مردم خود.
دوره چهار ساله عباس در سال 2009 به پایان رسید - علیرغم تمام وعدههایش، تا به امروز، پس از گذشت ۱۶ سال هیچ انتخاباتی برگزار نشده است. او صداهای مخالف را سرکوب میکند و پارلمان نیز عملا از قدرت ساقط شده است.
علاوه براین او متهم به فساد و پارتیبازی است.
"الملا" میگوید: «عباس سالهاست که در بحران عمیق مشروعیت گرفتار آمده است.» به ویژه نسل جوان که هرگز انتخابات را تجربه نکردهاند، اعتماد کمی به او دارند.
برای بسیاری، امروز عباس نماد نخبگان سیاسی است که بدون هیچ پیشرفت واقعی، چه به سمت استقلال و چه به سمت اصلاحات، خود را تثبیت کردهاست.
"سیمون انگلکس" که از فوریه 2024 ریاست دفتر بنیاد "کنراد آدناور" در رامالله، کرانه باختری را بر عهده داشته است میگوید: « با این همکاری امنیتی عباس با اسرائیل، از نظر بسیاری از فلسطینیها، او خود را در اختيار اسرائیل اشغالگر قرار داده است.»
اما به نظر نمیرسد این موضوع سیاستمدارانی مانند مکرون را آزار دهد: آنها همچنان به عباس تکیه خواهند کرد. "انگلکس" تحلیل میکند که "در برخی از پایتختهای غربی، این نگرانی وجود دارد که بدون رئیس جمهور، ممکن است که تشکیلات خودگردان فلسطین و ساختارهای آن با نتیجهای نامشخص از هم فروپاشد" و ما اضافه می کنیم: و نقشه های شوم استعمار گران نقش بر آب شود.
اما در حال حاضر یک چیز قطعی است: بنیامین نتانیاهو از هیچ تلاشی برای جلوگیری از تبدیل شدن عباس به حاکم جدید غزه فروگذار نخواهد کرد. نخست وزیر اسرائیل متقاعد شده است که پس از پایان جنگ، بازگشت تشکیلات خودگردان فلسطین به نوار ساحلی امکانپذیر نیست و در نتیجه داغ ننگ نوکری تا ابد بر پیشانی محمود عباس باقی خواهد ماند.
نقل
از توفان
شماره ۳۰۷ مهر
ماه۱۴۰۴ ارگان
مرکزی حزب
کارایران
وبلاگ توفان قاسمی
http://rahetoufan67.blogspot.se/
وبلاگ ظفرسرخ
http://kanonezi.blogspot.se/
http://toufan.org/ketabkane.htm
سایت آرشیو نشریات توفان
http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm
توفان در توییتر
https://twitter.com/toufanhezbkar
توفان در فیسبوک
https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی
https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts
توفان درشبکه تلگرام