منافع
ملی چیست؟
نخستین
و بنیادیترین
منافع ملی هر
کشور، مسئله
بقا وموجودیت
سرزمینی است.
بقا در اینجا
صرفاً به معنای
حفظ مرزهای
جغرافیایی نیست،
بلکه سه عنصر
اساسی را در
بر میگیرد:
یکم، بقای
نهاد دولت.دوم استمرار
و انسجام نظام
اجتماعی.سوم حفظ
تمامیت ارضی و
یکپارچگی
سرزمینی.
این
سه عنصر از یکدیگر
جداییناپذیرند.
فروپاشی نهاد
دولت میتواند
به گسست نظم
اجتماعی و تهدید
تمامیت ارضی بینجامد
و از دست رفتن یکپارچگی
سرزمینی نیز میتواند
موجودیت دولت
و جامعه را با
بحران واز هم
گسیختگی
مواجه کند.
سوریه، لیبی
وعراق .... مثال
های زنده ای از
این از هم گسیختگی
وبحران
اجتماعی است
که بر مبارزه
طبقاتی و
انکشاف آن سایه
افکنده است.
چرا بقا
بنیادیترین
منفعت ملی
است؟ زیرا از
دست رفتن آن
هزینههایی
بهمراتب
فراتر از شکست
سیاسی یا
اقتصادی به
جامعه تحمیل میکند.
فروپاشی نظم سیاسی
و اجتماعی،
جنگ داخلی،
تجزیه سرزمینی
یا نابودی ظرفیت
حکمرانی میتواند
هزینههای عظیم
اقتصادی، مالی،
انسانی، عاطفی
و روانی به
همراه داشته
باشد؛ هزینههایی
که گاه جبران
آنها به چندین
نسل زمان نیاز
دارد. از این
منظر، حفظ امنیت
و بقای کشور پیششرط
تحقق سایر
منافع ملی، از
جمله توسعه،
رفاه، آزادی و
عدالت اجتماعی
است. البته باید
میان امنیت بهعنوان
یک منفعت ملی
و فضای امنیتی
بهعنوان شیوهای
از حکمرانی
تمایز قائل
شد. امنیت
واقعی محصول
قدرت، ثبات،
مشروعیت و
توانایی مهار
تهدیدهاست،
نه الزاماً
گسترش کنترل و
محدودیت بر
جامعه.
برخی
از گرایشهای
موسوم به «چپ
شورایی وشبه
ترتسکیست »با
نفی مسئله ملی،
انکار اهمیت
منافع ملی و بیاعتنایی
به ضرورت حفظ
تمامیت ارضی
کشورها، چنان
بر حل تضاد
کار و سرمایه،
آن هم تحت هر
شرایطی، تأکید
میکنند که
عملاً از
توازن قوا و پیوند
مبارزه طبقاتی
با مبارزه علیه
سلطه امپریالیستی
غافل میمانند.
نادیده
گرفتن مسئله
ملی در شرایطی
که امپریالیسم
از ابزارهای
نظامی،
اقتصادی، سیاسی
و قومی برای
تضعیف و تجزیه
کشورها بهره میگیرد،خیانت
به طبقه کارگر
و همه
زحمتکشان است.
فروپاشی
جغرافیای زیست
مشترک یک ملت،
تجزیه سرزمین
و تکهتکه شدن
ساختارهای
اقتصادی و
اجتماعی آن،
تنها به تضعیف
حاکمیت ملی
محدود نمیشود؛
بلکه وحدت و
همبستگی طبقه
کارگر را نیز
درهم می شکند
و پرولتاریا
را بر اساس
مرزهای قومی،
مذهبی و منطقهای
به بخشهای
پراکنده و
متخاصم تقسیم
می کند.
مبارزه
طبقاتی را نمیتوان
از شرایط تاریخی،
استقلال سیاسی
و مسئله ملی
جدا کرد. دفاع
از حق تعیین
سرنوشت ملتها،
مقابله با
سلطه امپریالیستی
و دفاع از
تمامیت ارضی
در برابر تجزیهطلبیِ
مورد حمایت
قدرتهای
خارجی که وحدت
و همبستگی
طبقه کارگر را
می پاشاند، آن
هدف شومی است
که برای ممالکی
نظیر ایران
نقشه چیده اند.
منزه
طلبی "چپ شورایی"
و کارگر زدگي
این محافل سیاسی
و سردرگمی که
این طیف ایجاد
کرده و میکند
پدیده جدیدی نیست.در
طول تاریخ
جنبش کمونیستی
بویژه در عصر
امپریالیسم و
تجاوز به
ممالک مستقل و
تصرف بازار
داخلی وسلب حق
تعیین سرنوشت
کشورها بارها
با خیانت ملی
احزاب وسازمانهایی
روبرو بودیم
که با زبان چپ
سخن می گفتند،
اما عملا در
خدمت امپریالیسم
و فاشیسم
انجام وظیفه می
کردند. اشغال
فرانسه توسط
ارتش آلمان
نازی درجنگ
جهانی دوم و
انکار منافع
ملی و حفظ
جغرافیای زیست
ملت موجب شکاف
جبهه ضد فاشیستی
گردید و ترتسکیست
های مدعی" حل
تضاد
وکارسرمایه"
را درکنار
متجاوزین
ارتش فاشیستی
هیتلر
قرارداد.
تجربه
اشغال فرانسه
بهدست ارتش
آلمان نازی در
جنگ جهانی
دوم، نمونهای
تاریخی برای
بررسی این
مسئله است. در
چنین شرایطی،
مسئله دفاع از
استقلال
کشور، حتا یک
کشور امپریالیستی
و مقابله با
الحاق سیاسی و
اشغالگری به یکی
از محورهای
اساسی مبارزه
ضد فاشیستی
تبدیل شد. هر سیاستی
که این واقعیت
را نادیده میگرفت
و با مطلقکردن
تضاد کار و
سرمایه،
ضرورت مبارزه
مشترک علیه
اشغالگر را کماهمیت
جلوه میداد،
عملاً به تضعیف
جبهه ضد فاشیستی
کمک میکرد.
در همین
چارچوب، باید
مواضع جریانهای
مختلف "چپ"،
از جمله گرایشهای
ترتسکیستی،
را بهطور
مشخص و مستند
بررسی کرد؛ و
علیه این
انحرافات
تئوریک و
پارکابی امپریالیسم
، مبارزه ایدئولوژیک
را تشدید نمود
و تا دیر نشده
ماهیت آنها
را بیش از پیش
را افشا ساخت.
نقل از
توفان شماره ۳۲۰ آبان ماه
۱۴۰۵ ارگان
مرکزی حزب
کارایران
وبلاگ توفان قاسمی
http://rahetoufan67.blogspot.se/
وبلاگ ظفرسرخ
http://kanonezi.blogspot.se/
http://toufan.org/ketabkane.htm
سایت آرشیو نشریات توفان
http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm
توفان در توییتر
https://twitter.com/toufanhezbkar
توفان در فیسبوک
https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی
https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts
توفان درشبکه تلگرام