اتحاد
جماهیر شوروی
سوسیالیستی و
تاسیس اسرائیل
(2)
اعراب
این تقسیمبندی
را رد کردند.
استدلال آنها
این بود که این
سیاست منشور
ملل متحد دایر
بر به رسمیت
شناختن حق خود
تعیینی
سرنوشت خلقها
را نقض میکند.
مخالفت اعراب
بر این پایه
بود که در
کشور جدید که
جمعیت آنرا 50٪ اعراب و 50
٪
یهودیان
تشکیل میدادند
و نیز به
یهودیان تنها 10٪
اراضی کشور
تعلق داشت،
رهبری کشور
باید به یهودیان
وعده داده میشد.Sami Hadawi, Brennpunkt Plästina, S. 93, Dortmund 1976
در بحث
مربوط به این
نقشهها
نماینده دولت
شوروی در
نوامبر 1947 گفت:
"اینکه
هیچ یک از
کشورهای
اروپای غربی
توانائی این
را نداشتند که
ابتدائیترین
حقوق خلق یهود
را تضمین
نمایند و یا
از آنها در
مقابل
اقدامات
خشونتآمیز
جلادان
فاشیسم
محافظت
نمایند،
یهودیان را به
داشتن چنین
خواستهای
کشانیده است
که دولت خود
را بنیان
گذارند. با
توجه به تمامی
آنچه که در
جریان جنگ
جهانی دوم بر
سر خلق یهود
آمد، دیگر نمیتوان
در مقابل این
حق ایستادگی
کرد... نه
مناسبات
کنونی و نه
تاریخچه
فلسطین میتواند
حل یک جانبه
مسئله فلسطین
را توجیه کند. حال میخواهد
این راه حل
تاسیس دولت
مستقل عربی
بدون توجه به
حقوق مشروع
ملت یهود باشد
و یا تاسیس
دولتی یهودی
بدون توجه به
حقوق مشروع
اعراب... مصالح
اعراب و
یهودیان
فلسطین تنها
میتواند با
بنیانگزاری
کشوری عربی- یهودی
تامین شود. کشوری
که دموکراتیک
و مستقل است... چنانچه
این راه حل به
خاطر مناسبات
تنشآمیز
میان یهودیان
و اعراب تحقق
پذیر نباشد (کمیسیون
ویژه میباید
سریعتر در
مورد این امر
نظر خواهی
نماید) باید راه
دوم مورد
بررسی قرار
گیرد. راه
حلی که همانند
راه حل اول در
فلسطین هواداران
خود را دارد و
آن تقسیم این
سرزمین به دو
دولت مستقل
جداگانه است: یک
دولت یهودی و
یک دولت عربی. من
تکرار میکنم: راه حل
دوم تنها
زمانی توجیهپذیر
است که محقق
شود که روابط
اعراب و
یهودیان
آنچنان پر تنش است
که امکان
همزیستی مسالمتآمیز
این دو خلق در
کنار یکدیگر
را غیر ممکن میسازد.)
هیئت
نمایندگی
شوروی در این
مجمع،
همانگونه که
در سخنان فوقالذکر
مشاهده میشود،
در بهار 1947 پیشنهاد
تاسیس دولتی
عربی-یهودی
با سرشتی
دموکراتیک را
داد تا از این
طریق بتوان
تنشهای ملی
را از میان
برداشت.
چنین
پیشنهادی
دقیقا بر پایه
سیاست خارجی
استالین بود،
همان سیاستی
که در موارد
دیگر نیز شاهد
آن بودیم. حال
این پیشنهاد
نه تنها
اکثریت
حاضرین را به
خود جلب نکرد
بلکه بیشتر
شرکتکنندگان
علیه آن رای
دادند.
علیرغم
این برای حل
بحران هیئت
نمایندگی شوروی
پیشنهاد
تاسیس دو دولت
را داد که این
دو دولت با
اتحادیه
اقتصادی به هم
مرتبط بودند. تاکید
هیئت
نمایندگی
شوروی برای
ارائه این
پیشنهاد رنجهای
وحشتناکی بود
که یهودیان در
اروپا متحمل شده
بودند. پیشنهاد
شوروی چه آن
زمان و چه
بعدها همواره
مشروط بود. شرط
شوروی عقبنشینی
نیروهای
انگلیسی از
این سرزمین
بود. در
مقالهای در
ایزوستیا
مورخ 8 فوریه
1947 (K.
Kramer. The Forgotten Frienship,
S. 15 Chicago 1974)
این خواسته به
عنوان شرط
اصلی و غیرقابل
گذشت برای حل
مسئله فلسطین
مطرح گردید.
نقشه
تقسیم فلسطین
آنگونه که
سازمان ملل به
تصویب رسانید
به هیچوجه
اهداف
صهیونیستها
را برای تشکیل
اسرائیل بزرگ
بازتاب نمیداد. اتحاد
شوروی از
صهیونیستها
حمایت نمیکرد. او
حافظ آن
یهودیانی بود
که از اروپا
گریخته و
مخالف
اشغالگران
بریتانیائی
بودند. این نقشه
تقسیم با توجه
به وضعیت
موجود مصالحهای
بود که بر همه
تحمیل شد. راه حل
صحیح که همان
کشوری فلسطینی- یهودی
و دموکراتیک باشد با
دسیسههای
امپریالیستها
به شکست
انجامید.
استعمارگران
بریتانیائی
به تحریک
اعراب فئودال
کشورهای
همجوار که
کنترل ارتش
آنها را داشتند،
دست زدند. امپریالیسم
نوخاسته
آمریکا در این
منطقه پس از
چندین چرخش
سرانجام در
سمت سازمانهای
صهیونیستی
قرار گرفت. میان
یهودیان و
فلسطینیها
سرانجام کار
به اختلافات
تحریک آمیز
ملی رسید.
به این
جهت نیز
طبیعتا آن
استدلال
اعراب فئودال
در سازمان ملل
متحد برای رد
نقشه که به
هیچوجه
نماینده
فلسطینیها
نبودند درست
نبود (اشاره
به حق خود
تعیینی است که
در آغاز مقاله
نامبرده شد- توفان). آنها
اکنون اصرار
بر حق تعیین
سرنوشت
فلسطینیها
به دست خود را
مطرح میکردند.
این که
یهودیان چه
باید میکردند
موضوع بحث
آنان نبود. سیاست
ریشهکنی
یهودیان توسط
نازیها آنان
را به فلسطین
کشانیده بود،
یهودیانی که
در اکثریت خود
صهیونیست
نبودند، به
این جنایت
تاریخی
کوچکترین
اشارهای نمیشد. در
حالی که از یک
طرف رهبران
صهیونیستها
حق اعراب را
در فلسطین به
کلی نادیده میگرفتند،
از طرف دیگر
کمیته عالی
اعراب و
اتحادیه عرب
حق انتخاب را
برای یهودیانی
که پس از سال 1939 به
فلسطین
مهاجرت کرده
بودند به
رسمیت نمیشناختند. در
چنین شرایط
دشواری در دو
طرف اختلاف
تنها نیروی
انگشتشماری
بودند که با
آرامی و بدون
تنش به مسئله برخورد
نمودند. تنها
سازمانی که
اعضای آن را
یهودی و عرب
به طور مشترک
تشکیل میداد
حزب کمونیست
فلسطین بود. اما
اختلافات آن
چنان عمیق بود
که حتی در
صفوف این حزب
نیز تنشهایی
دیده میشد. پس از
مصوبه سازمان
ملل، مورخ 29 نوامبر
1947 که
نوع تقسیمبندی (که در بخش
نخست مقاله در
شماره 100 توفان به
چاپ رسید) را
برسمیت میشناخت،
یعنی تشکیل دو
دولت،
اورشلیم بیطرف
و اتحادیه
اقتصادی این
دو دولت،
وضعیت موجود
به شدت دشوارتر
شد.
قبل از آن
در سپتامبر 1947 اعراب
خود دولت
فلسطین تحت
رهبری احمد
حلیمی پاشا
را تشکیل داده
بودند.
سازمانهای
نظامی یهودی "هاگاناه" Haganah)) و
"ایرگون"Irgun)) چندین
ماه دست به
عملیاتی
نزدند، اما از
آوریل 1948 عملیات
نظامی گستردهای
را علیه
واحدهای اعراب
در مناطق
کنونی
اسرائیل آغاز
کردند. این
عملیات را
ارتشهای
کشورهای
همجوار در روز
استقلال
اسرائیل یعنی 15 ماه مه
1948 با
ورود به
فلسطین پاسخ
دادند. در شب
ورود ارتشهای
اتحادیه عرب
به فلسطین،
دبیرکل
اتحادیه عرب، "اعظم
پاشا" در
قاهره چنین
گفت: "این
جنگ جنگی
بنیان کن و
قتل عامی فجیع
خواهد بود که
مانند آنرا در
تاریخ توسط
مغولها و در
جنگهای
صلیبی دیدهایم“ (W. Hollstein, kein Frieden um Israel, S.
184, Frankfurt 1972)
امروز
کسانی هستند
که به حق،
علیه سیاست
متجاوزانه و
نژادپرستانه
اسرائیل میباشند،
ولی خود به
سیاستهای
نژادپرستانه
اعراب کم بهاء
میدهند. ولی
زمان و اعمال
نیروهای عرب
نشان داد که
آنان با مقاصد
دیگری وارد
میدان شدهاند.
آنها به
قتل عام
یهودیان دست
نزدند، "ابوایحاد" یکی
از رهبران فتح
در مورد حمله
نیروهای اتحادیه
عرب چنین نوشت: "ارتشهای
آنان که در 15 ماه مه
1948 وارد
فلسطین شدند
حتی این
توانائی را
نداشتند که
تقسیم فلسطین
را که توسط
مجمع عمومی
سازمان ملل به
تصویب رسیده
بود تضمین
نمایند". دلیل
آن نیز روشن
بود. ملک
عبداﷲ اردنی که
سواحل غربی
نظرش را گرفته
بود برای خود
این منطقه را
غصب نمود (سواحل
غربی اردن- توفان)، در
حالی که ملک
فاروق نوار
غزه را در
اختیار مصر
قرار داد. دولت
فلسطین تحت
رهبری احمد
پاشا مرده به
دنیا آمده
بود، زیرا که
هیچ دولتی خطر
همکاری با این
دولت را به
جان نمیخرید.Abu Ihad, Heimat oder Tod S. 57
این به
اصطلاح
دوستان
فلسطین چیز دیگری
در ذهنشان
نبود مگر این
که از این نمد
کلاهی نیز
نصیب خود
نمایند. به هر
صورت آنها
توسط دستههای
نظامی سریع
اسرائیلی به
شدت سرکوب
شدند. حال
نوبت قوای
اسرائیلی بود
که با رویای
اسرائیل بزرگ
خود به حمله
دست زدند. آنها
خواستار
مناطق وسیعتری
برای خود شدند. اعراب
فئودال نیز
توافق خود را
با این خواسته
اعلام کردند. حال
آنان به جای 47/56٪
مصوب سازمان
ملل 4/77٪
مناطق
فلسطینی را در
اختیار خود
گرفتند. "بن
گوریون" تاکید
میکرد که این
گسترش منطقه،
پایان کار
نیست زیرا این
مناطق تنها
بخشی از یک
سرزمین هستند.Israel Gvernment Yearbook 1952 S.
15, Tel Aviv 1953
به هر
صورت
صهیونیستها
با مواضع
ارتجاعی و
ماجراجویانه
اعراب فئودال
در اتحادیه
عرب بخشهای
بزرگی از
خواستههای
خود را تحقق
بخشیده بودند. "ابوایحاد" در
مورد این گونه
رهبران اعراب
چنین میگوید: "اشتباه
آنان در آن
بود که اگر
خود همه چیز
را نمیگرفتند،
هیچ چیز را
قبول نمیکردند. آنها
با این سیاست
به تقویت
سازمانهای
صهیونیستی
دست زدند و
شرایط اسکان
جمعیت جدیدی
را در طی سالها
فراهم ساختند
که حال زمینهای
فلسطینی را از
آن خود میکرد
و وطن آنان را
میربود. درست
است که طرح سال
1947 سازمان
ملل در رابطه
با تقسیم
فلسطین
غیرقابل قبول
بود، ولی آنان
حتی با راه
حلی موقت نیز سر
آشتی نداشتند
که بر اساس آن
دولت فلسطینی
با حمایت
سازمان ملل
تشکیل میشد".A. Ihad, a. A, O. , S. 196f.
این
برداشت از
وضعیت آن دوره
است که یکی از
رهبران
فلسطینی با
نگاه به گذشته
بیان میکند.
در این
شرایط پیچیده
بود که اتحاد
شوروری موافقت
خود را با این
مصالحه اعلام
نمود.
شوروی
حتی برای
تصویب این
مصالحه نیز
باید با آمریکا
نیز به مبارزه
بر میخاست. آمریکا
که ابتداء با
این قطعنامه
موافق بود با
چرخشی
پیشنهاد
قیمومیت سازمان
ملل بر منطقه
را مطرح نمود
و خود را به عنوان
نماینده
سازمان ملل
برای این
قیمومیت عرضه
کرد. این
پیشنهاد
وضعیت سابق
فلسطین را
تکرار میکرد،
ولی این بار
با حضور
آمریکا.
در سند
تاسیس دولت
اسرائیل در 14 ماه مه
1948 چنین
آمده است:
"دولت
اسرائیل
آماده است تا
با نهادها و
نمایندگیهای
سازمان ملل
برای تحقق
مصوبه مجمع
عمومی به
تاریخ 29 نوامبر 1947
همکاری نموده
و برای به
وجود آوردن
اتحادیه اقتصادی
کمک موثری
نماید".
صهیونیستها
از این تعهد
خود به سرعت
دست کشیده و
به همدستی
ارتجاعی با
امپریالیسم
آمریکا بدل
شدند که در طی
بیست سال بیش
از 40 میلیارد
دلار در این
کشور سرمایهگذاری
نمود تا
بتواند پلی
برای خود در
خاورمیانه
داشته باشد. در
پایان سال 1952 زمانی
که این نقش
اسرائیل
کاملا روشن شد
دولت جماهیر
شوروی روابط
دیپلماتیک
خود را با
اسرائیل قطع
نمود. طرح
بازگردانیدن
آرامش و صلح
به منطقهای
که سالها در
آن تنش حاکم
بود با شکست
انجامید.
اتحاد
شوروی هیچگاه
از صهیونیستها
حمایت نکرد. شوروی
به آنان اسلحه
تحویل نداد و
یهودیان شوروی
را به مهاجرت
ترغیب ننمود. صهیونیستها
که در گروههای
صهیونیستی در
جمهوریهای
دموکراتیک
شرق اروپا
فعالیت میکردند
به پای میز
محاکمه کشیده
شدند، محاکمات
گروههایی
نظیر "اسلانیکس" (Slanyks) در
چکسلاواکی "رایک" (Rajk) در
مجارستان و "پاوکر" (Pauker) در
رومانی بخشی
از مبارزه با
سیاست
اسرائیل بزرگ
صهیونیستها
بودند. این موضع
کمونیستها
یعنی همکاری
صلحجویانه
میان خلقها
در مبارزه با
استعمارگران
و جنگ افروزان
سیاست امروزی
احزاب
مارکسیستی- لنینیستی
هم میباشد.
زمانی که
دبیر اول حزب
کار آلبانی
انورخوجه در
سال 1978 به
نام کمونیستها
میگوید: "مبارزه
علیه اسرائیل
این ابزار
خونریز امپریالیسم
آمریکا که به
مانعی بزرگ
برای پیشرفت خلقهای
عرب تبدیل شده
است مشکل
مشترک تمامی
این خلقهاست
با این وجود
کشورهای عربی
در عمل نظر
واحدی در مورد
مبارزه با
اسرائیل
ندارند. آنها
نمیدانند که
شکل این
مبارزه علیه
این دشمن
مشترک چگونه
باید باشد. به
این مبارزه
اغلب توسط
بسیاری از
آنان با دیدی
ناسیونالیستی
نگریسته میشود،
ما با
چنین دیدی سر
توافق نداریم. ما
بر آنیم که
اسرائیل باید
هر چه زودتر
به سیاستهای
شونیستی،
تحریک آمیز و
تجاوزکارانه
خود علیه
کشورهای عربی
پایان دهد، ما
خواستاری آنیم
که اسرائیل
مناطق اشغالی
اعراب را به
آنان
بازگرداند و
فلسطینیان به
حقوق ملی خود
دست یابند. ما
هیچگاه
خواهان ریشه
کن کردن خلق
اسرائیل نیستیم". Enver Hoxha Imperialismus und Revolution, S. 206f., Tirana 1978
این آن
چیزی است که
دید و نظر بینالمللی
کمونیستها
را همانگونه
که بیش از 30 سال (به سال
نگارش سند
توجه شود- توفان) پیش
نیز داشتند به
روشنی بیان میکند.
نقل از
توفان شماره ۳۱۲ اسفند ماه۱۴۰۴ ارگان
مرکزی حزب
کارایران
وبلاگ توفان قاسمی
http://rahetoufan67.blogspot.se/
وبلاگ ظفرسرخ
http://kanonezi.blogspot.se/
http://toufan.org/ketabkane.htm
سایت آرشیو نشریات توفان
http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm
توفان در توییتر
https://twitter.com/toufanhezbkar
توفان در فیسبوک
https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی
https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts
توفان درشبکه تلگرام