بیانیه
جبهه کارگران
پاکستان درمورد حمله
احتمالی
نظامی به
ایران
هژمونی
آمریکا در
معرض خطر است
آیا
درگیری میان
آمریکا و
ایران اجتنابناپذیر
است؟
چشمانداز
ژئوپلیتیکی
جهان در حال
حاضر تحتالشعاع
یک پرسش واحد
و هولناک قرار
گرفته است:
آیا ایالات
متحده در آستانهی
یک جنگ تمامعیار
با ایران قرار
دارد؟ در حالی
که واشنگتن یک
نیروی نظامی
عظیم را به
منطقه اعزام
میکند، جهان
با نفسهایی
در سینه حبسشده
نظارهگر است
تا ببیند آیا
این تجمع نیرو
به انفجاری
فاجعهبار
خواهد
انجامید یا
صرفاً قمار
پرریسکی در چارچوب
دیپلماسیِ
قهری است.
محدودیتهای
تهاجم مستقیم
اگرچه
لفاظیها
همچنان آتشین
است، اما یک
تحلیل عینی
نشان میدهد
که وقوع یک
جنگ مستقیم و
متعارف شاید
آنقدرها هم
که چند هفته
پیش به نظر میرسید،
قریبالوقوع
نباشد. ایالات
متحده در حال
حاضر با تناقضهای
عمیق داخلی—هم
اقتصادی و هم
سیاسی—دستوپنجه
نرم میکند.
افزون بر این،
هزینهی
راهبردیِ یک
درگیری آشکار
با تهران
سرسامآور
است. چنین
جنگی محدود و
موضعی نخواهد
بود؛ بلکه به
احتمال زیاد
کل منطقه را
شعلهور
خواهد کرد و
«طوفانی کامل»
بهوجود میآورد
که میتواند
خزانهی
آمریکا را
ورشکسته و
باقیماندهی
متحدان جهانیاش
را از آن
بیگانه سازد.علاوه
بر این، تغییر
ساختار قدرت
جهانی را نمیتوان
نادیده گرفت.
با افزایش
نشانههای همسویی
راهبردیِ
روسیه، چین و
کره شمالی با
تهران،
ایالات متحده
با چشمانداز
هراسانگیز
تشدید تنش در
چند جبهه مواجه
است. در دوران
افول قدرت
آمریکا،
واشنگتن نسبت
به درگیریای
که میتواند
نفوذ باقیماندهاش
را برای همیشه
در هم بشکند،
بهشدت محتاط
است.
جنگ
ترکیبی و
اِعمال فشار
راهبردی
اگر
تهاجم مستقیم
فعلاً از
دستور کار
خارج شده
باشد، هدف از
آرایش نظامی
کنونی چیست؟ به
نظر میرسد
ایالات متحده
در حال انتخاب
یک الگوی پیچیده
از «جنگ
ترکیبی» است.
این رویکرد
شامل تشدید
خفگی اقتصادی
از طریق تحریمها،
بهرهگیری از
دولتهای
منطقهای
مانند
عربستان
سعودی، قطر،
ترکیه و پاکستان
برای وادار
کردن ایران به
تمکین
دیپلماتیک، و
استفاده از
عملیات
پنهانی برای
بیثباتسازی
دولت ایران
است.هدف
آمریکا
واداشتن
ایران به چشمپوشی
از توانمندیهای
دفاعیِ
حاکمیتی خود
است—بهویژه
برنامهی
موشکهای
بالستیک و غنیسازی
هستهای—در
ازای
امتیازهای
اقتصادی
محدود. با این
حال، برای
رهبری ایران،
اینها صرفاً
ابزار چانهزنی
نیستند؛ بلکه
ستونهای
بقای نظام بهشمار
میآیند.
مقاومت
پیرامونی
آیا
ایران و
متحدانش میتوانند
در برابر یک
حملهی
احتمالی
آمریکا تاب
بیاورند؟
هرچند ممکن است
از نظر توان
آتش متعارف،
در معنای
کلاسیک نتوانند
ارتش ایالات
متحده را
«شکست» دهند،
اما این توان
را دارند که
هزینهی جنگ
را به شکلی
غیرقابل تحمل
افزایش دهند.
ایران از طریق
شبکهای از
نیروهای
مقاومت منطقهای
میتواند
درگیری را
فرسایشی کند و
آن را به
باتلاقی بدل
سازد که فضای
سیاسی شکنندهی
داخلی آمریکا
توان تحمل آن
را ندارد.
همانگونه
که تاریخ نشان
داده است—بهویژه
در سنت
تحلیلیِ
لنین—قدرتهای
امپریالیستی
هرچه بیشتر
دچار افول میشوند،
رفتارشان
نامنظمتر و
تهاجمیتر میگردد.
این
«ماجراجویی
امپریالیستی»
اغلب تلاشی
نومیدانه
برای منحرف
کردن افکار
عمومی از بحرانهای
داخلی است—چه
باتلاقهای
غزه و اوکراین
باشد و چه بیثباتی
فزایندهی
نظم جهانی
سرمایهداری.
در این پویش،
دولت
صهیونیستیِ
اسرائیل غالباً
نقش
کاتالیزور را
ایفا میکند و
برای تأمین
منافع توسعهطلبانهی
منطقهایِ
خود، بهسوی
تشدید تنشها
فشار میآورد.
نتیجهگیری:
بدیل انقلابی
از
منظر آگاهی
طبقاتی، باید
درک کنیم که
هرچند ایران و
متحدانش در
چارچوب نظام
سرمایهداری
عمل میکنند،
اما در شرایط
کنونی یک گره
مهمِ مقاومت در
برابر هژمونی
امپریالیستی
را نمایندگی میکنند.
با این حال،
رهایی واقعی
از تهدید جنگ
صرفاً از مسیر
مانورهای
دولتها ممکن
نیست.
صلح
پایدار تنها
زمانی بهدست
خواهد آمد که
طبقهی
کارگرِ بینالمللی
یک مبارزهی
انقلابی علیه
نظام
امپریالیستی
جهانی را سازمان
دهد. ما باید
بیهیچ
ابهامی
تجاوزگری
ایالات متحده
را محکوم کنیم
و از حق تعیین
سرنوشتِ همهی
ملتهایی که
در تیررس
امپریالیسم
قرار دارند،
دفاع نماییم.
تا زمانی که
ریشههای
سرمایهدارانهی
جنگ برچیده
نشود، صلح
چیزی جز توهمی
شکننده نخواهد
بود.
جبهه
کارگران
پاکستان
نقل از
توفان شماره ۳۱۲ اسفند ماه۱۴۰۴ ارگان
مرکزی حزب
کارایران
وبلاگ توفان قاسمی
http://rahetoufan67.blogspot.se/
وبلاگ ظفرسرخ
http://kanonezi.blogspot.se/
http://toufan.org/ketabkane.htm
سایت آرشیو نشریات توفان
http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm
توفان در توییتر
https://twitter.com/toufanhezbkar
توفان در فیسبوک
https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی
https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts
توفان درشبکه تلگرام