ناتو، یکی از مهمترین نهادهای غرب در معرض فروپاشی

 

اگر اعتراف عمومی به شکست اجتناب‌ناپذیر است، پس باید به سادگی آن را پذیرفت.

هشت کشور ناتو با خام خیالی تسلیم وسوسه انجام این کار شدند و یک مأموریت "شناسایی نظامی" کوچک به گرینلند فرستادند!! آنچه قرار بود بیانیه‌ای در حمایت از دانمارک باشد، به یک مانور میان تهی و مفتضحانه تبدیل شد و اروپا  مثل همیشه تسلیم امپریالیسم وحشیانه و جنگ افروز آمریکا شد.

 گرچه این اقدام به منظور سرگرم کردن رئیس جمهور آمریکا و تقویت این تصور در او بود که هیچ‌کس نمی‌خواهد با او به مقابله بر خیزد، ولی دونالد ترامپ را خشمگین کرد. همین کافی بود تا اروپای جبون جابزند.

 

چرا گروه "اولسن" به گرینلند فرستاده نشدند تا نشان دهند که بی‌ضرر بودن ساده‌لوحانه در حال سفر است؟ وقتی "اگون"، "بنی" و "کیلد اولسن" با عشوه انگشت اشاره خود را بالا می‌برند و می‌گویند: "تا اینجا و نه بیشتر"، باید باور داشت که آنها شوخی می‌کنند و قصد آسیب رساندن به هدف آمریکایی‌ها را ندارند!

علیرغم این، این بلاهت بلافاصله دونالد ترامپ را وادار به توسل به شمشیرِ تعرفه‌های گمرکی ساخت.

این موضوع، اختلاف را به یک آشفتگی تبدیل کرد. کل ناتو ناگهان به یک شوخی یا بلوف تغییر شکل می دهد و عملا به "مدافعان" و "فاتحان" گرینلند دراین "اتحاد" تقسیم می شود، که اولی ترسو و دومی با سمبه سلطه جویانه پرزور!

سوال  اینجاست که، اگر به یکی از اعضای ناتو اجازه داده شود که قلمرو بزرگی از عضو دیگر را غصب کند، آنگاه اصل اصلی "تضمین دفاع جمعی" نه تنها زیر سوال خواهد رفت، بلکه  به مضحکه ای تبدیل خواهد شد.

یک پیمان نظامی که متعهد به دفع تهدیدها است، اکنون عملا از طریق یک کشور عضوِ خود، به تهدیدی جدی برای بقیه اعضا تبدیل شده و عملا نه تنها هدف آن پیمان بلکه فلسفه وجودی آن را زیر سوال برده است.

دونالد توسک، نخست وزیر لهستان، اخیراً اعلام کرد: «یکی برای همه و همه برای یکی، وگرنه کار ما تمام است». پیام او این بود:

هر کسی که خود را از هم بپاشد، دیگر نمی‌تواند مخالفان یا دشمنان خود را بترساند. عواقب آن آشکار است.

پوتین نه دیوانه است و نه مظنون به تمایلات خودکشی! حمله او به اوکراین در سال ۲۰۲۲، علاوه بر دلایل دیگر، ناشی از این آگاهی بود که اکثر سیاستمداران ناتو تمایلی به خودکشی ندارند و بهتر است از فروپاشی بزرگ گزارش دهند. با این حال، به جای یک اتحاد نظامی و ویژگی‌های بازدارنده آن، عامل تعیین‌کننده برای آنها، تهدید یک رویارویی هسته‌ای است.

اکنون که دونالد ترامپ بر طرح خود برای تصرف گرینلند نه تنها به عنوان یک پایگاه نظامیِ - همیشه در حالِ گسترشِ ایالات متحده - بلکه به عنوان قلمرو ایالات متحده اصرار می ورزد، ناتو پس از آن عملا از حیز انتفاع ساقط شده است.

آیا مجموعه ای از نیروها که هریک برای تطبیق منافع خود در درون این اتحاد  گرد هم آمده اند،  به یک انجمن چندقطبی با الگوبرداری از گروه‌های APEC یا BRICS تبدیل خواهد شد؟ البته با ایت تفاوت اساسی که اگر به این نتیجه برسد، هیچ کس در قبال دیگران متعهد نخواهد بود، بلکه تنها روح استراتژی امنیتی جدید امپریالیسم آمریکا محقق خواهد شد، که طبق آن هر کشوری منافع خود را در نظر می‌گیرد و در صورت داشتن قدرت، می‌تواند بر اساس آن عمل کند و به دیگران زور گوید!!

مورد ونزوئلا گویای همه چیز است. واکنش‌های نه چندان مثبت در اروپا به تجاوز ایالات متحده علیه این کشور آمریکای جنوبی نشان می‌دهد که این شهوت قدرت کاملاً مقبول افتاده است، مشروط بر اینکه امپریالیسم آمریکا افراد و کشور های "مناسب" را هدف قرار دهد!!

به راحتی می‌توان تصور کرد که سران اتحادیه اروپا نظیر صدراعظم آلمان در صورت اجرای تصمیم دونالد ترامپ برای حمله مجدد به ایران چه واکنشی نشان خواهد داد. مطمئناً این بار از اصطلاح "کار کثیف" اجتناب خواهد کرد و به سرنگونی حکومت ج.ا. و تجزیه ایران لبیک خواهد گفت. او اشاره و اعتنایی هم به قوانین بین‌المللی موجود،  که تجاوز به یک کشور مستقل به منظور تجزیه ، اِعمال سلطه ،  نفی استقلال ملی و تمامیت ارضی ان را منع می کند، نخواهد کرد.

علاوه بر این، این فرصتی برای آرام کردن آمریکایی‌ها فراهم می‌کند، همانطور که اندکی قبل از جنگ اوکراین اتفاق افتاد، زمانی که دولت بایدن هرگونه سازش با روسیه را رد کرد. تاکنون، یک ناتوی "متحد"، عواقب این اعتماد بیش از حد را تحمل کرده است. با این حال، اکنون، نحوه برخورد با گرینلند، به اوکراین و شرکای ائتلافی مشتاق آن نشان می‌دهد که این وضعیت به پایان خود نزدیک شده است.

 اروپایی‌ها، که مدت‌هاست به ناتو "وفادار" مانده‌اند، باید با حیرت و شوک بپذیرند که از کابوس بدون "سرپرست" ماندن رنج می‌برند.

ناتو با پیروی از منطق امپریالیستی، پس از فروپاشی پیمان ورشو در سال ۱۹۹۰، خود را منحل نکرد، بلکه با دکترین خارج از منطقه خود، خود را به عنوان یک هژمون جهانی اعلام کرد که دیگر هیچ دشمنِ برابری ندارد!

 این سازمان که پیش از این در یوگوسلاوی، افغانستان، عراق و سپس در لیبی، سوریه ، سودان ،سومالی جنایتی خونبار و ویرانگر آفرید که امروز مر م آنها هنوز از عواقب تجاوز وحشیانه ناتو رنج می‌برند،  امروز نیز فاجعه‌ بارخواهد بود وقتی دونالد ترامپ نه به عنوان یک دشمن برابر، بلکه به عنوان یک دشمن برتر ظاهر شود و خواستار رویارویی نهایی با سایر اعضای  این ایحادیه تجاوزگر شود.

 

در پایان سال ۲۰۱۹، امانوئل مکرون ناتو را دچار بیماری «مرگ مغزی» خواند، به این معنی که با زمانه خود در ارتباط نیست. اما هنوز اعضای این اتحاد یه آن جمله را نادیده می‌گیرند.

نخست وزیر دانمارک، مته فردریکسن، مطمئن نیست که آیا اتحادها هنوز پابرجا هستند یا خیر.  او می پندارند که این آواز خداحافظی  آلمان خواهد بود، وقتی می بیند که هویت فراآتلانتیکی آن در حال از بین رفتن است. چیزی که تا بحال بخشی از دلیل وجودی آلمان محسوب می‌شد، ظاهراً منسوخ شده است.

البته دولت آلمان  از شرکت در "کمیته صلح" ترامپ  خود داری کرد و در عین حال آواز ایجاد "ارتش اروپا" در صورت فروپاشی ناتو را سر داد. ولی کماکان از ارباب آمریکا دل نکنده است.

 

چه کسی می پنداشت که سرنوشت گرینلند می‌تواند روزی چراغ راهنمایی برای سرنوشت آلمان باشد؟

اخیراً بارها این سوال نگران‌کننده در مورد وضعیت روابط فراآتلانتیک در محافل مطرح شده است. تقاضا برای اروپای قوی‌تر همیشه با این هشدار همراه بوده است که این امر در نهایت ناتو را نیز تقویت خواهد کرد. این اتحاد همیشه ستاره راهنمای امنیت آلمان غربی بود. در عین حال، در کنار اتحادیه اروپا، این اتحاد چارچوبی برای موجودیت سیاسی و رونق اقتصادی فراهم می‌کرد. این امر نشان دهنده یک هویت فراآتلانتیکی عمیقاً ریشه‌دار بود، زیرا که طبق اسناد، آلمان ناتو را به عنوان یک "منفعت ملی اصلی" اعلام کرده است. آخرین کتاب سفید دولت آلمان، ناتو را برای امنیت اروپا ضروری توصیف می‌کند. این امر تمامیت ارضی را تضمین می‌کند و بیانگر مشارکتی مبتنی بر "ارزش‌"ها است! اما  روی با کار آمدن دولت ترامپ و برخورد آن به گرینلند و اروپا به عیان نشان داد که " ارزشی" در کار نیست، بلکه در نظام های امپریالیستی رقابت،  سلطه و منافع در کار است و نه چیزی دیگر.

 

اساساً، جهانی بدون ناتو برای بخش بزرگی از نخبگان آلمانی غیرقابل تصور است. مدت طولانی ی است که از دید آنها، وفاداری پایدار به ایالات متحده، مبتنی بر ترکیبی از وابستگی پذیرفته شده است، چون قرابت ایدئولوژیک بی آنها وجود داشته است. همچنین می‌توان از یک رابطه همزیستی و وابستگی نامتقارن صحبت کرد که آرمان‌ها و پیامدهای هنجاری را پرورش می‌داد، که اکنون به تدریج شروع به از بین رفتن کرده اند.

با اعلام تصرف گرینلند توسط دونالد ترامپ - چه با خرید و چه با زور - بیگانگی که سال‌ها مشاهده شده بود، اکنون به اوج خود نزدیک می‌شود.

 غیر از این هم نمی تواند باشد، وقتی "محافظ" به متجاوز تبدیل می‌شود! اگرچه پایان جنگ سرد در سال‌های 1990/91 اساساً بسیاری از مناسبات را تغییر داد، اما این اتحاد به لطف تلاش‌های "پیشگیرانه" امپریالیسم آمریکا و آلمان  باقی ماند و به شرق گسترش یافت.

 در همان زمان، شکاف‌هایی شروع به پدیدار شدن کردند که ناشی از امتناع صدراعظم "گرهارد شرودر" از شرکت در جنگ غیر قانونی و ضد بشری ناتو علیه عراق در سال ۲۰۰۳ بود. استراتژی «محور آسیا»ی باراک اوباما در سال ۲۰۱۲ را در نظر بگیرید که آسیا را در اولویت قرار می‌داد، استراتژی‌ی که اکنون توسط دولت فعلی، با کاهش رتبه اروپا در رتبه‌بندی جهانی، به طور کامل اجرا می‌شود.

نکته‌ی اختلاف‌برانگیز دیگر، رسوایی شنود مکالمات تلفنی مرکل صدر اعظم آلمان توسط آژانس اطلاعات ایالات متحده، NSA، بود که پتانسیل نظارت و کنترل جهانی را نشان می داد.

 

ناتو مُرد؟

 

مسئله تقسیم بار بین کشورهای ترانس آتلانتیک بارها باعث درگیری شده و با درخواست نهایی دونالد ترامپ مبنی بر اینکه اعضای ناتو باید پنج درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف  جنگ افزارهای  ناتو کنند، به سطوح بی‌سابقه‌ای از درام رسیده است. این موضوع در مورد دولت آلمان نیز صادق است که پس از ناباوری اولیه، با کمال میل رهبری این نارضایتی ها را، برای آرام کردن مهمترین متحد خود یعنی آمریکا بر عهده گرفت. نارضایتی از این زورگویی در میان مردم آلمان نیز صادق است که در درازمدت باید بار سنگین این هزینه هنگفت را به دوش بکشند.

یکی دیگر از نکات مورد اختلاف، دیدگاه متفاوت فعلی در مورد جنگ در اوکراین است. در حالی که واشنگتن برای پایان بخشیدنِ سریع به هزینه های اوکراین تلاش می‌کند، امپریالیسم آلمان از ادامه  از جنگ حمایت می‌کند، حتی اگر در نهایت به هزینه اروپایی‌ها تمام شود که شد. چون ترامپ اعلام کرده است ارسال اسلحه آمریکایی به اوکراین آری، ولی هزینه آن را باید اروپا تقبل کند!

 

موافق یا مخالف ترامپ

 

با این حال، نقطه عطف تعیین‌کننده برای هویت فراآتلانتیکی، آینده گرینلند است. اقدامات دولت آلمان نشان می‌دهد که این کشور همچنان قصد دارد شریک کوچک ایالات متحده، و آن هم بهترین شریک اروپایی با عملکرد خوب، باقی بماند. برای دستیابی به این هدف، باید دنیای ترامپ را بپذیرد، که در آن سیاستِ قدرت، به موذیانه‌ترین و خطر ناک ترین شکل، خود را نشان می‌دهد. در حالی که هژمونی "خیرخواهانه" ایالات متحده همیشه در آلمان مورد استقبال قرار می‌گرفت، اکنون یک دست‌نشاندگی وحشیانه در حال ظهور است که در آن صدراعظم آلمان باید وارد یک رابطه شخصی وفاداری با حامی قدرتمند خود شود.

"انتقال نیروی نظامی آلمان" به گرینلند نشان می‌دهد که او چه توانایی‌هایی دارد!! ۱۵ سرباز آلمانی که اخیراً به درخواست دانمارک، عضو ناتو، که نگران تمامیت ارضی خود است، مستقر شدند،  یک "پیام نمادین" را منتقل کردند:

آنها می‌خواستند برای امنیت جزیره قطب شمال در برابر تهدید غیرواقعی و تخیلی روسیه و چین کاری انجام دهند!؟!؟

 کاملاً واضح است که این تهدید ادعایی، برای ترامپ صرفاً بهانه‌ای برای اعمال جاه‌طلبی‌های امپریالیستی اش محسوب می شود. بی جهت نیست که او صریحاً قصد خود را برای الحاق گرینلند اعلام کرده است. بی جهت نیست که نخست وزیر دانمارک، مته فردریکسن، اعلام کرده است که در آن صورت ناتو از بین خواهد رفت. با این حال، به نظر نمی‌رسد که این موضوع رئیس جمهور آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد، زیرا او همچنان حاضر است با اعمال تعرفه‌های بالاتر بر آلمان و سایر متحدان، به تشدید درگیری‌های بیشتر دامن زند. بنابراین، دولت مرتس باید تصمیم بگیرد که می‌خواهد به کجا برود.

پس از برچیدن ناتو، ترامپ احتمالاً توجه خود را به "دشمن مورد علاقه‌اش"، اتحادیه اروپا، ستون دیگر سیاست امنیتی آلمان، معطوف خواهد کرد. بنابراین، امپریالیسم آلمان با یک انتخاب روبرو است: یا اروپا را تقویت کند و آن را به سمت یک مسیر مستقل هدایت کند، یا به دلیل منافع امپریالیستی ریشه‌دار خود، همچنان به نوکری امپریالیسم آمريکا ادامه دهد.

 

نقل از توفان شماره ۳۱۲  اسفند ماه۱۴۰۴ ارگان مرکزی حزب کارایران

 www.toufan.org

وبلاگ توفان قاسمی

http://rahetoufan67.blogspot.se/

وبلاگ ظفرسرخ

http://kanonezi.blogspot.se/

http://toufan.org/ketabkane.htm

 سایت آرشیو نشریات توفان

 http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm

 توفان در توییتر

https://twitter.com/toufanhezbkar

توفان در فیسبوک

https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/

 توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی

https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts

 توفان درشبکه تلگرام

https://telegram.me/totoufan